مهستان؛ حملات رسانههای اصولگرایان رادیکال به تیم پزشکیان و قالیباف به شدت بالا گرفته است.
بیشترین حملات به جعفر قائم پناه معاون اجرایی پزشکیان بود که در یک جلسه اداری گفته که اگر تصمیمگیری با او بود و اگر میدانست که پافشاری بر غنیسازی اورانیوم موجب شهادت رهبر جمهوری اسلامی میشود، غنیسازی را رها میکرد.
این اظهارات او با حملات شدید رسانههای اصولگرایان و بدنه سیاسی آنها در شبکههای اجتماعی مواجه شد که او را به بهانه قرار دادن خون رهبر شهید برای موضع مصالحهجویانه متهم میکردند.
کار به قدری بالا گرفت که یوسف پزشکیان فرزند رئیسجمهور برای دفاع از نزدیکترین یار پدر به میدان آمد و استوری کرد که غنیسازی اورانیوم «ناموس» کشور نیست.
علاوه بر قائمپناه، امیر ابراهیم رسولی مشاور سیاسی رئیس مجلس هم در این چند روز به شدت زیر ضرب حملات رسانهای رفت.
رسولی در برنامهای در تلویزیون «آن» وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی تاکید کرده بود که باید آرمانها با در نظر داشتن توان جامعه تعقیب شوند و اگرچه او هم خونخواه رهبر است اما نباید فوران قیمت پوشک را نادید گرفت.
این اظهارات رسولی هم آتشی را در رسانههای اصولگرایان رادیکال برانگیخت. به خصوص که داستان مقایسه «پوشک» و «موشک» سابقهای هم در فضای سیاسی ایران دارد.
این مجادلات شدید رسانهای همزمان است با مبدل شدن خواست ایران برای بازگشت آمریکا به تفاهم اسلام آباد به موضع رسمی نظام سیاسی؛ تفاهمنامهای که اصولگرایان رادیکال به شدت با آن مخالف بودند و حتی با انتصاب محسن رضایی در سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی امید داشتند که زمینه برای عبور از آن مهیا شود.
اما به نظر این انتظار غلط بوده و رضایی هم این روزها در کسوت مدافع و مطالبهگر تفاهمنامه به میدان آمده است.
رسمی شدن این موضع دست رادیکالها را برای موضعگیری بسته است و احتمالا به همین دلیل است که رهبران این جریان عمدتا سکوت کردهاند و تاکتیک خود را به مواجه رسانهای با مدافعان تفاهم تغییر دادهاند.
مدافعانی که در سایه نشت نفت از حلقه محاصره ایران به بازارهای جهانی و مشکلات شدید اقتصادی کشور این روزها صریحتر هم شدهاند.
موفقیت آمریکا برای عبور دادن مقداری نفت از تنگه هرمز سکه کسانی را خواستار بسته ماندن تنگه هرمز به عنوان یک اهرم فشار طولانی مدت بودند از رونق انداخته و دست مدافعان را بالاتر برده است.
اما نکته این جاست که به نظر آمریکاییها فعلا قصد بازگشت به تفاهم اسلامآباد را ندارند و میخواهند فشار اقتصادی را آزمایش کنند.
مدافعان اسلامآباد در روزگار افول تفاهم دست بالا را در ساختار یافتهاند و معلوم نیست که آیا این دست بالا در آینده به درد آنها خواهد خورد یا نوشدارو بعد از مرگ سهراب است…





