مهستان؛ ابوالفضل رحیمی شاد در یادداشت «نقدی بر «ایران پس از ۱۲ روز» غفلت از قدرت لازم برای گذار دموکراتیک»؛ با بررسی «ایران پس از ۱۲ روز» نشان میدهد که تحلیل تاجزاده با وجود ارزشهای قابلتوجه، از «چگونگی کسب قدرت اجتماعی مردم برای ورود به فرآیند گذار» غفلت کرده است.
او بر رفتار مطلوبی چون مسالمتجویی، پرهیز از خشونت و تأکید بر مطالبات دموکراتیک تکیه میکند، اما میان این رفتار مطلوب و «قدرت واقعی مردم» فاصله جدی وجود دارد. تجربه گذارهای دموکراتیک اثبات کرده که بدون «قدرت اجتماعی سازمانیافته» هیچ نظام مستقر تن به تغییر نمیدهد.
در حالی که چهار محور اصلی قدرتسازی یعنی «جامعه مدنی سازمانیافته»، «ائتلافهای گسترده»، «قدرت بسیج پایدار» و «ابزارهای فشار خشونتپرهیز» در ادبیات گذار نقش مرکزی دارند، تاجزاده درباره سازوکار دستیابی به آنها «نقشه راهی» ارائه نمیکند. او مدل «برد–برد» را طرح میکند، اما این مدل تنها در صورت «قدرت متوازن» معنا دارد وگرنه به «توهم سیاسی» تبدیل میشود.
همچنین «مسئله رهبری و سازماندهی» در متن نادیده گرفته شده است.
در نتیجه، تحلیل تاجزاده در سطح توصیفی خوشبینانه، در سطح تجویزی اخلاقی و در سطح پیشبینی فاقد سنجش توازن قدرت است و همین غفلت، ضعف بنیادین متن محسوب میشود.





