مهستان؛ ما معمولا پانزده روز در کردستان بودیم و چهار، پنج روز به تهران میآمدیم. از سوی ما هیئتی در استانداری کردستان در سنندج استقرار یافته بود که مامور اداره امور شهر و ادارات بود. اقدامات هیئت ویژه علاوه بر انجام امور اجرایی، ادامه مذاکره با گروههای سیاسی و همچنین اقدامات عمرانی در روستاها و شهرهای منطقه بود.
برای انجام کارهای عمرانی کمیتهای به نام کمیته عمران امام خمینی تشکیل شده بود که مسئول این کمیته آقای مهندس غرضی بود. این کمیته که از درآمد یک روز نفت که به عمران استان اختصاص یافته بود به اقدامات عمرانی همچون احداث حمام، برقرسانی و غیره مشغول بود.
مردم همکاری چندانی با اعضای کمیته عمران که اکثرا مهندسان جوان و درس خوانده بودند نمیکردند. از میان کردها تنها اعضای مکتب قرآن مرحوم احمد مفتیزاده با آنان همکاری داشتند.
ما تا حوالی اسفند ۵۸ در کردستان بودیم تا اینکه در آن زمان خبرهایی از تهران رسید که سروصداهایی علیه ماموریت هیئت ویژه در آنجا برپاشده است.
چند ماه پس از پیروزی انقلاب مشاهده کردیم یک عده از کردها از کردستان فرار کرده و به تهران آمدهاند. هنگامی که مجلس خبرگان آغاز به کار کرد، تعدادی از آنها را در کریدور مجلس دیدم که شبها نیز همانجا میخوابیدند.
بیشتر از این خاطرات بخوانید: مسئله کردستان (بخش ششم)
هنگامی که با هیئت ویژه به کردستان رفتیم، مشاهده کردیم آنها افراد خوشنامی در منطقه نیستند، چند تن از آنها زمیندار و دو تن نیز نزولخوار بودند. هنگامی که ما در کردستان بودیم متوجه شدیم اینها با مرحوم بهشتی تماس گرفتند و اظهار کردند که در صورت مسلح شدن میتوانند به کردستان بروند و با گروههای کومله و دموکرات و فدایی به جنگ پردازند.
بعدها متوجه شدیم شهید بروجردی هم در این روابط دست داشته است. در یکی از جلسات شورای انقلاب من خطاب به مرحوم بهشتی گفتم آقای دکتر خط مشی هیئت ویژه که با نظر شورای انقلاب و موافقت اما به کردستان اعزام شده این است که آنجا درگیری نظامی نشود.
البته راهحل ما کمی پیچیده و زمانبر است. ولی اگر کار به جنگ بکشد با توجه به شرایط کوهستانی منطقه جنگ درازمدت خواهد شد که پایان آن معلوم نیست. مرحوم بهشتی و دیگران نظرات من را نپذیرفتند و تصمیمات خود را به مرحله اجرا درآوردند.
روز ۲۷ یا ۲۸ اسفند ۵۸ حمله پیشمرگان کرد به کامیاران آغاز شد. یک هفته پس از آن سپاه مجبور به دخالت شد و به دنبال آن نیروهای ارتش وارد کارزار شدند که تاکنون هم درگیریها ادامه دارد. سالها پس از آن، سال ۷۵ فرماندار نقده در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام داشت که مسئله کردستان راهحل نظامی ندارد و باید از طریق سیاسی مسائل آنجا حل و فصل شود…
برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه
خاطرات عزتالله سحابی





