تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: از بازار تا صف
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > اقتصادی > از بازار تا صف
اقتصادی

از بازار تا صف

۲۸ مرداد ۱۴۰۵
Share
SHARE

چگونه فاصله گرفتن قیمت‌ها از واقعیت اقتصادی، بازار را به صف، سهمیه و تخصیص تبدیل می‌کند؟

مهستان؛ سجاد بیاضی: اقتصاد ایران امروز فقط با «گرانی» روبه‌رو نیست؛ با مسئله عمیق‌تری نیز مواجه است: در بخش‌هایی از اقتصاد، قیمت دیگر نمی‌تواند نقش طبیعی خود را ایفا کند. قیمت قرار است کمیابی را نشان دهد، مصرف را تنظیم کند، تولید را تحریک کند و سرمایه را به سمت فعالیت‌های سودآور هدایت کند. وقتی این علامت برای مدت طولانی سرکوب می‌شود، کمیابی از بین نمی‌رود؛ فقط شکل دیگری پیدا می‌کند: صف، سهمیه، قرعه‌کشی، تخصیص، مجوز و بازار غیررسمی.

مطالب
چگونه فاصله گرفتن قیمت‌ها از واقعیت اقتصادی، بازار را به صف، سهمیه و تخصیص تبدیل می‌کند؟قیمت فقط یک عدد نیستارز؛ وقتی یک دلار چند قیمت پیدا می‌کندبنزین؛ ارزان بودن قیمت، گران بودن هزینهنرخ بهره؛ قیمت پولی که از تورم عقب مانده استخودرو؛ جایی که صف، قیمت پنهان می‌شودمسئله در بنگاه هم ادامه داردآیا هر مداخله‌ای اشتباه است؟از اقتصاد بازار به اقتصاد صف

این یادداشت ادعا نمی‌کند که همه مشکلات اقتصاد ایران از قیمت‌گذاری ناشی می‌شود. تحریم، جنگ، تورم، کسری بودجه، ضعف سرمایه‌گذاری، مشکلات بانکی و نااطمینانی هر کدام سهم خود را دارند. اما اگر با یک زاویه مشخص به مجموعه‌ای از این اتفاقات نگاه کنیم، یک الگوی مشترک دیده می‌شود: فاصله گرفتن قیمت اداری از واقعیت اقتصادی و سپس تلاش برای مدیریت کمبود از طریق سازوکار اداری.

قیمت فقط یک عدد نیست

وقتی قیمت یک کالا بالا می‌رود، فقط مصرف‌کننده را تحت فشار قرار نمی‌دهد. این افزایش قیمت هم‌زمان دو پیام می‌دهد: مصرف آن کالا گران‌تر شده و تولید آن می‌تواند سودآورتر باشد. به همین دلیل، قیمت یکی از مهم‌ترین ابزارهای هماهنگی در اقتصاد است.

اما اگر دولت قیمت را پایین‌تر از سطحی نگه دارد که شرایط اقتصادی اقتضا می‌کند، تقاضا معمولاً بالا می‌رود و عرضه هم لزوماً افزایش پیدا نمی‌کند. آن وقت سؤال مهمی شکل می‌گیرد: چه کسی باید کالای کمیاب را دریافت کند؟

اگر پاسخ قیمت نباشد، پاسخ دیگری باید پیدا شود. اینجا صف متولد می‌شود.

صف خودرو، صف دریافت وام، صف تخصیص ارز، صف نهاده و حتی خاموشی‌های برنامه‌ریزی‌شده، همه می‌توانند شکل‌های متفاوت یک مسئله واحد باشند: کمیابی وجود دارد، اما قیمت اجازه ندارد آن را مدیریت کند.

ارز؛ وقتی یک دلار چند قیمت پیدا می‌کند

بازار ارز نمونه روشنی از این وضعیت است. در مرداد ۱۴۰۵، نرخ حواله دلار در مرکز مبادله در محدوده ۱۵۰ هزار تومان قرار داشت، در حالی که دلار در بازار آزاد نزدیک ۱۹۰ هزار تومان معامله می‌شد. این فاصله به معنای وجود دو قیمت برای یک منبع کمیاب است.

