مهستان؛ داستان تکراری باز هم در حال تکرار است؛ لجستیک نظامی سنگین آمریکا به سمت منطقه روان است و گزارشها از تصمیم آمریکا برای عملیات بزرگ حکایت دارند. همزمان تحرکات میانجیگرانه هم افزایش یافته و دوباره هیئتهای دیپلماتیک و پیامها از چند سو روانه است.
در روزهای گذشته یک بار دیگر پل هوایی بین سنتکام و پایگاههای آمریکا در اروپا (یوروکام) برقرار شده است. تا آن جا که مشخص است و در اطلاعات غیر طبقهبندی شده توسط رسانهها دیده میشود؛ چنین وضعیتی نشانه آمادگی لجستیکی برای تشدید جنگ علیه ایران است. البته این نکته هم قابل ذکر است که اصابتهای متعدد و حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای آمریکایی لطماتی به عقبه تجهیزات و لجستیک آمریکا وارد کرده و جبران سریع آن هم در دستور کار است.
آنچه شیپور جنگ را بلندتر می کند؛ گزارشهای متعددی رسانهای در مورد تصمیم ترامپ برای تشدید کارزار نظامی علیه تهران است. برخی گزارشها حتی از خشم و ناامیدی و ورود ترامپ به حال و هوای انتقام! حکایت دارند. نفت حدود ۱۰۰ دلاری، تلفات نظامی و انتشار تصاویر حملات احتمالا در بالا گرفتن خشم او موثر باشد.
همزمان تشدید جنگ خواست طیف نزدیک به اسرائیل در کاخ سفید هم هست و سوار شدن بر احساسات ترامپ هم کاری که به نظر نتانیاهو و دوستانش در آن تخصص دارند.
اما روند موازی دیگری هم در جریان است و آن بالا گرفتن تلاشهای میانجیگرانه است. امروز دیداری بسیار مهم بین وانگ یی وزیر امور خارجه چین و عباس عراقچی برگزار شد. همزمان با این دیدار رویترز در گزارشی مدعی شد که چین از پاکستان خواسته که مجددا نقش میانجیگری را از سر بگیرد. بعد از دیدار عراقچی و وانگ بی، وزارت امور خارجه چین رسما این خبر را اعلام کرد که چین از تلاشهای میانجیگرانه پاکستان حمایت میکند.
به این ترتیب روشن است که خواست چین در این مقطع بازگشت ایران به میز مذاکرات است. همزمان بدر بوسعیدی وزیر خارجه عمان دوباره با عراقچی صحبت کرده و گفته میشود یک هیئت عمانی هم در تهران است.
همزمانی آمادگی برای جنگ و تحرک دیپلماتیک، چیزی است که هم قبل از جنگ ۱۲ روزه و هم قبل از جنگ ۴۰ روزه روی داد. از این جهت شاید بسیاری از تحلیلگران به جای این فضای دیپلماتیک بر لجستیک نظامی تمرکز کنند و به اتکای سابقه از قطعی بودن جنگ بگویند.
اما ورود چینیهای حسابگر و محافظهکار به صحنه این تحلیل را با سوالات مهمی مواجه میکند. اتفاقا ورود نیابتی چینیها از طریق پاکستان، هر بار زمینهساز مذاکرات جدیای بوده است.
جنگ یا مذاکره؟ ماهها و شاید سالهاست این سوال در هر تحلیلی از وضعیت روابط ایران و آمریکا، تکرار میشود. این شنبه و یکشنبه باز هم پاسخی به این سوال داده میشود.
اگر تا ساعتی دیگر جنگ آمریکا علیه ایران تشدید شود؛ باید دید آیا آمریکاییها استراتژی یا حداقل تاکتیکهای جدیدی در آستین دارند یا باز در همان چنبرهای اسیرند که رفتار ترامپ و شیوه جنگ ایران برایشان ساخته است.
اگر هم تا چند ساعت دیگر بمبافکن ها و جنگندههای آمریکا از راه نرسند شاید بتوان گفت که شاید دوباره دیپلماسی فرصتی جدید، هر چند کوچک و موقت، یافته است.





