تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: آفرینشگر باغِ زنان: در رثای شهرنوش پارسی‌پور
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > پنجره > آفرینشگر باغِ زنان: در رثای شهرنوش پارسی‌پور
پنجره

آفرینشگر باغِ زنان: در رثای شهرنوش پارسی‌پور

۱۵ تیر ۱۴۰۵
Share
SHARE

مهستان؛ مریم رضایی: برخی نویسندگان جهان را روایت می‌کنند بعضی جهان تازه‌ای می‌سازند. شهرنوش پارسی‌پور را باید در گروه دوم دید. او سازنده‌ی یک جهان جادویی برای تداوم تخیل زنانه بود. اگر قرار باشد میراث او برای ما زنان را در یک تصویر خلاصه کنیم شاید آن تصویر باغی است که زنانِ خسته از خشونت، بی‌آنکه از پیش یکدیگر را بشناسند، در آن به هم می‌رسند.

مطالب
یک مبارزِ همیشگیرمانی که دوبار نوشته شدرئالیسمِ جادویی در خدمتِ زبانِ مقاومتباغِ زنان؛ پیوند با «زن، زندگی، آزادی»

پارسی‌پور به جادوی زبان و تخیل باور داشت؛ در تاریک‌ترین روزگارِ زنان، و حتی در دل زندان، نوشت، و برای همین نوشتن، باز به زندان افتاد. بااین‌حال، در جهانِ داستانیِ او، به‌ویژه در رمان «زنان بدون مردان»، می‌توان صورتبندی اولیه‌ی نوعی همبستگی زنان را دید که دهه‌ها بعد، در جنبش «زن، زندگی، آزادی» در بستر تاریخی متفاوت، جلوه‌ای اجتماعی یافت.

یک مبارزِ همیشگی

پارسی‌پور را باید یک مبارزِ همیشگی دانست، به همان معنایی که فعالانِ سیاسی و حزبی را مبارز می‌خوانند؛ با این تفاوت که او مبارزی مستقل بود و نه وابسته به هیچ تشکیلاتی.

او که در دهه‌ی ۵۰ تهیه‌کننده‌ی برنامه‌ی «زنان روستایی» در تلویزیونِ ملی بود. پس از اعتراض به اعدامِ خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان، و بازداشتِ نویسندگانی چون ساعدی و گلشیری، از تلویزیون استعفا داد و اندکی بعد به زندان افتاد. پس از انقلاب نیز، از سال ۱۳۶۰، چهار سالِ دیگر در اوین گذراند. گرچه گرایشی سوسیالیستی داشت و عضوِ کانونِ نویسندگان بود، هیچ‌گاه به سازمان سیاسی خاصی وابسته نشد. تجربه‌ی زندان، سانسور و تبعید بیش از آن‌که مسیر فعالیت سیاسی او را تعیین کند، به جهان داستانی‌اش شکل داد و به شکل‌گیری زبان داستانی‌ای منجر شد که در آن مقاومت بیش از هر چیز از دلِ نوشتن برمی‌آید.

بدین لحاظ می‌توان او را در سنتِ فمینیست‌هایی چون نوال سعداوی دید: زنانِ نویسنده‌ی زندانی در کشورهای اسلامی که رهایی‌شان را نه از طریقِ فعالیتِ حزبی یا سازمانی، بلکه از طریقِ فعالیتِ مستقل و نوشتنِ رمان دنبال می‌کنند؛ نویسندگانی که سرانجام، به علتِ محدودیت‌هایی که در سرزمینِ خود با آن روبه‌رو می‌ شوند، ناگزیر به به تبعید تن می‌سپرند.

رمانی که دوبار نوشته شد

تنها روایتِ سرسختی پارسی‌پور، در ماجرای نوشتنِ «طوبا و معنای شب» به روشن‌ترین شکل، نیروی مبارز نویسنده را نشان می‌دهد. پارسی‌پور نوشتنِ این رمان را در دورانِ زندان آغاز کرد. نیمی از رمان نوشته شده بود که او را به بندِ دیگری منتقل کردند و دفترچه‌هایش را از او گرفتند. یک سال بعد، وقتی نوشته‌ها را به او پس دادند، خودش آنها را طعمه‌ی آتش کرد و دوباره از صفر نوشت؛ گویی چیزی در آن دفترچه‌های بازگردانده شده، دیگر «او» نبود. رمان سرانجام در ۱۳۶۸ منتشر شد و در همان دو هفته‌ی نخست نایاب شد.

