مهستان؛ با تجمع نسبتا گسترده امروز در بخشهایی از بازار تهران، شرایط بحرانی یک هفته اخیر در ایران به یک نقطه عطف جدید رسیده است.
در حالی که به نظر میرسید اعتراضات مردمی به تدریج در حال کاهش است، این تجمع بار دیگر شعله بحران را بالا کشید.
ارکان راهبرد مدیریت بحران: قاطعیت بر ارز تک نرخی، صبوری در برابر معترضان، خویشتنداری در سیاست خارجی و گشایش سیاست داخلی خواهد بود.
با چه وضعیتی مواجه هستیم؟
بافت میدانی اعتراضات
اعتراضات مردمی به صورت عمده در شهرهای کوچک متمرکز است. تحلیل این که چرا اعتراضات در دور اخیر در این شهرها متمرکز شده است، به دلیل فقدان دادههای میدانی ناممکن است.
اما الگوی اعتراض شهر به شهر همچنان در حال تداوم است. همزمان امروز هم اعتراضات تهران در بازار متمرکز بود.
نقطه شروع اعتراضات از بازار تهران و به خصوص بخشهایی از بازار بود که از سیاست تک نرخی کردن ارز به شدت متضرر میشدند. امروز اما اعتراضات به بخشهایی دیگر از بازار کشیده شد.
باز هم فقدان اطلاعات میدانی کار تحلیل را بسیار دشوار میکند اما به نظر میرسد که نمیتوان همچنان از تحرکات مخالفان تک نرخی شدن ارز در شکلگیری اعتراضات غفلت کرد.
این جراحی اقتصادی بزرگی است که اگرچه دولت از سر ناچاری به آن دست زده است؛ اما میلیاردها دلار رانت را از سفره گروههای خاص خارج میکند.
امروز الگوی نوسانات شدید قیمت دلار که چیزی حدود ۵ هزار تومان بالا و پایین میرفت هم احتمال مداخله قدرتمندان اقتصادی را تقویت میکند.
البته که حتما معترضان سیاسی و معیشتی هم در صفوف این اعتراضات حضور دارند.
جنگ روانی آمریکا و اسرائیل
در عرصه سیاست خارجی تمام تلاش دولت ترامپ و نتانیاهو بر ایجاد یک فضای ناامنی روانی و پررنگتر کردن سایه جنگ بر ایران متمرکز است.
ترامپ در کنار لیندسی گراهام سناتور دوست اسرائیل کلاه با شعار «ایران را مجددا شکوهمند کنیم» یا همان «میگا» را به دست میگیرد و چندین بار از امکان مداخله آمریکا در صورت برخورد با معترضان سخن میگوید.
خبرسازیهای مداوم رسانههای نزدیک به اسرائیل ادامه دارد و نتانیاهو هم روزی نیست که فضا را به سمت تشنج بیشتر سوق ندهد. این رفتار هم در الگوی نوسانی و رشدهای ناگهانی قیمت ارز بیتاثیر نیست.
خشم و فرسودگی انباشته شده
در کنار همه این موارد و شاید اساسیتر از همه باید به خشم و اعتراض شدید جامعه نسبت به شرایط سیاسی و اقتصادی هم اشاره کرد، اظهارات و اعمال مداوم تندروها در سیاست داخلی و خارجی در کنار سختی شدید معیشتی روان جامعه را به شدت فرسوده است.
چه باید کرد؟
شرایط بسیار بحرانی و ایران بر لبه تیغ است. حتی یک اشتباه کوچک میتواند بیثباتی گسترده و حتی خطر تجاوز نظامی خارجی را به دنبال داشته باشد.
در این شرایط دولت پزشکیان باید ارکان مختلف یک راهبرد منسجم را پیگیری کند.
پافشاری بر ارز تک نرخی
نخست آن که به هیچ عنوان از سیاست تک نرخی کردن ارز کوتاه نیاید و با قاطعیت و تا انتها بر این سیاست پافشاری کند.
ارز ترجیحی اقتصاد ایران را سرشار از رانت و فساد کرده و نفس تولید داخل را بریده و بوروکراسی دولت را فاسد و ثروتهای کلان برای عدهای آفریده است.
اگر دولت از این تصمیم بازگردد، کارش عملا به پایان خواهد رسید. پزشکیان باید به صراحت از بازگشتناپذیر بودن ارز تک نرخی بگوید و خیالات بهرهمندان از رانت را پایان دهد.
صبوری کامل در برابر معترضان
دوم آن که در برابر معترضان نهایت صبوری پیشه شود. اتفاقاتی مانند آن چه گفته میشود در بیمارستان امام خمینی ایلام و یا بیمارستان سینا رخ داده است، لغزشهایی بزرگی هستند که هر لحظه میتوانند شعله بحران را چند برابر کنند.
پزشکیان باید با تمام توان در اقناع حاکمیت برای مدارا با معترضان کوشش کند. حتی اگر به قطعیت بداند که دست بهرمندان از رانت ارز چند نرخی در پشت پرده برخی اعتراضات هست.
سکوت خویشتندارانه در سیاست خارجی
سوم آن سیاست خارجی مهمترین مشکل است اما فعلا راه حل عاجلی در دست نیست. شکی وجود ندارد که اسرائیل مترصد حمله مجدد به ایران است.
نیروهای مسلح باید نهایت هوشیاری را در برابر هر اقدام تجاوزکارانه داشته باشند.
اما نباید در چرخه پاسخ دادن به اظهارات تحریک آمیز ترامپ و نتانیاهو افتاد. چنین وضعیتی به ناامنی ذهنی مدنظر آنها در جامعه دامن میزند. سکوت خویشتندارانه و هوشیارانه گزینه درست است.
گشایش سیاسی
و سرانجام چهارم آن که باید گشایش سیاسی ایجاد کرد. بعید است که معترضان به گشایشهایی مانند رفع فیلترینگ یا فرصت دادن به گروههای سیاسی شناسنامه دار یا شخصیتهای رانده شده، توجه کنند.
اما بخش دیگری از جامعه که فعلا سکوت کرده است احتمالا از چنین رویکردهایی استقبال خواهد کرد.
اگرچه مقاومت برخی مراکز قدرت در برابر هر گشایش سیاسی چنان است که نمیتوان امید چندانی داشت اما پزشکیان و دولتمردانش نباید حتی یک لابی کوچک یا یک فرصت اندک را هم در این مورد رها کنند.
روزهای بسیار دشواری است. روزهایی سرنوشتساز. روزهایی که شاید سرنوشت سالیان ایران را رقم بزند.