در چنین شرایطی، مسئله فقط «قیمت دلار» نیست. سؤال مهم‌تر این است که چه کسی به دلار ارزان‌تر دسترسی دارد؟

وقتی ارز با نرخ پایین‌تری تخصیص می‌یابد، طبیعی است تقاضا برای آن نرخ افزایش پیدا کند. بنابراین بخشی از انرژی اقتصادی از تولید و تجارت به سمت گرفتن سهمیه، مجوز و دسترسی به ارز ترجیحی حرکت می‌کند.

در اینجا قیمت از یک ابزار اقتصادی به یک ابزار اداری تبدیل می‌شود. به جای اینکه بازار بگوید چه کسی حاضر است هزینه واقعی ارز را بپردازد، نظام تخصیص تصمیم می‌گیرد چه کسی ارز ارزان دریافت کند. هر جا بین دو قیمت فاصله وجود داشته باشد، احتمال شکل‌گیری رانت نیز افزایش پیدا می‌کند.

بنزین؛ ارزان بودن قیمت، گران بودن هزینه

در بازار انرژی نیز همین منطق دیده می‌شود. ایران سال‌ها بنزین را با قیمت بسیار پایین‌تر از قیمت منطقه‌ای و هزینه فرصت آن عرضه کرده است. در پایان ۱۴۰۴، برای مصرف‌کنندگان پرمصرف نرخ سوم ۵۰۰۰ تومان در کنار نرخ‌های یارانه‌ای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومان تعیین شد؛ تصمیمی که دولت هدف آن را کنترل مصرف و کاهش قاچاق اعلام کرد؛ اما مسئله بنزین فقط قیمت در جایگاه نیست.

بنزین ارزان‌تر می‌تواند مصرف را بالا نگه دارد، انگیزه صرفه‌جویی را کاهش دهد، خودروهای پرمصرف را جذاب‌تر کند و در صورت وجود اختلاف شدید قیمت با کشورهای همسایه، قاچاق را سودآورتر کند. در نتیجه، قیمت پایین امروز می‌تواند فردا خودش را در قالب مصرف بیشتر، قاچاق، فشار بر منابع عمومی و سرمایه‌گذاری ناکافی نشان دهد.

اینجا یک تفکیک مهم لازم است: حمایت از خانوار با ارزان نگه داشتن یک کالا برای همه مردم یکسان نیست. دولت می‌تواند از خانوار آسیب‌پذیر حمایت کند، بدون آنکه لزوماً کل اقتصاد را به مصرف بیشتر یک کالای یارانه‌ای تشویق کند.

نرخ بهره؛ قیمت پولی که از تورم عقب مانده است

بازار پول نیز از این قاعده مستثنی نیست. در تیر ۱۴۰۵، مرکز آمار نرخ تورم سالانه را ۶۶ درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه را ۸۷.۹ درصد اعلام کرد. در همین اقتصاد، نرخ‌های رسمی تسهیلات و نرخ‌های سیاستی فاصله زیادی با این سطح تورم دارند.

وقتی نرخ اسمی پول به شکل معناداری پایین‌تر از تورم قرار می‌گیرد، پول در ظاهر ارزان است اما در واقع شرایط مالی اقتصاد با تورم سازگار نیست. در چنین وضعیتی، مسئله فقط سطح نرخ بهره نیست؛ مسئله به این تبدیل می‌شود که چه کسی می‌تواند به پول ارزان دسترسی پیدا کند. وقتی تقاضا برای اعتبار ارزان زیاد و عرضه آن محدود باشد، دوباره همان سازوکار ظاهر می‌شود: سهمیه، اولویت، تخصیص و در نهایت صف. یعنی به جای آنکه قیمت پول به‌تنهایی بازار اعتبار را تنظیم کند، بخشی از کار به نظام اداری منتقل می‌شود.