پارسی‌پور با نگاهِ مالکانه به زن مخالف بود و می‌گفت اندیشیدن پیش‌شرطِ گذارِ زن از سنت به تجدد است. او در عین حال، نسبت به ازدواج نیز نگاهی انتقادی داشت و آن را عاملِ یکنواختی و رکودِ زندگی می‌دانست.[۱]

آنچه می‌خواست بسازد را خود در گفت‌وگویی درباره‌ی شخصیت‌های زنِ داستان‌هایش چنین توصیف کرد: زن‌هایی که می‌خواهند روی پای خودشان بایستند، نه این‌که بخواهند انتقام بگیرند یا همه‌چیز را نابود کنند.[۲] زنانِ او هرچند از سوی نظامِ مردسالار موردِ خشونت قرار می‌گیرند، اما سعی می‌کنند کار کنند، خودشان انتخاب کنند و چیزی بسازند؛ انرژی‌شان صرفِ کینه‌ورزی و جنگ نمی‌شود، بلکه در ضعیف‌ترین حالت هم، به باغ می‌روند یا تبدیل به درخت می‌شوند.

رئالیسمِ جادویی در خدمتِ زبانِ مقاومت

برای بیانِ همین جهان، پارسی‌پور رئالیسمِ جادویی را با اسطوره و عرفانِ ایرانی درآمیخت تا چیزهایی بگوید که در زبانِ رسمی جا نداشت. رئالیسم جادویی در آثار پارسی‌پور صرفاً یک انتخاب زیباشناختی نیست؛ راهی است برای گفتن آنچه زبان رسمی سیاسی یا اخلاقی زمانه امکان بیانش را نداشت.

در «طوبا و معنای شب»، وقتی پدرِ طوبا می‌فهمد دخترش می‌اندیشد، با نفرت به این نتیجه می‌رسد: «بله، زمین گرد است، زنان می‌اندیشند و به‌زودی بی‌حیا خواهند شد».

در «زنان بدون مردان» نیز، وقتی به مونس گفته می‌شود «آن همان انسان‌شدن است، برو انسان شو»، مونس به بیابانی بی‌انتها پرتاب می‌شود، هفت سال در هفت بیابان – نمادِ هفت وادیِ عرفانِ ایرانی- سرگردان می‌ماند و سرانجام، پس از این سفرِ طولانی، به خودشناسی می‌رسد و به شهر بازمی‌گردد تا معلمی ساده شود. مرگ، سرگردانی، بازگشت به شکلی از خودآیینی: این مسیر، الگوی مکررِ زیستِ زنانِ رمان‌های پارسی‌پور است.

همین رئالیسمِ جادویی بود که به پارسی‌پور اجازه داد کاری کند که شاید هیچ نویسنده‌ی زنی پیش از او نکرده بود. او به زن حقِ روایتِ خویشتن را بازگرداند؛ روایتی فراتر از نقش‌های مرسومِ زن در مقامِ مادر، همسر یا معشوق. زن در مرکزِ جهانِ داستانیِ او نشست، اما این‌بار در نقشِ سوژه‌ای که خود جهان را تفسیر می‌کند. او میلِ زنانه را از قلمروِ شرم بیرون آورد و به زن حقِ تخیل را بازگرداند. زنانِ رمان‌هایش وارد اسطوره و روایتگریِ تاریخ شدند و در جهانی جادویی و متناظر، به چشمانِ روایتگرانی بدل شدند که رنج و محرومیتِ جامعه را از زاویه‌ی خشونتِ مردانه می‌دیدند.

فائزه، در همان رمان، نمادِ دلواپسیِ زنی است که تازه بکارتش را از دست داده است: «من باکره بودم. منِ بیچاره باکره بودم. من بالاخره می‌‌خواهم شوهر کنم». پارسی‌پور این اضطراب را برای نشان دادنِ وزنِ واقعیِ بکارت بر زندگیِ زنانِ عادی به تصویر کشید، آن‌هم در فضایی که همین موضوع برایش بازجویی و زندان به همراه داشت. همین صداقتِ بی‌تعارف بود که نسلی از خواننده‌ها را از زبانِ محتاط‌تر و اخلاقی‌ترِ پیش از او جدا کرد.

باغِ زنان؛ پیوند با «زن، زندگی، آزادی»

رمانِ «زنان بدون مردان» در تابستانِ کودتای ۲۸ مرداد می‌گذرد، همان تابستانی که لات‌هایی چون شعبان بی‌مخ، به کمکِ حکومتِ تازه، جنبشِ ملی‌شدنِ نفت را سرکوب کردند. پارسی‌پور در این رمان، عمداً خشونتِ خانگی و خشونتِ سیاسی را در یک بسترِ زمانی می‌گذارد تا نشان دهد سرکوبِ یک ملت و سرکوبِ یک زن از یک جنس‌اند.

