مهستان؛ تهران عجلهای برای پاسخ دادن به پیشنهادهای آمریکا ندارد. دولت دونالد ترامپ برای رسیدن به نتیجه و خروج از بحران خودساخته بیتاب است.
این بیتابی هم در عملیاتهای نظامی در تنگه هرمز پیداست و هم در اظهارات مقامات آمریکایی و از جمله شخص ترامپ.
او پایان هفته قرار است پشت میزی با شی جین پینگ، رئیسجمهور چین، تکلیف پروندههای بزرگی را در سطح جهان معلوم کند؛ دیداری که چشم تمام ناظران سیاسی را به پکن دوخته است.
ترامپ علاقه ندارد با چهرهای مستأصل از یک جنگ نظامی بدون دستاورد، در مورد مسائلی مانند سرنوشت تایوان یا مسائل تجاری با شی مذاکره کند.
همچنان که علاقهای ندارد که رقیب را به میانجیگری در یکی از مهمترین میدانهای رقابت دعوت کند. ایران با اطلاع از تنگنای زمانی ترامپ، مشغول یک بازی تاخیری است.
آمریکا در نیمه خرداد میزبان جام جهانی است و چند ماه بعد هم ترامپ باید در انتخابات میاندورهای وارد رقابتی با دموکراتها شود.
نظرسنجیها نشان میدهد که وضع او و حزبش در این انتخابات چندان خوب نیست.اما ایران به دنبال چه هدفی است؟ نخست ترامپ را وادار به توافق برای پایان جنگ کند، محاصره دریایی را در قبال آزاد کردن عبور و مرور در تنگه هرمز البته تحت رژیم جدید بپذیرد و بعد مذاکره در مورد مسئله هستهای را از سر بگیرد.
برآورد تهران این است که تداوم وضعیت چنان برای ترامپ دردناک شود که تنها به خروج از جنگ فکر کند.
با این حال اهرم زمان بیپایان نیست. با عبور از هر بزنگاه اعم از بازدید ترامپ از چین یا جام جهانی یا حتی انتخابات میان دورهای، وضعیت تغییر خواهد کرد.
این بزنگاهها خود به خود از اولویت خارج میشوند و معنای خود را از دست میدهند.همزمان تجربه نشان داده که ترامپ بیکار نمینشیند.
تجربه نبردها در هرمز نشان میدهد که ترامپ کوچکترین امکانها برای تغییر در وضعیت و تضعیف ابزارهای ایران را از دست نمیدهند. سوق دادن شخصیت نامتعادلی مانند ترامپ به سوی ریسک های بزرگتر میتواند به دور از احتیاط باشد.
همزمان جامعه ایران هم زیر بحران شدید اقتصادی و وضعیت سیال سیاسی قرار دارد. تابآوری بیپایان نیست.حاکمان ایران باید زمان را به نحوی بسیار هوشمندانه و با برنامهریزی کامل به کار گیرند، ریسکها را بررسی کنند، درکی واقعی از بیشینه و کمینه توافق مد نظر و اهداف خود داشته باشند. زمان یک اهرم بیپایان نیست.





