مهستان؛ به لحظات دلهرهآور پایان آتشبس بسرعت نزدیک میشویم. تمامی شواهد بر روی صحنه از سرسختی دو طرف برروی مواضع و خطوط قرمز خود حکایت دارد.
واشنگتن به محاصره دریایی خود علیرغم بازگشایی تنگه هرمز ادامه میدهد و تهران نیز در پاسخ مجددا محدودیتهایش را بر تنگه اعمال می کند.
این جنگِ درون آتشبس ابتدائا بر این امر حکایت میکند که بزودی دور جدیدی از درگیریهای مستقیم را شاهد خواهیم بود و آتش بس فعلی تنها تنفسی برای نیروهای نظامی و تجدید قوای آنها بودهاست.
اما میتوان این درگیریهای سرد را چنین نیز فهمید که هر دو طرف در حال اعمال فشار جهت گرفتن حداکثر امتیازات بر روی میز مذاکرهاند هرچند شمارش معکوس آن آغاز شدهباشد.این وضعیتی بشدت گیج کنندهاست و زیست روزانه بسیاری از مردم در توقف جنگ، متوقف شدهاست.
همه به نظاره نشستهاند که در نهایت جنگ پیروز می شود یا صلح؟ تعلیق قطعی زندگی و اضطراب مضاعف از چگونگی آینده هر کسی را میتواند به سقوط بکشاند.
سقوط از زندگی، سقوط از معنا، سقوط از ارزش و سقوط از تمام هنجارهای یک زیست عادی. بایسته است تا با کنار زدن حجم عظیمی از شایعات و جنگ های روانی رسانهای و دریافت واقعیت آنچه در حال رخ دادن است تاب آوری اجتماعی یکدیگر را کمی بهبود ببخشیم.
واقعیت آن است که جنگی که از سوی آمریکا و اسرائیل بر ایران تحمیل شده است از سوی طرف آمریکایی آن برخاسته از دلایل زیربنایی اقتصادی در سطح جهانی است که در این نوشتار کوتاه مجال پرداختن به آن وجود ندارد و از طرف اسرائیلی نیز حذف هر قدرت سرزمینی در جغرافیای غرب آسیا جهت اعمال هژمونی بدون درد سر خود بر منطقه است.
بنابراین دلایل بنیادین شکلگیری جنگ همچنان پابرجا خواهد ماند مگر آنکه ادراک آن ها از توانمندی ایران در دفاع از خود دچار دگرگونی شده باشد.
اینکه آن ها به چه درکی رسیدهاند تنها پس از تعیین تکلیف نهایی این جنگ قابل ارزیابی خواهد بود ولی هرچه باشد امروز درک واقع بینانهتری از ادراک پیشین خود دارند.اما دلایلی هم وجود دارد که مانع از تداوم جنگ فعلی میشوند و آن هم بحرانهای انرژی و صنعتی و غذایی است که گریبانگیر تمام دنیا شده است و بصورت کمی انضمامیتر دو واقعه مهم نزدیکدست در کشور آمریکا است.
واقعه اول مربوط به جام جهانی فوتبال است که ادامه جنگ فعلی و متعاقبا کمبود سوخت جت و افزایش قیمت بلیط و تورمهای متعاقب آن میتواند منجر به این شود که سرمایهگذاری ۶ میلیارد دلاری آمریکا برای این رویداد ورزشی تماما به هزینهای مضاعف بر روی دست دولت آمریکا بدل شود و دومین واقعه انتخابات میان دورهای مجالس این کشور است که پیامدهای این جنگ پایگاه های رای جمهوریخواهان را بشدت نشانه رفته است و از دست دادن اکثریت در قوه مقننه میتواند دولت ترامپ را با محدودیتهای اساسی و در نتیجه از دست دادن دولت بعدی روبرو کند.
بنابراین آنچه بنظر میرسد این است که دلایل بنیادین جنگ همچنان دست نخورده باقی ماندهاند و در بلند مدت با تغییر مختصات سیاسی و اقتصادی جهانی محتمل است که شعله های این جنگ مجددا سر بر آورد اما شرایط نزدیک دست چه در آمریکا و چه در جهان خواهان پایان جنگ و بازگشت امنیت به این مهمترین آبراهه فعلی روی کره زمین میباشند.
نتیجه آنکه برقراری صلحی تاکتیکی و در عین حال مضمر همچنان محتملترین گزینه روی میز است مگر آنکه ترامپ و مشاورین اسرائیلیاش بر این گمان بسر ببرند که میتوانند با ضربه ای غیرقابل پیشبینی و غیر قابل محاسبه کار ایران را یکسره کنند که بعید بنظر میرسد.