هر یک از پنج زنِ رمان از شکلِ متفاوتی از خشونت رنج می‌برند. مهدخت، معلمِ باکره‌ای که رابطه‌ی جنسی را رفتاری حیوانی می‌بیند، آن‌قدر در سرکوبِ غریزه‌اش پیش می‌رود که از انسان به گیاه بدل می‌شود؛ خودش را می‌کارد تا دانه‌هایش را باد به سرتاسرِ جهان ببرد.

فائزه و مونس، هر دو «پیردخترِ» بالای بیست سال، در کشوری که به قولِ امیرخان «زنی که رسید به بیست، باید به حالش گریست»، عمرشان را صرفِ نگرانی از بکارتی می‌کنند که هنوز معنایش را نمی‌دانند. مونس را برادرش، امیرخان، به جرمِ گم‌شدن- با انگیزه‌ی قتلِ ناموسی- می‌کشد، ولی مونس دوباره زنده می‌شود.

فرخ‌لقا، زنِ میانسالِ یک نظامی، بعد از سال‌ها تحقیر، شوهرش را می‌کشد و باغی در کرج می‌خرد. زرین‌کلاه، فاحشه‌ای که از کودکی در روسپی‌خانه بزرگ شده، از لحظه‌ای که مردانِ مشتری را بی‌سر می‌بیند، دیگر نمی‌تواند به کارش ادامه دهد.

این پنج زن، پیش از رسیدن به باغ، هیچ آشنایی با هم ندارند؛ این نیرویی غیبی است که آنها را به‌سویِ باغ می‌کشد. هرکدام از آنها از مسیرِ خودش، از تجربه‌ی خشونتِ خودش، به سمتِ باغی کشیده می‌شود که دیگر زنانِ خشونت‌دیده و خسته از مردسالاری به آن پناه آورده‌اند. پارسی‌پور این ارتباط و پیوستگی را نه محصول ایدئولوژی بلکه حاصل تجربه‌ی زیسته می‌بیند.

بااین‌حال، باغ یک بهشتِ موعود نیست؛ پارسی‌پور عمداً از این ساده‌سازی پرهیز می‌کند. باغِ فرخ‌لقا خالی از جنگ و جدل نیست، فقط ایستگاهی است که این زنها در آن فرصتِ اندیشیدن به زندگیِ خودشان را می‌یابند. آنچه آنها را به هم متصل می‌کند، رفاقتی از پیش‌موجود نیست، بلکه اشتراک در زخم است.

مونس، جمعِ این پنج زن را «کمپانیِ ضدِ برادر» می‌نامد. چهل سال بعد، همین همبستگی، در قالبِ شعارهای خیابانی، دوباره زاده شد؛ زبانی که پارسی‌پور برای نام‌گذاریِ این شکل از ارتباط زنانه در برابرِ خشونتِ خانوادگی و ناموسی ساخت، همان زبانی است که کمپین‌های ضدِ تجاوز و خشونت و قتل‌های ناموسی امروز از آن استفاده می‌کنند.

اگر امروز بتوان میان «زنان بدون مردان» و جنبش «زن زندگی آزادی» نسبتی برقرار کرد، بیش از هر چیز به دلیل نوع همبستگی است که پارسی‌پور تصویر می‌کند؛ همبستگی‌ای که بر رهبری متمرکز یا سازمان سیاسی استوار نیست، بلکه از تجربه‌ی مشترک خشونت و میل به زیستن سرچشمه می‌گیرد.

شاید بتوان گفت پارسی‌پور پیش از آنکه زمان آن برسد، یکی از زبان‌های ممکن مقاومت زنانه را در ادبیات آفرید. اهمیت زنان بدون مردان فقط در روایت رنج زنان نیست، بلکه در تصور شکل دیگری از کنار هم بودن است؛ کنار هم بودنی که نه بر ایدئولوژی، بلکه بر تجربه‌ی مشترک و امکان ساختن جهانی دیگر استوار است.

شهرنوش پارسی‌پور امسال، در دوازدهم تیرماه، در هشتادویک‌سالگی، در حومه‌ی سانفرانسیسکو درگذشت. اما درهای باغی که ساخت، هنوز گشوده است؛ و زنانی که در آن به هم پناه بردند، هنوز، هر بار که جمعی از زخم‌دیدگان کنارِ هم می‌ایستند، دوباره از میانِ صفحاتِ همان رمان بیرون می‌آیند. مرگِ نویسنده، در این معنا، نه خاموشیِ یک صدا که واگذاریِ آن است؛ زبانی که او ساخت، اکنون ازآنِ همه‌ی کسانی است که، در برابر خشونت، جهانی تازه می‌کارند و در آن ریشه می‌دوانند.

