مهستان؛ کوروش بزرگ به اعتقاد فریدریش هگل، اولین «رایش» تاریخ بشر را پدید آورده، اقدامی که گزنفون، تاریخنگار بزرگ یونان باستان به آن میگوید: «انقلاب کوروشی»، انقلابی که به قول زرینکوب، دوران «تساهل کوروشی» را آغاز کرد.
دورانی که چنان نقطه عطف مهمی در تاریخ بشر است که بیش از دو هزاره بعد، توماس جفرسون، از پدران بنیانگذار آمریکا، به نوه خود توصیه کرد، برای درک سیاست، «کوروشنامه» اثر گزنفون را مطالعه کند.
اما امروز، بیش از سیاست کوروشی، منشوری تاریخی که از او باقی مانده، از منظر حقوق بشر، مورد توجه است، چرا که در این منشور، وی از تساهل مذهبی نوشته است.
منشور او البته نه با مفهوم امروزی حقوق بشر چندان مرتبط است، نه تساهل مذهبی در عصر باستان چندان درّ نایابی بوده است.
آنچه کوروش را در تاریخ بشر یگانه میکند اما، رفتار سیاسی اوست.
اوبا درس گرفتن از تاریخ خود دریافته بود، در سیاستِ پیروز، شکستی برای دیگری نیست.
او مزایایی در رقابت، برای رقبای بازندهاش قرار میداد و میدانست که حاکم خوب، آنکسیست که نه تنها بر ابدان مردمان، بلکه بر قلوب آنهاحکومت کند.





