مهستان؛ قطعنامه سپتامبر ۲۰۰۴ شورای حکام آژانس مواردی را از مدیرکل میخواست که یکی از آنها گزارش سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ بود.
درخواست بعدی این بود که مدیرکل اعلام نماید که ایران از اولین قطعنامه سال ۲۰۰۳ تا امروز، به کدام قطعنامه پاسخ مثبت داده است.
این درخواست به این دلیل بود که ما به بخشی از قطعنامههای گذشته عمل نکرده و یا حتی در مواضع اعلامی رد کرده بودیم.
در اجلاس سپتامبر، یکی از مواردی که آمریکاییها فشار آوردند تا در قطعنامه گنجانده شود، همین بحث گزارش کامل مدیرکل در مورد اقدامات ایران از سال ۲۰۰۲ به بعد بود که ما نمیخواستیم این موضوع در قطعنامه درج شود، چون اگر تحولات سال ۲۰۰۲ بهبعد گزارش میشد، بدین معنی بود که دوباره تمامی قصورها در گزارش ذکر شود و در این صورت، اقدام برای بستن پرونده بهمراتب سختتر میشد.
فشار امریکاییها به این دلیل بود که میخواستند این امر مقدمهای برای قطعنامه بعدی و ارجاع پرونده به شورای امنیت در ماه نوامبر باشد.
بیشتر از همین خاطرات بخوانید: تحلیل وضعیت و راهکارها در مقطع فروردین ۱۳۸۴
آنها در سپتامبر سال قبل، قطعنامهای را گذرانده بودند که در نوامبر همان سال پرونده را به شورای امنیت ارجاع دهند که تلاش آنها با بیانیه تهران ناکام ماند.
در این مقطع نیز دوباره این مسئله را در قطعنامه گنجاندند تا در نوامبر ۲۰۰۴ پرونده را به شورای امنیت ارجاع دهند.
لذا در این شرایط لازم بود که بهنحوی این توطئه را خنثی کنیم. در نتیجه قطعنامه سپتامبر ۲۰۰۴ شورای حکام، در پی تعیین ضربالاجل بود.
بدینترتیب، پس از سپتامبر، تقریبا روشن بود که اگر اقدام مهمی صورت نگیرد، در نوامبر ۲۰۰۴ پرونده به شورای امنیت ارجاع خواهد شد.
منبع: برگرفته از کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هستهای
خاطرات حسن روحانی





