مهستان؛ وقتی مسعود پزشکیان امضای خود را پای تفاهمنامه ایران و آمریکا گذاشت، بسیاری در محافل سیاسی و رسانهای تهران و احتمالا جهان تصور میکردند این امضا راهی است برای ارضای علاقه ترامپ به نمایش و همزمان رعایت خطوط قرمز تهران. تهرانی که هیچ یک از مقامات آن دوست نداشتند با ترامپ یا معاونش دست بدهند و عکس بگیرند.
تصور میشد که کار مذاکره و رسیدن به تفاهم را قالیباف به نمایندگی همزمان از بخش سیاسی و نظامی پیش برده و در این مسیر نقش پزشکیان عمدتا حمایتی بوده است.
صبح پنجشنبه، جعفر قائمپناه معاون اجرایی و نزدیکترین فرد به پزشکیان از نقش جدی او در اقناع اعضای شورای عالی امنیت ملی برای امضای تفاهم گفت. شورایی که تمام اعضایش جز یک نفر و آن هم احتمالا سعید جلیلی این تفاهم را امضا کردند.
عصر و با پیام رهبر جمهوری اسلامی بود که روشن شد پزشکیان به عنوان رییس شورای عالی امنیت ملی نه تنها از تیم مذاکرات و قالیباف حمایت کرده که مسئولیت این اقدام را پذیرفته است. اقدامی که به صراحت تاکید شده که نظر دیگری در مورد آن وجود داشته و اینک انتظار بر تحقق وعدههای آن است.
این پیام بلافاصله در گروههای اصولگرایان رادیکال مبنای حملات شدیدی به پزشکیان و قالیباف قرار گرفت. اصولگرایان رادیکال که از امضای این تفاهم خشمگین بودند، حالا توپخانه را با شدت به سمت بانیان تفاهم گرفتند.
کار پزشکیان در سیاست داخلی و خارجی حالا بسیار دشوار شده است. قاعدتا اصولگرایان رادیکال با شدت بیشتری او را تحت فشار میگذارند. او در بدنه سیاسی و اجتماعی اصلاحطلبان حامیان قدرتمند چندانی ندارد. در رسانه کسی با او مهربان نیست و نه در صدا و سیمای داخل حمایتی از او میشود و نه در معدود رسانههای کوچک اصلاحطلبان کسی پای او ایستاده است. سهل است که بسیاری از هر دو طرف با ایده وفاق او سرسختانه مخالفند.
تریبونهای رسانهای خارج از کشور هم معمولا با اصلاحطلبان بیش از اصولگرایان مخالفند و پزشکیان معمولا سهم ویژه خود را در سبد مخالفتهای رسانهای تحلیلگران و میهمانان این شبکهها دارد.
پزشکیان باید به تنهایی مسئولیت فرآیندی را بپذیرد که در داخل مخالفان قدرتمندی دارد و در خارج با شخصیت دمدمی ترامپ، قدرت لابی اسرائیل، نتانیاهوی زخمی و هزارتوی سیاست در واشنگتن مواجه است.
قالیباف اگرچه حالا حاشیه امنتری دارد اما بعید است اصولگرایان رادیکال حساب او و کادر سیاسی نواصولگرایان را از پزشکیان جدا کنند و شکست تفاهم و مبدل نشدنش به توافق او را هم به گوشه رینگ خواهد کشاند.
این پیام البته به تیم مذاکرهکننده قدرت مانوری هم خواهد داد. این که عالیترین مقام کشور چندان به تفاهم خوشبین نیست و هر نقض عهد و بهانه گیری در مذاکره ممکن است کار را دوباره به جنگ بکشاند.
پزشکیان و قالیباف، نواصولگرایان و اصلاحطلبان حالا بخواهند یا نخواهند باید ریسکی را بپذیرند که حاصلش نه فقط آرایش ژئوپلتیک غرب آسیا که صورتبندی سیاسی سالهای آتی ایران را تا حدود زیادی معین خواهد کرد.
کار سختتر از آن است که به تصور درآید و راه پرخطرتر از آن که چارهای جز پیش رفتن در آن وجود داشته باشد.
سیاست اساسا حرفه طاقت فرسایی است و سیاستمدار اگر بخواهد اثرگذار باشد، چارهای جز ریسک ندارد. کمتر کسی برای سیاستمداران بازنده مرثیه میخواند!





