مهستان؛ پروژه وفاق حاصل همگرایی و البته عملگرایی بخشی از اصلاحطلبان و اصولگرایان با هدف عبور از بنبستهای خارجی و داخلی کشور بود.
علیرغم فراز و فرودهای متعدد در یکسال و نیم اخیر، اما دو کارگزار اصلی این پروژه دستاوردهایی هم داشت؛ از یکسو مسئله حجاب که به یک پرونده امنیتی تبدیل شده و جزو اصلیترین خواستههای جامعه بود، تا حدی حل کرد و از سوی دیگر برای نظامیان پشتیبانی ملی را در برابر حمله اسرائیل به ارمغان آورد.
اکنون نیز که تصمیمهای سخت نظام در دستور کار قرار گرفته، وفاق بیش از پیش اهمیت یافته است.
بازگشت همتی به کابینه نشانهای از ادامه عزم نظام برای رعایت ملزومات حفظ وفاق حداقلی است.
با این حال، اعتراضات خیابانی اخیر آزمون سختی برای توان این پروژه است.
دولت از ابتدا سیاست به رسمیت شناختن اعتراضات را در دستور کار قرار داد اما با استمرار آن، خشونتها از هر دو سو رو به افزایش گذاشته است.
دولت نه امکان همراهی با خواستههای رادیکال معترضان را دارد و نه خواهان ایستادن پشت سیاست سرکوب است.
موتلفان دولت اما که در صف نخست مقابله با اعتراضات قرار دارند، نگران از تاثیر آن بر پایگاه اجتماعی خود و معادلات بینالمللی، انتخاب سختتر و تعیینکنندهتری دارند؛ خشونت علیه معترضان حمایت مردمی از نظامیان را در جنگ احتمالی -حتی در بین کسانی که به اعتراض خیابانی مخالفاند- کاهش میدهد.
همزمان طولانی شدن اعتراضات کنترل اوضاع را سختتر میکند.
از سوی دیگر واکنش رئیسجمهور به استمرار و افزایش خشونت از سوی حکومت قابل پیشبینی نیست.
زمان زیادی از موضع تند پزشکیان در جریان جنبش مهسا و مقاومت او در برابر اجرای قانون عفاف و حجاب نمیگذرد.
پزشکیان نه همچون رئیسی همراه با سرکوب است و نه به مانند روحانی حاضر است ملزومات سختگیرانه امنیت ملی را بپذیرد.
اگر روایتهای خشونت علیه معترضان بر فضای رسانهای کشور غلبه پیدا کند، شکاف میتواند به کارگزاران وفاق کشیده شود.
اکنون نوبت نظام و البته نظامیان آن است که میان محبوبیت سلاح خود در برابر اسرائیل و کنترل شدید اعتراضات یکی را انتخاب کنند.





