مهستان؛ محمدرضا دادگستر: نشریه اکونومیست در گزارش ویژهای به مناسبت دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، با تکیه بر دادههای تاریخی و شاخصهای اقتصادی، نظامی و فناورانه، به این پرسش پاسخ میدهد که آیا قدرت آمریکا واقعاً رو به افول است یا صرفاً شکل آن تغییر کرده است. نتیجه اصلی گزارش این است که ایالات متحده امروز از هر زمان دیگری ثروتمندتر، قدرتمندتر و پیشرفتهتر است، اما دیگر مانند گذشته بر جهان سلطه بلامنازع ندارد. به بیان دیگر، قدرت مطلق آمریکا افزایش یافته، اما برتری نسبی آن کاهش یافته است.
گزارش نشان میدهد که مسیر تبدیل آمریکا به قدرت اول جهان از قرن نوزدهم آغاز شد. این کشور با بهرهگیری از منابع طبیعی عظیم، گسترش سرزمینی، انقلاب صنعتی، توسعه زیرساختها و سپس سرمایهگذاری گسترده در علم و فناوری، از بریتانیا پیشی گرفت و در آغاز قرن بیستم به بزرگترین اقتصاد جهان تبدیل شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم، آمریکا در اوج قدرت قرار گرفت؛ کشوری که تنها حدود شش درصد جمعیت جهان را در اختیار داشت اما نزدیک به یکسوم تولید اقتصادی جهان را تولید میکرد. سرمایهگذاری دولت در پژوهش، دانشگاهها، آزمایشگاههای ملی، شبکه بزرگراهها و پذیرش گسترده مهاجران، پایههای این برتری را مستحکم کرد.
به باور گزارش، آمریکا همچنان مهمترین قدرت اقتصادی جهان است. تولید ناخالص داخلی آن با نرخهای بازار در سال ۲۰۲۵ به ۳۲.۴ تریلیون دلار رسیده و همچنان بهطور قابلتوجهی از چین بزرگتر است. این کشور رهبر توسعه هوش مصنوعی مولد، بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان و محل استقرار ارزشمندترین شرکتهای فناوری دنیا است. دلار همچنان مهمترین ارز تجارت و پرداختهای بینالمللی محسوب میشود و همین جایگاه، ابزار قدرتمندی برای اعمال تحریمها و نفوذ اقتصادی در اختیار واشنگتن قرار داده است. همچنین رشد جمعیت آمریکا، برخلاف بسیاری از اقتصادهای بزرگ، همچنان ادامه دارد و مزیتی مهم برای آینده این کشور به شمار میرود.
در حوزه نظامی نیز گزارش تأکید میکند که هیچ کشوری از نظر بودجه دفاعی، فناوری نظامی، تجربه عملیاتی و توانایی استقرار نیرو در سراسر جهان با آمریکا قابل مقایسه نیست. سرمایهگذاری چند دههای این کشور موجب ایجاد ظرفیتهایی شده که رقبای آن هنوز فاصله زیادی با آن دارند؛ از جمله ناوهای هواپیمابر، شبکه پایگاههای نظامی جهانی و صنایع دفاعی پیشرفته. با این حال، گزارش هشدار میدهد که برتری نظامی بهتنهایی تضمینکننده موفقیت سیاسی نیست؛ تجربه جنگهای عراق و افغانستان و همچنین بحرانهای اخیر نشان دادهاند که حتی قدرتمندترین ارتش جهان نیز در تحقق اهداف ژئوپلیتیکی با محدودیتهای جدی مواجه است.
با وجود این نقاط قوت، گزارش معتقد است که احساس «افول آمریکا» از کاهش سلطه نسبی آن ناشی میشود، نه از ضعف مطلق. رشد سریع چین، توسعه سایر اقتصادها و گسترش نظام اقتصادی جهانی باعث شده سهم آمریکا از تولید صنعتی، ذخایر ارزی جهان و برخی شاخصهای اقتصادی نسبت به دهههای پس از جنگ جهانی دوم کاهش یابد. برای مثال، سهم آمریکا از تولید صنعتی جهان از حدود نیمی از کل تولید جهانی در سال ۱۹۴۵ به حدود ۱۵ درصد در سال ۲۰۲۴ رسیده، در حالی که چین اکنون بیش از دو برابر آمریکا تولید صنعتی دارد. البته گزارش یادآور میشود که آمریکا همچنان در صادرات خدمات، فناوریهای پیشرفته و اقتصاد دانشبنیان برتری محسوسی دارد.
در بخش پایانی، گزارش سیاستهای دولت دوم دونالد ترامپ را بررسی میکند و معتقد است که این دولت در حال بازتعریف مفهوم قدرت آمریکاست. افزایش چشمگیر بودجه دفاعی، فشار بر متحدان برای تقبل مسئولیت بیشتر در امنیت خود و تمرکز بر هوش مصنوعی بهعنوان ابزار جدید قدرت، نشاندهنده تقویت مؤلفههای سخت قدرت است. اما همزمان، کاهش شدید بودجه کمکهای توسعهای، محدود کردن مهاجرت، کاهش حمایت از پژوهشهای علمی، توقف هزاران پروژه تحقیقاتی و کاهش سرمایهگذاری در فناوریهای سبز، به تضعیف منابع نرم قدرت آمریکا منجر شده است. گزارش همچنین هشدار میدهد که چین اکنون در هزینهکرد تحقیق و توسعه از آمریکا پیشی گرفته و سهم پژوهشگران چینی در تولید مقالات علمی جهان به سرعت در حال افزایش است؛ روندی که میتواند در بلندمدت مزیت فناورانه آمریکا را به چالش بکشد.