خودرو؛ جایی که صف، قیمت پنهان می‌شود

بازار خودرو شاید روشن‌ترین نمونه باشد. وقتی قیمت کارخانه از قیمت بازار فاصله معناداری دارد، خرید خودرو از کارخانه دیگر فقط یک تصمیم مصرفی نیست؛ یک فرصت اقتصادی نیز هست. نتیجه آن را همه دیده‌ایم: میلیون‌ها متقاضی برای تعداد محدودی خودرو. این صف به ما یک سؤال مهم می‌دهد: چرا برای خرید کالایی که supposedly با قیمت مناسب عرضه می‌شود، باید میلیون‌ها نفر منتظر بمانند؟ پاسخ روشن است: قیمت رسمی، قیمت واقعی کمیابی نیست.

وقتی یک کالا با قیمت پایین‌تر از بازار عرضه می‌شود، تقاضا برای آن از نیاز مصرفی فراتر می‌رود. چون قیمت نمی‌تواند این تقاضا را تعدیل کند، قرعه‌کشی، ثبت‌نام و صف به وجود می‌آید. در چنین شرایطی، بخشی از رانت قیمتی ممکن است نه به مصرف‌کننده واقعی و نه به تولیدکننده، بلکه به کسی برسد که موفق شده در قیمت پایین خرید کند.

بنابراین صف خودرو را می‌توان شکل دیگری از قیمت دانست؛ فقط این بار قیمت به جای پول، با زمان، شانس و دسترسی پرداخت می‌شود.

مسئله در بنگاه هم ادامه دارد

این منطق فقط در بازار مصرف‌کننده دیده نمی‌شود. در صنایع بزرگ نیز هرجا قیمت فروش، انرژی، ارز یا مواد اولیه از واقعیت اقتصادی فاصله بگیرد، تصمیم سرمایه‌گذاری مخدوش می‌شود.

برای تولیدکننده مهم است بداند محصولش را با چه قیمتی می‌فروشد، انرژی را با چه نرخی می‌گیرد و آینده این قیمت‌ها چقدر قابل‌پیش‌بینی است. اگر این متغیرها دائماً با بخشنامه و تصمیمات موردی تغییر کنند، سرمایه‌گذاری بلندمدت دشوار می‌شود. در این حالت، یک اقتصاد ممکن است به جای رقابت بر سر بهره‌وری، به سمت رقابت بر سر دسترسی به قیمت ارزان حرکت کند.

این تغییر رفتار بسیار مهم است. چون در اقتصاد سالم، بنگاه باید تلاش کند با فناوری بهتر، هزینه کمتر و محصول بهتر رقابت کند. اما در اقتصاد رانت‌محور، گاهی دسترسی به ارز، انرژی، اعتبار یا مجوز مهم‌تر از بهره‌وری می‌شود.

آیا هر مداخله‌ای اشتباه است؟

قطعاً نه؛ بازار همیشه کامل نیست. انحصار، اطلاعات ناقص، کالاهای عمومی، آثار خارجی و بحران‌های مالی، همگی می‌توانند توجیهی برای مداخله دولت باشند. در شرایط جنگ و شوک‌های شدید عرضه نیز بعضی مداخلات موقت و حتی سهمیه‌بندی ممکن است ضروری باشند.

مسئله زمانی آغاز می‌شود که ابزار اضطراری به ساختار دائمی تبدیل شود.

اگر دولت در یک بحران برای مدتی کوتاه منابع را سهمیه‌بندی کند، یک موضوع است. اگر همان منطق سال‌ها ادامه پیدا کند و هر مشکل تازه نیز با یک سامانه، سهمیه، مجوز یا بخشنامه جدید مدیریت شود، موضوع کاملاً متفاوت خواهد بود. در این حالت، مداخله‌ای که قرار بود بازار را اصلاح کند، ممکن است خود به بخشی از ساختار بازار تبدیل شود.

اهمیت این موضوع در شرایط کنونی بیشتر شده است، چون دیگر منابع برای جبران خطاهای سیاستی نامحدود نیست. صندوق بین‌المللی پول در به‌روزرسانی ژوئیه ۲۰۲۶، رشد واقعی اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ را منفی ۵.۴ درصد و تورم متوسط را ۶۸.۹ درصد برآورد کرده است. در چنین شرایطی، اقتصاد با یک تناقض روبه‌روست: نیاز به مداخله بیشتر شده، اما منابع برای مداخله کمتر شده است.

