مهستان؛ ترامپ برای امضای تفاهمنامه با ایران دست دست میکند. دیشب نخست آکسیوس و بعد تقریبا همه رسانههای آمریکایی خبر دادند که متن تفاهمنامه اولیه بین ایران و آمریکا نهایی شده اما دونالد ترامپ هنوز از تایید آن خودداری کرده و چند روز مهلت خواسته است.
ترامپ شخصیتی به غایت عجول دارد، او چندان دربند جزییات دیپلماتیک نیست و نمایش رسانهای اولویت اول و آخر اوست. گذشته از این شخصیت و تاکتیک تکراریاش، او در تنگنای زمانی جدی هم قرار دارد. هر ساعت بسته ماندن تنگه هرمز با اثرگذاری بر قیمت سوخت و کالاهای اساسی به موقعیت او و حزبش در انتخابات میاندورهای آسیب میزند.
پس چرا او تعلل میکند؟
اتفاقات در حال رخ دادن را مرور کنیم: اسراییل دست به عملیات گستردهای در جنوب لبنان زده تا شاید از فلج تاکتیکی ناشی از پهپادهای حزبالله خلاص شود. هر چند بیبی جز یک تعرض کوچک هنوز جسارت حمله به بیروت را نیافته است.
همزمان تنشهایی در روابط آمریکا و کشورهای عربی در جریان است. پیت هگست در تماسی با نخست وزیر قطر تلویحا او را تهدید به ترور کرده و گفته که بار بعد آمریکا مانع نتانیاهو نخواهد شد. او این را در پاسخ به اصرار نخستوزیر برای ادامه میزبانی از حماس و لزوم انعطافپذیری حداقلی واشنگتن در برابر تهران گفته است.
ترامپ هم چند باری بر لزوم پیوستن کشورهای میانجی مانند قطر و عربستان و حتی پاکستان به پیمان ابراهیم و به رسمیت شناختن اسراییل گفته است.
همزمان در آن سوی کره زمین مقدمات نظامی حمله به کوبا نهایی شده و به نظر عنقریب مارکو روبیو به آرزوی حمله به کوبا خواهد رسید.
در تنگه هرمز هم تبادل آتش هر شبه بین نیروهای ایرانی و آمریکایی ادامه دارد.
از آخری شروع کنیم. آیا ممکن است نهایی کردن تفاهم یک فریب برای غافلگیری و یک حمله نظامی جدید باشد؟ این فرض بعید است. آمریکا حتی در جنگ ۴۰ روزه نتوانست از اصل غافلگیری بهره ببرد و یک ساعت بعد از حمله به دام یورش گسترده ایران به کل منطقه افتاد که بارها از آن ابراز شگفتی کرد. این بار هم بعید است سربازان دست به ماشه ایران حداقل در بعد زمان یا مکان غافلگیر شوند.
فرض اصلی را باید روی نتانیاهو و لبنان متمرکز کرد. ترامپ با تعلل در حال اجازه دادن به اسرائیل برای گسترش عملیات در جنوب لبنان است تا شاید او دستاوردی به کف آورد و توشه انتخابات خود کند. در سناریویی که از این دو گانگستر بعید نیست، ممکن است تروری در سطح رهبران نظامی و سیاسی حزب الله و حتی شیخ نعیم قاسم در کار باشد و درست بعد از ترور ترامپ قصد تایید تفاهم را داشته باشد تا تهران را برای واکنش دچار تعلل کند. ترور این روزهای رهبران حماس در غزه میتواند قرینهای برای این گمانه باشد.
در فرض بعدی که البته ناقض باز گذاشتن دست نتانیاهو نیست؛ ترامپ میکوشد حداکثر امتیاز را از کشورهای میانجی بگیرد. از عربستان تا قطر و پاکستان حتی اگر به پیمان ابراهیم نپیوندند باید امتیازی به ترامپ بدهند یا در توسعه روابط غیررسمی با اسراییل یا حتی در قالب امتیازات اقتصادی. این امتیازات هم مرهم درد ترامپ است هم ابزاری برای پیروزنمایی رسانهای.
فرض آخر را باید در کوبا جستجو کرد. ممکن است ترامپ در پی حمله به کوبا قبل از نهایی کردن تفاهم با ایران باشد تا بعد از یک نمایش هالیوودی دیگر و در سایه توجه رسانهها به آن نمایش، تفاهم با ایران را زیر سبیلی رد کند.
هر چه هست این تعلل را باید جدی گرفت. ترامپ و نتانیاهو برای این لحظه آخر برنامهای دارند. هر چند نشان دادهاند که اگرچه عاشق طراحی نقشههای عجیب و طرحهای گانگستری هستند؛ چندان مهارتی در اجرای آن ندارند. دنیای سیاست نه دنیای مشاوره املاک است و نه یک سریال گانگستری و جاسوسی!
این نقشهها البته که بیش از ترامپ برای دیگران فاجعهبار است و باید از آنها بسیار نگران بود.
خواهیم دید که چه خواهد شد…





