تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: ‏داستان شیر و خورشید را از کجا باید شروع کرد؟
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > پنجره > ‏داستان شیر و خورشید را از کجا باید شروع کرد؟
پنجره

‏داستان شیر و خورشید را از کجا باید شروع کرد؟

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
Share
SHARE

مهستان؛ حسین قتیب: اولین سکه با این نماد از کجا به دست آمده؟ شیر و خورشید را نباید از سکه‌های ساسانی شروع کرد؛ و نه از سکه‌های اشکانی. البته شیر و خورشید، جداگانه، در سنت‌های نمادین ایرانی پیشینه‌ای بسیار کهن‌تر داشتند: شیر به عنوان نشان قدرت، جنگاوری و شاهی، و خورشید به عنوان نماد نور، فرّه و نظم کیهانی. اما مسئله‌ی اصلی در اینجا خودِ «ترکیب» است؛ لحظه‌ای که شیر و خورشید به صورت یک نشان واحد، یک المان سیاسی و سکه‌ای، کنار هم قرار گرفتند و قابل ردیابی شدند. این ترکیب، در روایت سکه‌شناختی، از قرن هفتم قمری آغاز می‌شود؛ از قونیه و سیواس، در قلمرو سلجوقیان روم. یعنی نه در جغرافیای امروز ایران، بلکه در غربی‌ترین لبه‌ی جهان ایرانی‌مآب؛ جایی که فرمانروایان ترک‌تبار بودند، اما زبان سلطنت، تخیل شاهی و دستگاه فرهنگی‌شان عمیقاً ایران‌مدار بود.

‏همین‌جا باید یک سوءتفاهم معاصر را کنار گذاشت. دوگانه‌ی «ترکی» و «ایرانی»، به معنایی که امروز از آن می‌فهمیم، دوگانه‌ای جدید و محصول عصر دولت ملت‌هاست. اگر با این عینک به قرن هفتم قمری نگاه کنیم، تاریخ را غلط می‌خوانیم. درست است که بسیاری از این فرمانروایان ترک‌تبار یا مغول‌تبار بودند، اما مسئله‌ی اصلی تبار نبود؛ مسئله زبان قدرت، سنت سیاسی و جهان ذهنی آنان بود. آنان به سرعت فارسی را می‌پذیرفتند؛ اما فارسی در اینجا فقط زبان گفتار یا نوشتار نبود. فارسی یعنی یک دستگاه کامل تمدنی: سنت دیوانی، ادب شاهانه، اسطوره‌های کیانی، شاهنامه، مفهوم فرّه، شیوه‌ی اندیشیدن به سلطنت، و فرم‌هایی که از طریق آنها قدرت خود را مشروع، زیبا و قابل فهم می‌کردند.

‏از همین رو، وقتی می‌گوییم سلجوقیان روم ترک‌تبار بودند اما ایران‌مدار، تناقضی در کار نیست. در جهان پیشامدرن، ممکن بود فرمانروا از نظر نسب ترک یا مغول باشد، از نظر دین مسلمان، از نظر زبان دیوانی فارسی، از نظر تخیل سلطنتی شاهنامه‌ای، و از نظر جغرافیای قدرت در آناتولی، خراسان، هند یا عراق مستقر باشد. اینها هویت‌های متضاد نبودند؛ لایه‌هایی بودند که روی هم می‌نشستند. فرمانروای ترک‌تبار برای پادشاهی کردن، وارد زبان ایران می‌شد؛ نه فقط زبان فارسی، بلکه زبان نشانه‌ها، اسطوره‌ها، نام‌ها و مفاهیم ایرانی سلطنت.

‏نام‌های سلجوقیان روم خود گواه این جهان است: کیخسرو، کیقباد، کیکاوس. اینها فقط اسم نبودند؛ اعلام تعلق به یک افق سیاسی و فرهنگی بودند. سلطان ترک‌تبار، وقتی می‌خواست شاه باشد، خود را با نام‌های کیانی و شاهنامه‌ای معرفی می‌کرد. او در قونیه حکومت می‌کرد، اما برای فهم و نمایش پادشاهی، به خزانه‌ی نمادین ایران رجوع می‌کرد. شیر و خورشید نیز در همین دستگاه باید فهمیده شود؛ نمادی نجومی و شاهانه که در جهان ایرانی‌مآب به زبان مشترک قدرت تبدیل شد.