وقتی دولت و اقتصاد امکان مالی محدودی دارند، دیگر نمی‌توان هزینه سیاست‌های ناکارا را برای همیشه از آینده پرداخت کرد. مهم‌تر اینکه مشکل فقط از دست رفتن پول نیست؛ گاهی آنچه از دست می‌رود، سرمایه و ظرفیت تولید است.

برق ارزان امروز می‌تواند به معنای برق ناکافی فردا باشد. قیمت‌گذاری نادرست خودرو می‌تواند به معنای سرمایه‌گذاری ناکافی در صنعت باشد. اعتبار ارزان در اقتصاد تورمی می‌تواند به معنای تخصیص نامناسب منابع بانکی باشد. ارز ارزان می‌تواند به معنای تقاضای اضافی برای منابع محدود ارزی باشد. در نهایت، اقتصاد نه فقط پول، بلکه ظرفیت تولید آینده خود را مصرف می‌کند.

از اقتصاد بازار به اقتصاد صف

شاید بتوان همه این اتفاقات را در یک جمله خلاصه کرد:

وقتی قیمت نمی‌تواند کمیابی را مدیریت کند، دولت مجبور می‌شود کمیابی را به شکل دیگری مدیریت کند. شکل دیگر مدیریت کمیابی معمولاً صف، سهمیه، قرعه‌کشی، تخصیص و مجوز است.

به همین دلیل، مسئله اقتصاد ایران فقط «قیمت بالا» نیست؛ گاهی مسئله مهم‌تر قیمت اشتباه است. قیمت اشتباه می‌تواند تقاضای مصنوعی ایجاد کند، سرمایه را به مسیر غلط بفرستد، تولید را مختل کند، مصرف را بالا ببرد و در نهایت دولت را مجبور کند برای حل پیامدهای همان سیاست، مداخله بیشتری انجام دهد. این همان چرخه‌ای است که باید درباره آن نگران بود:

قیمت‌گذاری نادرست، کمیابی، تخصیص اداری، رانت و سپس مداخله بیشتر.

اقتصاد سالم اقتصادی نیست که در آن همه چیز ارزان باشد. اقتصاد سالم اقتصادی است که در آن قیمت‌ها بتوانند بخش مهمی از واقعیت کمیابی و هزینه را منتقل کنند و دولت در جایی وارد شود که بازار واقعاً شکست خورده است؛ نه آنکه برای همیشه جای بازار را بگیرد.

شاید امروز سؤال اصلی سیاستگذار این نباشد که «چگونه قیمت را کنترل کنیم؟»

بلکه باید پرسید:

اگر قیمت را کنترل کردیم، چه چیزی قرار است جای آن را بگیرد؟ اگر پاسخ، صف باشد، قیمت را حذف نکرده‌ایم؛ آن را پنهان کرده‌ایم. اگر پاسخ، سهمیه باشد، کمیابی را حل نکرده‌ایم؛ فقط نحوه توزیع آن را تغییر داده‌ایم و اگر پاسخ، تخصیص اداری باشد، شاید بازار را اصلاح نکرده‌ایم؛ بلکه اقتصادی ساخته‌ایم که در آن به جای رقابت برای خلق ارزش، رقابت برای دسترسی به منابع کمیاب شکل می‌گیرد.

 

