مهستان؛ آیندهای فراتر از مرزهای انساندولوز و گتاری در سرمایهداری و شیزوفرنی با ابداع مفهوم انسان بهعنوان ماشینی میلگر (machine désirante) اعلام کردند که جوهر انسانی طبیعت و جوهر طبیعی انسان بهمنزلهٔ تولید یا صنعت، در طبیعت یکی میشود. انسان اشرف مخلوقات نیست بلکه موجودی است که عمیقاً از زندگی تمام شکلها و گونهها متأثر است. انگارهٔ «خود» بهمثابه چیزی مقتدر، اینهمان و پذیرای کنترل عقلانی ویران میشود.
پیشرفتهای نوین تکنولوژیکی چون هوش مصنوعی، تکنولوژی زیستی، نانوتکنولوژی، تکنولوژی اطلاعات و علوم شناختی پهنههای دیگری را نیز در برابر رشد ایدهٔ پساانسانگرایی گشودهاند. استیو نیکولز (Steve Nichols) در مانیفست پساانسانی (Post-Human Manifesto, ۱۹۸۸) اعلام میکند که ما هماینک در قیاس با نسلهای پیشین، پساانسانیم.
در سوی دیگر «هنرمندانی» چون اورلان (Orlan) که با جراحیهای پلاستیک بدن خود را جلوهای غیرمعمول بخشیدهاند میخواهند نشان دهند شکل فیزیکی انسان چندان مهم نیست و با تکنولوژی میتوان آن را بهآسانی شکلهای دیگری بخشید. استلارک (Stelarc) با نشان دادن ظرفیتهای ترسناک همکُنشی «مجازی» و «واقعی» معتقد است که شکل انسانی منسوخ شده و ما صرفاً دادههایی (Data) در عصر اطلاعاتیم.
اکنون نظریههایی جسورانه از امکان «دانلود» ما در هایپراسپیس به چیزهایی بدون شکل در قلمروهای اطلاعات و یا «آپلود» مجدد ما به شکل رابطها یا اشکال دیگر سخن میگویند. کوین وارویک (Kevin Warwick) بر این گمان است که در جامعهٔ آینده «انسان» و «پساانسان» هر دو به زیستن ادامه میدهند، اما دومی به دلیل تواناییهای بیشترش بر اولی چیره خواهد بود.
رشیدیان؛ فرهنگ پسامدرن؛ مدخل پساانسان