‏در آغاز، شیر و خورشید پیش از آنکه نشان ملی، شیعی یا دولتی شود، نشانه‌ای نجومی بود. خورشید در برج اسد، یعنی در خانه‌ی شیر، مظهر اوج، تابش، قدرت و سلطنت بود. شیر نیز حیوان شاهانه بود؛ تصویر شجاعت، غلبه و فرمانروایی.

‏در سکه‌های غیاث‌الدین کیخسرو دوم، سلطان سلجوقی روم، این نقش ناگهان ظاهر شد. شیر در حال حرکت است، خورشید بالای پشت او می‌درخشد، و نام خلیفه‌ی عباسی نیز در کتیبه می‌آید. همین ترکیب همه چیز را می‌گوید: مشروعیت اسلامی در متن کتیبه حضور دارد، اما تصویر از زبان کهن‌تر شاهی و اخترشناسی تغذیه می‌کند. اینجا اسلام، ایرانیت، ترک‌بودگی و سلطنت در یک نشان واحد جمع می‌شوند. سلجوقیان روم برای بیان قدرت خود به زبان عربی خلافت اکتفا نکردند؛ آنان به زبان تصویری جهان ایرانی‌مآب نیاز داشتند.
‏ایرانیکا تأکید می‌کند که از اواخر قرن دوازدهم، فرهنگ فارسی در آناتولی سلجوقی ریشه گرفت و در دوره علاءالدین کیقباد، گرایش به فرهنگ ایرانی و فارسی‌مآبانه بسیار تقویت شد؛ حتی بر دیوارهای قونیه، در کنار قرآن و حدیث، ابیاتی از شاهنامه هم آمده بود.
‏از همین‌جا باید فهمید که شیر و خورشید یک نماد محلی یا صرفاً ایرانی به معنای مرزهای امروز نبود. این نماد، نشانه‌ی جهان ایرانی‌مآب بود؛ جهانی که از قونیه و ماردین تا خراسان و خوارزم، و از سمرقند تا شمال‌غرب هند امتداد داشت. در این جهان، فارسی فقط زبان شعر نبود؛ زبان سیاست، دیوان، حافظه‌ی شاهانه و مشروعیت بود. دودمان‌های ترک و مغول وقتی در این فضا مستقر می‌شدند، برای پادشاهی کردن به نشانه‌های ایرانی احتیاج پیدا می‌کردند. آنان از نظر تبار ترک یا مغول بودند، اما در مقام شاه، وارد دستگاه نمادین ایران می‌شدند.

‏در سنت ایرانی‌ایرانیکا نشان می‌دهد که در ایران باستان، پرچم‌ها و نشان‌های شاهی، نظامی و خاندان‌ها وجود داشتند و خورشید و شیر جداگانه در سنت‌های نمادین ایرانی حضور داشته‌اند؛ مثلاً در شاهنامه از درفش خورشید و درفش شیر یاد می‌شود و ایرانیکا همچنین به استفاده‌ی اشکانیان از پرچمی با تصویر خورشید اشاره می‌کند.

‏اما اولین مستند ما از نماد شدن ان با هم از این زمان است. به همین دلیل است که شیر و خورشید با هم بعد از سلجوقیان روم در قلمروهای دیگر نیز دیده می‌شود: در سکه‌های ایلخانان، در ماردین، توس، خوارزم، نزد آق‌قویونلوها و در دیگر نواحی حاشیه‌ای جهان ایرانی‌مآب. این پراکندگی تصادفی نیست. نشان می‌دهد که یک زبان مشترک سیاسی وجود داشت. فرمانروایان گوناگون، با تبارهای متفاوت، می‌توانستند این تصویر را بفهمند و به کار بگیرند. شیر و خورشید برای آنان همان کاری را می‌کرد که یک عنوان شاهانه، یک بیت فارسی یا یک نام کیانی انجام می‌داد: قدرت را درون سنتی معتبرتر و کهن‌تر قرار می‌داد.