TAGGED:اقتصاد بازاراقتصاد زیر ذره‌بینقیمت بنزین
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article ناسیونالیسم ایرانی؛ میان ملت‌سازی از پایین و همگون‌سازی از بالا
Next Article قمرالملوک وزیری عصیانگر استبداد رضاشاهی – ۲
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه جنوبی خوزستان
پنجره
۳ آبان ۱۴۰۵
وحشت میانجی‌ها از چشم‌انداز هولناک نبرد سوم؛ نتانیاهو و ترامپ در بند چیزی نیستند!
تیتر سیاست خارجی
۳ آبان ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ کنگره نهضت آزادی (بخش اول)
پنجره
۳ آبان ۱۴۰۵
وقتی دغدغه ثبت لحظه‌ها، فرصت زندگی کردن در آن‌ها را از ما می‌گیرد
فرهنگی
۲ آبان ۱۴۰۵
نتانیاهو در حال باختن انتخابات نیست؛ برای برد به سومحاسبه یا غفلت تهران نیاز دارد
سیاست خارجی
۳ آبان ۱۴۰۵
خاطرات مارتینلوتر کینگ؛ پیوستن به کلیسا و تردیدهای بی‌امان
پنجره
۲ آبان ۱۴۰۵
نمایشنامه‌نویسان
نمایشنامه‌نویسان، آینه‌دار جامعه هستند
فرهنگی
۲ آبان ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ شکست محاصره سوسنگرد
پنجره
۲ آبان ۱۴۰۵
پساانسان؛ آینده‌ای فراتر از مرزهای انسان
پنجره
۲ آبان ۱۴۰۵
افزایش شمار اَبرثروتمندان تصویر برابری‌خواهانۀ سوئد را به چالش کشیده و به جدال‌های سیاسی دامن زده است
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ جزوه تحلیلی نهضت آزادی
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
میانجی‌ها تقلا می‌کنند اما سایه نبرد بزرگ است که هر روز پررنگ‌ می‌شود
سیاست خارجی
۲ آبان ۱۴۰۵
سدی بر مسیرِ نقدینگی؛ چرا کُندکردنِ سرعتِ گردشِ پول تورم را حذف نمی‌کند و فقط آن را به تعویق می‌اندازد
اقتصادی
۲۸ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ آزادی سوسنگرد پس از چهار روز
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
تدارک نبرد نهایی با ایران؛ راز چرخش ناگهانی ترامپ به سوی نتانیاهو
سیاست خارجی
۲۹ مهر ۱۴۰۵
آیا شبکه‌های اجتماعی جای انجمن‌ها را گرفته‌اند؟
جامعه مدنی
۲۷ مهر ۱۴۰۵
شمایل نبرد سوم؛ تمرکز آمریکا بر مرزها و تمرکز ایران بر اسراییل
سیاست خارجی
۲۸ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ موضع نهضت آزادی در مورد انتصاب آقای عباس امیرانتظام در دولت موقت
پنجره
۲۷ مهر ۱۴۰۵
امام موسی صدر و محرومان شیعه لبنان
پنجره
۲۷ مهر ۱۴۰۵
جهان ایرانی
جهان ایرانی
فرهنگی
۲۷ مهر ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • حسین علایی؛ جبهه جنوبی خوزستان
  • وحشت میانجی‌ها از چشم‌انداز هولناک نبرد سوم؛ نتانیاهو و ترامپ در بند چیزی نیستند!
  • خاطرات عزت‌الله سحابی؛ کنگره نهضت آزادی (بخش اول)
  • وقتی دغدغه ثبت لحظه‌ها، فرصت زندگی کردن در آن‌ها را از ما می‌گیرد
  • نتانیاهو در حال باختن انتخابات نیست؛ برای برد به سومحاسبه یا غفلت تهران نیاز دارد

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

مسئله بازار ارز
اقتصادی

جیغ‌های بنفش ارزی غوغائیان؛ دل‌سوزی یا فریب افکار عمومی؟

مهستان؛ رحمت‌اله بیگدلی در یادداشتی با انتقاد از برخی واکنش‌ها به سیاست جدید بانک مرکزی در خصوص فروش ارز به…

15 Min Read
اقتصادی

چگونه دولت‌ها تورم ایجاد می‌کنند؟

روایتی از یک بیماری قدیمی که از بودجه دولت آغاز می‌شود و در سفره مردم پایان می‌یابد   مهستان؛ سجاد…

9 Min Read
اقتصادی

دلاری‌شدن اقتصاد؛ راه‌حل یا نشانه بحران؟

مهستان؛ سجاد بیاضی: در ماه‌های اخیر، با عبور نرخ دلار در بازار آزاد از مرز ۲۳۰ هزار تومان، پدیده‌ای که…

14 Min Read
اقتصادی

وقتی یک صنعت زمین می‌خورد، چه کسی را با خود می‌برد؟

مهستان؛ پژوهش عجم‌اوغلو، آجگیت و کر نشان می‌دهد اثر غیرمستقیم شوک‌های صنعتی بزرگ‌تر از اثر مستقیم آن‌هاست؛ در ایران، همین…

19 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: از بازار تا صف
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?