مهستان؛ مهندس بازرگان به من پیشنهاد حضور در دولت و وزارت دادند اما به این دلیل که فکر میکردم توانایی اداره وزارتخانه را ندارم و از طرفی چون تازه از زندان آمده بودم، دوست داشتم بیشتر با گروههای مختلف مردم ارتباط داشته باشم و درگیری امور اجرایی من را از این کار باز میداشت.
به همین دلیل قبول نکردم. بعد از ملاقات با مهندس بازرگان به جلسه شورای انقلاب رفتم.
در اولین جلسه که در شورای انقلاب شرکت کردم مرحوم مطهری و بهشتی از من پرسیدند که میخواهم در شورای انقلاب بمانم یا به دولت بروم؟
من هم نظر خود مبنی بر حضور در شورا را گفتم و آنها هم استقبال کردند.
در آن جلسه و پیش از ورود مهندس بازرگان، من شاهد گفتگو و نارضایتی آقایان مطهری و بهشتی از سخنگو بودن آقای عباس امیرانتظام در دولت موقت بودم.
علاوه بر آقایان روحانی برخی از دوستان خودمان مثل مهندس معینفر و مهندس کتیرایی هم از حضور ایشان در دولت ناراضی بودند.
من هم که از سابق ایشان را میشناختم از حضور ایشان در دولت ناراضی بودم. من معتقد بودم سخنگوی دولت باید به مهندس بازرگان نزدیکتر باشد.
دکتر یزدی هم بعد از گفتگوهای اولیه ما وارد جلسه شد و از این انتخاب ناراضی بود. مهندس بازرگان بعد از شنیدن اعتراضات ما، با عصبانیت رو به من کرد و گفت از تو دیگر انتظار نداشتم.
بعد از چند جلسه متوجه شدم شورای انقلاب به صورت هیئتی اداره میشود و جلسات بدون ثبت و ضبط و دستور جلسه برگزار میشود فقط آقای شیبانی بصورت تندنویسی شرح گفتگوها را مینوشتند که انصافا دقیق هم مینوشتند.
کمیسیون تخصصی در ابتدا وجود نداشت، جلسات ضبط نمیشد و در پایان صورت جلسه تدوین نمیشد.
یکی از مباحثی که در جلسات اولیه شورا مطرح میشد بحث ساختار شورا بود که چند بار از سمت من پیگیری شد اما اعتنایی نمیشد. اما بعد از رفراندوم سال ۵۸ بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه
جلد دوم خاطرات عزت الله سحابی
#خاطرات