‏یکی از مهم‌ترین شواهد، سکه‌ی نادر ناصرالدین محمد قرلغ در شمال‌غرب هند است. قرلغ‌ها نیز ترک‌تبار بودند و میان جهان اسلامی، ایرانی و هندی قرار داشتند. روی این سکه، نقش شیر و خورشید آشکارا به سکه‌های سلجوقی روم نزدیک است، اما پشت سکه نام فرمانروا با خط شارادا و به شیوه‌ای هندی نوشته شده است. این یعنی نماد در مسیر حرکت خود فقط تکرار نمی‌شد؛ ترجمه می‌شد. در قونیه معنایی داشت، در شمال‌غرب هند معنایی دیگر. همان تصویر، در یک سوی جهان ایرانی‌مآب، زبان سلطنت ترک ایران‌مدار بود؛ در سوی دیگر، زبان حاکمی ترک بود که باید هم با اسلام، هم با ایران و هم با محیط هندی سخن می‌گفت.

‏همین نکته اهمیت اساسی دارد: قونیه و شمال‌غرب هند، هر دو بیرون از مرزهای ایران امروز بودند، اما هر دو درون جهان پارسی و ایرانی‌مآب قرار داشتند. این جهان با مرز سیاسی تعریف نمی‌شد. ایرانیت در اینجا نه الزاماً خون بود، نه دولت، نه جغرافیای بسته. ایرانیت یک زبان تمدنی بود؛ مجموعه‌ای از نشانه‌ها، نام‌ها، اسطوره‌ها، سبک‌های دیوانی، شعر، مفاهیم سلطنت و تصاویر مشروعیت. شیر و خورشید یکی از همین نشانه‌ها بود. از قونیه شروع شد، در هند بازتاب یافت، و در پهنه‌ی گسترده‌ی فرهنگ فارسی‌زبان و ایران‌مدار معنا گرفت.

‏در دوره‌ی ایلخانان، این نقش لایه‌های تازه‌ای پیدا کرد. بر برخی سکه‌ها، خورشید از پشت شیر برمی‌آید و حتی عبارت‌هایی اسلامی با آن همراه می‌شود. اینجا هنوز با نماد شیعی قاجاری روبه‌رو نیستیم. شیر و خورشید هنوز بیشتر نجومی، کیهانی و نشان بخت و قدرت است، نه یک نشان مذهبی یا ملی. همین انعطاف باعث قدرت آن شد. نماد می‌توانست در دست فرمانروای مغول، سلطان ترک مسلمان، یا شاه صفوی معنا پیدا کند، بی‌آنکه کاملاً از گذشته‌ی خود جدا شود.

‏در هند مغولی، شیر و خورشید بار دیگر زندگی تازه‌ای یافت. جهانگیر آن را بر سکه‌های معروف خود نشاند. برای مغولان هند، این نشان هم به اخترشناسی و طالع شاهانه مربوط بود، هم به میراث چغتایی و تیموری، و هم به زبان فارسی دربار. مغولان هند در هند حکومت می‌کردند، اما تخیل سیاسی‌شان فارسی‌مآب و آسیای مرکزی بود. شیر و خورشید برای آنان نشانه‌ای از همین پیوند بود: هندی از نظر جغرافیا، فارسی از نظر زبان قدرت، چغتایی از نظر حافظه‌ی دودمانی، و شاهانه از نظر تصویر.

‏در نقاشی‌های درباری مغول، شیر و خورشید روی پرچم‌ها و درفش‌ها نیز دیده می‌شود. این بسیار مهم است، چون نشان می‌دهد نقش فقط سکه‌ای نبود. از سکه به پرچم، از پرچم به نقاشی، و از نقاشی به نقشه‌های اروپایی راه یافت. در نقشه‌ی ویلیام بافین از امپراتوری مغول، این نشان به عنوان علامت قدرت مغولان بزرگ معرفی شد. یعنی حتی ناظران اروپایی نیز آن را به عنوان نشان سلطنتی آن جهان می‌فهمیدند.