TAGGED:مهستان ایران
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article پاسخ ونس به ممدانی؛ طعنه‌های «راست جدید» به «چپ جدید» در دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا
Next Article کتاب نیم قرن تجربه و خاطره خاطرات عزت‌الله سحابی؛ خشونت و اعدام‌ها پس از پیروزی انقلاب (بخش دوم)
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

ارنستو چگوارا
ارنستو چه‌گوارا؛ بازداشت در مزرعه_مکزیکوسیتی
پنجره
۲۷ شهریور ۱۴۰۵
به نام زن، زندگی، آزادی
سیاست ایران
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
خاطرات حسن روحانی؛ اولین و آخرین ملاقات کاری با رئیس‌جمهور جدید
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
داستان توسعه اقتصادی هنگ‌کنگ؛ وقتی یک صخره بی‌منابع به توسعه رسید
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
خون سیاوشان
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
۲۵ شهریور، سالگرد تبعید رضا شاه؛ وقتی آمیختگی سیاست داخلی و خارجی خود را نشان داد
سیاست خارجی
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
ضرورت دیپلماسی فعال با عربستان؛ خفگی راهبردی ریاض را به سوی تل‌آویو می‌کشاند
تیتر سیاست خارجی
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
جنبش مهسا؛ گسستی که به عقب بازنمی‌گردد
سیاست ایران
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ مسئله کردستان (بخش ششم)
پنجره
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
سکوت اهل‌نظر و صعود صداهای افراطی
پنجره
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
دلاری‌شدن اقتصاد؛ راه‌حل یا نشانه بحران؟
اقتصادی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
خاطرات حسن روحانی؛ رد و بدل پیام با اروپایی‌ها پس از نامه ایران به آژانس
پنجره
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
اعتماد به جامعه مدنی
چرا مردم کمتر به تشکل‌ها اعتماد می‌کنند؟
جامعه مدنی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
پیشنهاد فیلم برای آقای رئیس‌جمهور
سیاست ایران
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
تعویق نشست عمان؛ عربستان هم می‌خواهد جنگ تاب‌آوری را امتحان کند
سیاست خارجی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
ضرورت صلح
روایتی از چهل‌وهفتمین سالگرد درگذشت آیت‌الله طالقانی؛ از «فنای جنگ» تا «ضرورت صلح»
سیاست ایران
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ مسئله کردستان (بخش پنجم)
پنجره
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
نهضت آزادی ایران: اعتراض به طرح «مقابله با نفوذ» و امنیتی‌سازی جامعه
پنجره
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
ایرج جنتی عطایی
پژواک جمعه خونین ـ بخش دوم
فرهنگی
۲۲ شهریور ۱۴۰۵
قنات-گنج پنهان
قنات- ۲
سیاست ایران
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • ارنستو چه‌گوارا؛ بازداشت در مزرعه_مکزیکوسیتی
  • به نام زن، زندگی، آزادی
  • خاطرات حسن روحانی؛ اولین و آخرین ملاقات کاری با رئیس‌جمهور جدید
  • داستان توسعه اقتصادی هنگ‌کنگ؛ وقتی یک صخره بی‌منابع به توسعه رسید
  • خون سیاوشان

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

فرهنگی

امشب از بهر خدا بیدار باش

مهستان؛ ۲۹ خرداد ۱۳۵۶، ساوت‌همپتون انگلستان. جنازه علی شریعتی در منزلی که تازگی به همراه خانواده‌اش در آن سکنی گزیده…

1 Min Read
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
پنجره

خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دیدگاههای دیگر مهندس بازرگان-بخش اول

مهستان؛ خاطرات عزت‌الله سحابی: غیر از مسئله شتاب یا مهار انقلاب یکی دیگر از اختلاف نظرهای مرحوم بازرگان، مخالفت ایشان…

1 Min Read
حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
پنجره

خاطرات حسن روحانی؛ تحولات در عرصه بین‌المللی

مهستان؛ مذاکرات سیاسی با سه کشور و از جمله بحث امنیت منطقه ورمسئله خاورمیانه عاری از سلاح هسته‌ای_ که در…

2 Min Read
محمدرضا پهلوی و فرماندهان ارتش
پنجره

تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه-۴: سهم شیر! بخش اول

مهستان؛ مسعود قاصدیان – آرش صادقی اولیایی: در سال‌های اخیر، برخی از هواداران سلطنت پهلوی - به‌ویژه در فضای مجازی…

25 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: آفرینشگر باغِ زنان: در رثای شهرنوش پارسی‌پور
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?