مهستان؛ ارنستو چهگوارا در گواتمالا با دارودسته انقلابیون کوبایی آشنا شده بود و اتفاق خوبی که در مکزیک برای او افتاد این بود که وقتی در بیمارستان عمومی بطور داوطلبانه کشیک میداد، بطور تصادفی با یکی از آنها بنام نیکو لوپس، برخورد کرد.
نیکو ناگهان ظاهر شده بود تا یکی از یارانش که از نوعی آلرژی رنج میبرد را در آنجا درمان کند. اینطور که ایلدا تعریف کرده بود، ارنستو و نیکو فورا رفاقتشان را از سر گرفتند.
نیکو در مورد آینده بسیار خوشبین بود و با اطمینان خاطر به ارنستو میگفت که فیدل کاسترو رهبر مونکادیستا و برادرش رائول، همراه دیگر یاران زندانیشان بهزودی آزاد خواهند شد.
هواداران تبعیدی فیدل کاسترو، از اوایل سال ۱۹۵۴ دستور گرفته بودند که در مکزیک گرد هم آیند و به تدریج از سراسر نیمکره به مکزیکوسیتی سرازیر شده بودند.
همینطور که در کوبا ماجرای فیدل کاسترو موضوع روز شده و خود او هم شهرت گستردهای یافته بود، باتیستا اعلام انتخابات کرده بود تا به حکومت خود رسمیت بخشد و اکنون تحت فشار شدید مردمی قرار گرفته بود تا کاسترو و دیگر مونکادیستاهای زندانی را مورد عفو عمومی قرار دهد و آزاد کند.
بیشتر از این زندگینامه بخوانید: زندگی پرولتاریایی من
نیکو به ارنستو گفته بود که هرگاه کاسترو از زندان آزاد شود، مکزیک را پایگاه خود میکند تا در آنجا به نقشه خود یعنی سازماندهی و آموزش مسلحانه، و متعاقب آن اقدام به بازگشت به جزیره کوبا کند تا باتیستا را در یک جنگ چریکی سرنگون سازد.
اکنون دوازده مونکادیستای کوبایی به مکزیکوسیتی آمده بودند و ارنستو مرتبا تماس خود را با نیکو و یارانش حفظ میکرد و تدریجا با یاران تازه وارد آنها هم آشنا میشد.
ارنستو براساس رفاقتش با نیکو لوپس، کالیکستو گارسیا و کوباییهای دیگر، از طریق ماریا آنتونیا به عنوان یک دوست قابل اعتماد به جمع آنها راه یافته بود.
در این ایام رابطه ایلدا و ارنستو که مدتی بود قطع شده بود دوباره از سرگرفته شد. البته ارنستو پیشنهاد ازدواج ایلدا را رد کرد و گفت فقط میخواهد عاشق و معشوق باشند.
ارنستو با ایلدا وارد زندگی مشترک شد، که این زندگی مشترک نه تنها خورد و خوراک و مسکن ارنستو را تامین میکرد بلکه ارتباطات اجتماعیاش را هم گسترش میداد.
ایلدا در میان جامعه رونق یافته تبعیدیان مکزیک که اخیرا با مهاجرت کثیر مردم گواتمالا توسعه یافته بود، دوستان و آشنایان بسیاری داشت که در میان آنها بسیاری از رهبران و کادرهای جنبشهای انقلابی چپ آمریکای لاتین حضور داشتند.
در همین ایام و پس از اینکه باتستا در انتخابات بیحریف کوبا پیروز شده بود، جنب و جوش سیاسی در این کشور بالا گرفت.
باتیستا در یک نرمش نسنجیده به منظور گرامیداشت روز مادر، فیدل و رائول کاسترو را به همراه هجده تن از یارانشان از زندانی در جزیره پاینز، در پی عفو عمومی آزاد کرد.
برگرفته از کتاب چهگوارا زندگی انقلابی