‏در ایران صفوی، شیر و خورشید روی سکه‌های اصلی چندان فراوان نیست، زیرا سکه‌های باارزش صفوی عموماً کتیبه‌ای بودند. اما صفویه برای معنای نماد اهمیت حیاتی دارد. ایرانیکا نشان می‌دهد که نمی‌توان با اطمینان گفت شیر و خورشید از همان آغاز صفوی، مثلاً از زمان شاه اسماعیل، نشان رسمی ایران بوده است. اما تا زمان شاه عباس، این نقش به نشان شناخته‌شده‌ی ایران تبدیل شده بود و بر پرچم‌ها، سکه‌های مسی و آثار هنری دیده می‌شد. در همین دوره، لایه‌ی ایرانی و شیعی نماد تقویت شد. خورشید همچنان با فرّه، نور و شاهی پیوند داشت. شیر نیز می‌توانست به امام علی ارجاع دهد، چون علی «شیر خدا» بود. اینجا هنوز با تصویر نهایی قاجاری، یعنی شیر شمشیر به دست و شکل رسمی‌شده‌ی دولتی آن، روبه‌رو نیستیم؛ اما مسیر روشن شده بود: یک نماد نجومی و شاهانه آرام‌آرام در زبان تشیع ایرانی بازخوانی می‌شد. در دوره‌ی صفوی، به‌ویژه تا زمان شاه عباس، شیر و خورشید به نشانی شناخته‌شده در ایران تبدیل شده بود.

البته بسیاری از تصویرهایی که امروز به عنوان «پرچم صفوی شیر و خورشید» می‌بینیم، بازسازی مدرن‌اند، نه پرچم باقی‌مانده از آن دوره. اما اصل تاریخی حضور این نقش بر پرچم‌ها و سکه‌های مسی صفوی، با گزارش‌هایی مانند گزارش شاردن قابل دفاع است.

‏قاجارها این بازخوانی را دولتی و رسمی کردند. در اوایل قاجار، شیر و خورشید روی سکه‌ها، مدال‌ها و پرچم‌ها ظاهر شد، هرچند شکل آن هنوز کاملاً یکدست نبود. فتحعلی‌شاه نشان «شیر و خورشید ایرانی» را ایجاد کرد و از همین دوره ایران پرچمی رسمی با نقش شیر و خورشید یافت. شیر اکنون بیش از پیش با علی پیوند می‌خورد و شمشیر، ذوالفقار، به تدریج وارد زبان تصویری این نشان می‌شود. خورشید همچنان پشت شیر می‌درخشد، اما دیگر فقط خورشید برج اسد نیست؛ نور شاهی، فرّه ایرانی و هاله‌ی قدسی تشیع را هم با خود دارد. بنابراین در قاجار، نمادی که پیش‌تر در جهان ایرانی‌مآب سیال بود، به نشان رسمی دولت ایران تبدیل شد

‏حرف نهایی بنده این است که این نماد ارتباطی به جریان صهیوپهلویستی یا مجاهدین راه صدام ندارد. شیر و خورشید ابتدا نجومی است: خورشید در برج شیر. سپس شاهانه می‌شود: تصویر فرّه، قدرت و سلطنت. بعد ایرانی‌مآب می‌شود: زبان مشترک فرمانروایان ترک و مغول در فضای فرهنگی ایران. سپس اسلامی و گاه شیعی خوانده می‌شود. در صفویه زمینه‌ی شیعی آن تقویت می‌شود. و در قاجار، با علی و ذوالفقار، به نشان رسمی دولت ایران تبدیل می‌گردد.
‏قدرت شیر و خورشید دقیقاً در همین تاریخ متراکم است. این نماد فقط یک تصویر نیست؛ آرشیو کوچکی از جهان ایرانی‌مآب است. در آن می‌توان ایران پیش از اسلام و نماد و شب شیر، نجوم قدیم، پادشاهی ایرانی و نه دیکتاتوری پهلوی ، مهاجرت ترکان، فارسی‌شدن مغولان، دربار مغول هند، تشیع صفوی و دولت قاجار را هم‌زمان دید. هر دوره چیزی به آن افزود، اما هیچ دوره‌ای گذشته‌ی آن را کاملاً پاک نکرد. به همین دلیل، شیر و خورشید در پایان قاجاری خود، هنوز خاطره‌ی قونیه، سیواس، خراسان، ماردین، سمرقند و هند را با خود حمل می‌کند.

