مهستان؛ محمود ایزدیان در یادداشت «نفت ایران، بلای خانمانسوز؛ از سقوط رضا شاه تا انقلاب ۱۳۵۷» به نقش نفت ایران در تحولات سیاسی و اقتصادی کشور از سقوط رضا شاه تا انقلاب ۱۳۵۷ میپردازد.
پس از اشغال ایران در ۱۳۲۰، متفقین برای حفظ پالایشگاه آبادان تدابیر ویژهای اتخاذ کردند و با توسعه تأسیسات نفتی، امکان انتقال سوخت به شوروی را فراهم کردند؛ نقشی که بهگفته نویسنده در پیروزی متفقین کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
در سالهای پس از جنگ، استخراج نفت ایران رشد چشمگیری داشت اما سهم واقعی ایران از درآمدها ناچیز بود؛ بهطور نمونه در ۱۳۲۶ از ۳۲.۵ میلیون لیره درآمد فقط ۷ میلیون لیره به ایران رسید.
اختلافات قدرتهای پیروز بر سر نفت ایران شدت گرفت و شوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال، از خروج نیروهایش و از فرقه دموکرات آذربایجان برای فشار سیاسی استفاده کرد.
با مخالفت مجلس پانزدهم، این امتیاز رد شد و جریان ملیگرایی بهویژه در دورههای ۱۵ و ۱۶ مجلس تقویت شد.
نهایتاً در اسفند ۱۳۲۹، قانون ملی شدن صنعت نفت تصویب شد و با انتخاب دکتر محمد مصدق به نخستوزیری، اجرای این قانون محور برنامه دولت قرار گرفت.
پس از سقوط دولت ملی، در ۱۳۳۳ قرارداد کنسرسیوم (امینی–پیچ) امضا شد که کنترل فعالیت شرکتها را از دست ایران خارج میکرد، امکان فسخ نداشت و منافع را ناعادلانه تقسیم میکرد.
همچنین قرارداد جداگانهای ایران را موظف به پرداخت ۲۵ میلیون لیره خسارت به شرکت نفت انگلیس و ایران میکرد.
در ادامه، قانون نفت ۱۳۳۶ تدوین شد و در ۱۳۵۳ اصلاح گردید، با تأکید بر محدود کردن نقش شرکتهای خارجی به قراردادهای خدماتی. طی دهههای ۳۰ تا ۵۰ تولید نفت ایران جهش یافت و تا سال ۱۳۵۶ به ۶ میلیون بشکه در روز رسید.
افزایش درآمد نفتی (که بین ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ به ۱۱۳ میلیارد دلار رسید) اقتصاد کشور را بهشدت به نفت وابسته کرد؛ سهم مالیات به ۲۳٪ کاهش یافت، ساختار بودجهای دولت متکی به نفت شد، شکاف طبقاتی عمیقتر گردید و صادرات غیرنفتی تضعیف شد.
ایزدیان تأکید میکند که اتکای نظام پهلوی به درآمدهای نفتی باعث فاصله گرفتن آن از مردم، کاهش پاسخگویی، بیاعتنایی به اعتراضهای مدنی و شکلگیری گروههای مسلح شد.
در نهایت، ترکیب این عوامل—بهویژه اقتصاد نفتمحور، تمرکز قدرت و بینیازی دولت از حمایت مردم—به فرسایش مشروعیت و بروز انقلاب ۱۳۵۷ انجامید.
منبع: نشریه اقتصادی نهضت آزادی ایران/ شمارۀ ۲۱





