مهستان؛ سزاوار نمیدانم که آدمی چه در دادگاه و چه در میدان جنگ از چنگال مرگ به آغوش ننگ بگریزد.
اگر روا باشد که انسان برای رهایی از خطر به هر کردار و گفتاری توسّل جوید، در میدان جنگ نیز بس پیش میآید که با انداختن سلاح و سر فرود آوردن در برابر دشمن بهآسانی میتوان از مرگ رهایی یافت. در برابر خطرهای دیگر نیز وسیلهٔ رهایی بسیار است.
آری، آتنیان، گریز از مرگ دشوار نیست، گریز از بدی دشوار است. بدی تندتر از مرگ میدود.
از این رو من پیر و ناتوان به دام مرگ افتادم ولی مدعیانم با همهٔ چستی و چالاکی در چنگال بدی گرفتار آمدند.
در پایان این محاکمه، شما مرا به مرگ محکوم کردید، و حقیقت، آنان را بهفرومایگی و بیدادگری محکوم ساخت، و همهٔ ما، هم من و هم آنان، از این پیشامد خشنودیم. شاید صلاح همهٔ ما در این بود و گمان میکنم خوب است.
افلاطون؛ آپولوژی