 

منبع: کانال تلگرامی حسین قتیب

TAGGED:ایران
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article تنگۀ هرمز: از اهرم فشار تا تلۀ فرسایش
Next Article شصت و پنج سالگی یک ضدانقلاب
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

از کمک خیریه تا مطالبه‌گری اجتماعی؛ جامعه مدنی چه مسیری را طی می‌کند؟
جامعه مدنی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
سخنرانی روبیو
روبیو و ذبح واقعیت «رئال‌پلیتیک باستان»؛ تلاش برای مشروعیت بخشی به جنگ تجاوزکارانه
تیتر سیاست خارجی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
رویدادی برای کاستن فاصله متن و صحنه
فرهنگی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
روز جهانی سلامت روان؛ تاب‌آوری بدون مراقبت از روان کامل نمی‌شود
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
چرا حماس وضع موجود را خطرناک‌تر از قمار ۷ اکتبر می‌دانست؟
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
نامه سرگشاده رحمت‌اله بیگدلی به محسن اراکی عضو مجلس خبرگان، در نقد تعریض وی به قرآن و نهج‌البلاغه خواندن پزشکیان
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش سوم)
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
آش ایرانی؛ قصه شکر مازندران و شکر هندوستان
فرهنگی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
۱۵ روز تا انتخابات اسرائیل؛ اپوزیسیون دست نتانیاهو را بالا می‌برد
سیاست خارجی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
روس‌ها و میانجیگری در جنگ ایران و آمریکا؛ رابطه سمی شاید منافع راهبردی را  تامین کند!
سیاست خارجی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
صهیوپهلویسم
صهیوپهلویسم، آتن، پرسپولیس و اورشلیم!‏
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
رادیکالیسم و جنبشهای اجتماعی
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه میانی خوزستان
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
عملگرایی اخلاقی
در ستایشِ عمل‌گرایی اخلاقی؛ نگاهی به تجربه‌ی زیسته‌ی سید مصطفی تاج‌زاده
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
از توماس جفرسون تا مارکو روبیو؛ آمریکا به نزاع تمدن‌ها چطور می‌نگرد؟
سیاست خارجی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
از بالفور تا روبیو؛ درس‌های سخنرانی اکروپلیس برای ایران امروز
سیاست خارجی
۱۹ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش دوم)
پنجره
۱۸ مهر ۱۴۰۵
شجریان، یکی بود!
فرهنگی
۱۷ مهر ۱۴۰۵
روابط ناپایدار نسل Z؛ از آشنایی تا ناپدید شدن و زخم‌های عاطفی
فرهنگی
۱۷ مهر ۱۴۰۵
ارنستو چگوارا
ارنستو چه‌گوارا؛ حرکت به سمت کوبا و شروع انقلاب مسلحانه
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • از کمک خیریه تا مطالبه‌گری اجتماعی؛ جامعه مدنی چه مسیری را طی می‌کند؟
  • روبیو و ذبح واقعیت «رئال‌پلیتیک باستان»؛ تلاش برای مشروعیت بخشی به جنگ تجاوزکارانه
  • رویدادی برای کاستن فاصله متن و صحنه
  • روز جهانی سلامت روان؛ تاب‌آوری بدون مراقبت از روان کامل نمی‌شود
  • چرا حماس وضع موجود را خطرناک‌تر از قمار ۷ اکتبر می‌دانست؟

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
پنجره

خاطرات حسن روحانی: مذاکرات تهران- بخش سوم

مهستان؛ خاطرات حسن روحانی: پس از گذشت ۲۰ دقیقه بار دیگر مذاکرات آغاز شد. گفتم از ابتدا قرار ما این…

2 Min Read
پنجره

آیا مونیخی‌ها از مریخ آمدند؟!

مهستان؛ حسین قتیب: یکی از توضیح‌های کلیدی برای فهم رفتارها و تکنیک‌های یارگیری شبکه حامی و رواج دهنده‌ی رضا پهلوی…

10 Min Read
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
پنجره

خاطرات عزت‌الله سحابی؛ تدوین قانون اساسی(بخش اول)

مهستان؛ زمانی که امام در پاریس بودند دکتر حسن حبیبی را مأمور نوشتن پیش‌نویس قانون اساسی کردند. دکتر حبیبی هم…

2 Min Read
روح سرمایه داری
پنجره

روح سرمایه داری

مهستان؛ روح سرمایه داری چیست؟ تکاپوی ثروت، جستجوی منفعت، جستجو به دنبال پول آن هم حداکثر ممکن پول فی نفسه…

1 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: ‏داستان شیر و خورشید را از کجا باید شروع کرد؟
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?