مهستان؛ نیوشا طبیبیگیلانی: پدیدهٔ تابآوری، با سرشت تمدن ایران پیوند خورده است. مهمترین سازههای موثر بر زیست جمعی و تاریخی ما، به دست نیاکان ما و برای ادامه زندگی در این فلات خشک و بیابانهای لمیزرع آن بنا نهاده شدهاند که در نهایت به برپایی یکی از بزرگترین امپراتوریهای تاریخ در حاشیهٔ کویر انجامیده است. این واحد جغرافیایی و سیاسی و تاریخی، یکی از قدیمیترین کشورهای همچنان زنده جهان است. راز و رمز این پایداری و بقای این سرزمین، علیرغم تفاوتهای قومی و فرهنگی را باید در ظرایف سنن ایرانی و تاسیسات تمدنی این سرزمین جست.
آنچه که جهان را در ایام اخیر به حیرت انداخته اجماع تمامی ایرانیها گرداگرد میهن است و توان تابآوردن در مقابل حملهٔ قدرتمندترین ارتشهای جهان. آنها که از این واکنش مردم ایران حیرت زده شدهاند، غالباً اطلاعی از پیشینه این مردم و این سرزمین ندارند. در این سلسله یادداشتها برآنیم که با بررسی بعضی از سازههای تمدنی و سنتهای ایرانی، ریشههای تابآوری تاریخی و دوام آوری ملت و سرزمین ایران را در یکی از سختترین اقلیمهای جهان، بکاویم. از سوی دیگر به این پرسش پاسخ دهیم که چرا پیوند بین اقوام ایرانی ناگسستنی است و رویای تجزیه ایران خوابی است که هرگز محقق نخواهد شد.
قنات را مهمترین سازهٔ تمدنی ایران میدانند. این پدیده که ابداع نیاکان ماست، از ایران به اقصی نقاط عالم – از مکزیک تا ژاپن – رفته و به این ترتیب اگر آن را باارزشترین هدیه تمدن ایرانی به جهانیان بدانیم، گزاف نگفتهایم. قنات سبب ریشه دواندن حیات و پا گرفتن تمدن در این سرزمین شده است. مروری اجمالی به ما نشان میدهد که تمدنهای بزرگ که مواریث ماندگاری خلق و نقشی به سزا در اعتلای حیات بشری ایفا کردهاند، غالباً از کنار رودخانههای بزرگ یا بر ساحل دریاها پاگرفتهاند. آب به عنوان مهمترین نیاز آدمی برای تامین غذا و یکجا نشینی نقش بسیار مهمی در برآمدن شهرها و پدید آمدن امپراتوریها داشته و دارد.
ابتکار حفر مسیری در زیر زمین از سفرههای آب در ارتفاعات تا دشتهای خشک کم ارتفاع، مسیر رشد و تثبیت تمدن در این سرزمین را گشود. قدیمیترین قناتی که تاکنون شناسایی شده، قنات قصبه گناباد در خراسان رضوی است که تا امروز هم آب زمینهای کشاورزی آن نواحی را بدون مصرف یک لیتر سوخت یا یک کیلووات برق، تامین میکند. قنات قصبه گناباد ویژگیهای شگفت انگیز دیگری هم دارد که به موقع خود آنها را بررسی خواهیم کرد.
شیوهٔ شناسایی مسیر قنات و چگونگی حفر این پروژههای عظیم باستانی حاوی نکات قابل تاملی از میزان هوش و ابتکار و فنآوری مورد استفاده ایرانیهای قدیم است. مقنیان، مهندسان باستانی آب، به درجهای از مهارت رسیده بودند که با مزه کردن خاک، نظر افکندن بر پوشش گیاهی و حتی گوش سپردن به صداهای زیر زمین یا تکنیکهای دیگر قادر به تشخیص منبع آب بودند. احداث قنات معمولاً از مادر چاه آغاز میشد. این چاه به منزلهٔ گمانهزنی برای رسیدن به سفرهٔ آب زیر زمینی در نواحی مرتفعتر و آبگیر بود. پس از آن حفر قنات از سوی مظهر، یعنی مقصدی که میخواستند آب را به آنجا برسانند تا مادرچاه آغاز میشد؛ به این مسیر کورهٔ قنات میگویند. این کوره باید با شیبی محاسبه شده و دقیق به سوی مادرچاه حفر شود. محاسبه این شیب عمل دقیقی است که از نسبت ارتفاع مادرچاه به مظهر قنات به دست میآید.
در طول مسیر دهها یا حتی صدها چاه دیگر در فواصل منظم برای تخلیه خاک و همچنین ورود و خروج هوا حفر میشود. این چاهها از روی زمین و از آسمان به صورت خطی ممتد از حفرهها دیده میشوند. وقتی بر بالای دشتهای ایران پرواز میکنید، میتوانید بسیاری از این رشتهها را ببینید.
پروژهٔ حفر یک قنات امکان داشت که قرنها یا دستکم دههها به طول بیانجامد، ولی مقنیها نسل اندر نسل دست از کار نمیکشیدند و با آنکه میدانستند ممکن است هرگز پایان کار را در طول حیات خود نبینند ولی وظیفهٔ خود را انجام میدانند.
شرح تامین مالی پیوسته هر پروژهّ احداث و نظام وقف و نذر خود حدیث مفصل و بینظیری از شگفتیهای تاریخ و سنت ایرانی است. قناتها بیشتر به صورت شرکتهای تعاونی اداره میشدهاند و هزینهٔ احداث و لایروبی و نگهداری آنها هم توسط مردم و شرکاء تامین میشده است.





