مهستان؛ زد و خورد میان ایران و آمریکا با یک شب استراحت دوباره از سر گرفته شد. مورد اصابت قرار گرفتن دو نفتکش در تنگه هرمز ترامپ راکه وعده داده بود به حملات پریشب ایران پاسخ میدهد دوباره به واکنش واداشت. حملات دیشب آمریکاییها سنگین بود و به گفته منابع مختلف بر تخریب زیرساختهای رصد و کنترل ایران بر تنگه هرمز تمرکز داشت.
این حملات علاوه بر گستردگی دو مسئله قابل توجه داشت: نخست حمله به یک جشن عروسی در روستایی در نزدیکی بندر سیریک که به شهادت دست کم ۷ غیرنظامی منجر شد و حملاتی در عمق خاک ایران از جمله به فرودگاه کهنوج و البته سرنگون شدن یک پهپاد آمریکایی در خمین که نشان از پرواز دشمن در عمق خاک ایران داشت.
پاسخ ایران تقریبا فوری شروع شد. ایران پایگاههای آمریکایی در کویت، بحرین، امارات و قطر را زیر ضربه موشکها برد. اما اصلیترین حملات در اردن و با تمرکز با پایگاههای الازرق و ملک حسین اردن انجام شد. به دلیل سانسور شدید تصاویر اندکی از این حملات موجود است اما در یک ویدئو دست کم اصابت یک موشک ایرانی قابل مشاهده است.
اما نکته مهم حملات دیشب ایران حمله به کمپ تیتین در اردن بود. پایگاهی نزدیک به بندر عقبه و در فاصله بسیار اندکی از خاک اسرائیل و خاک عربستان سعودی. کمپی که محل تمرین تفنگداران دریایی و از زیرساختهای مهم پشتیبانی عملیات دریایی آمریکا در منطقه است. به نظر هدف مهم ایران از ضربه به این پایگاه علاوه بر نشان دادن اشراف اطلاعاتی گرفتن تلفات از نیروهای آمریکایی به خصوص در پاسخ به جنایت حمله به جشن عروسی و کشتار غیرنظامیان بوده است.
با چه صحنهای مواجه هستیم؟
آمریکا دچار یک آشفتگی راهبردی است. گفته میشود که حملات اخیر در چارچوب تاکتیک موسوم به چمنزنی یا از میان بردن گاه و بیگاه توان نظارت و واکنش ایران در تنگه هرمز صورت میگیرد. به نحوی که راه برای عبور برخی نفتکشها از مسیر جنوبی تنگه فراهم شود.
اما جغرافیای جزایر ایران، خط طولانی ساحلی و امکان گسترده لجستیک از سرزمین اصلی به علاوه امکان تحرک سامانههای راداری و موشکی امکان موفقیت این تاکتیک را بسیار محدود کرده است. اساسا به فرض گشایش چند روزه مسیر جنوبی انتقال نفت از تنگه به این سبک تا کی میتواند ادامه یابد؟
از سوی دیگر ترامپ در توییتی چند ساعت بعد از حملات مدعی شد که هدفش به میز مذاکره آوردن ایران نیست و اساسا این موضوع برایش مهم نیست. حرفی که با سخنان بسنت وزیر خزانه داری و فرمانده عملیات اقتصادی علیه ایران در تناقض است
در همان توییت ترامپ سوال کرده است که کی مردم ایران قیام میکنند؟ پرسیدن این سوال در شبی که آمریکا به یک جشن عروسی حمله کرده است نشانهای از آشفتگی ذهنی اوست. به فرض که مردم ایران ناراضی باشند، بعد از جنایت میناب و لامرد و کشتار غیرنظامیان در جنگ چگونه او هنوز در رویای قیام مردم علیه حکومت است و به تنظیمات کارخانه بیبی در ۹ اسفند بازگشته است!
در طرف ایرانی هم بحرانی قابل مشاهده است. یکی از محورهای راهبردی عملکرد ایران از ابتدای این جنگ، طولانی و فرسایشی کردن جنگ برای طرف آمریکایی با نیت اثرگذاری بر بازارهای مالی و وضع اقتصادی و لطمه زدن به حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای کنگره بود.
فرسایشی کردن جنگ اما اینک به یک فرسایش راهبردی مبدل شده است. بازار نفت اگرچه قیمتهای بالایی را تجربه میکند اما به مرز انفجار نرسیده و با تدابیر مختلف مانند کاهش تقاضای چین در کنترل باقی مانده است. از جمله ترامپ در مورد انتخابات میاندورهای که گفته است که رئیسجمهورها دموکرات باشند یا جمهوریخواه انتخابات را میبازند نشان میدهد که اهمیت موضوع به تدریج در ذهن او کاهش یافته و جمهوریخواهان در حال کنار آمدن با شکست احتمالی هستند. از آن سو این فشار سهمگین تحریمهاست که اقتصاد ایران را زیر ضرب برده و قیمت دلار و تورم را به مرزهای عجیبی رسانده است.
تهران به این دلیل نمیتواند جنگ فرسایشی در تنگه هرمز را به یک برگ برنده واقعی مبدل کند که راهبردش فاقد یک پیوست دیپلماتیک و خلاقیت سیاسی است. هر نوع خلاقیت سیاسی در تهران زیر فشار تندروها به تسلیم طلبی تعبیر میشود. تازه اگر این خلاقیت از گردنه اصولگرایان رادیکال بگذرد و سیاست رسمی شود آن گاه به دام رفتارهای تکانشی و تهاجمی آمریکا میافتد. دیروز درست در زمانی که پزشکیان در اجلاس شانگهای از آمادگی ایران برای بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد گفت، هنوز هواپیمایش در آسمان بازگشت به ایران بود که با کشتار غیرنظامیان در یک جشن عروسی مواجه شد. امضای ترامپی پای بیاعتبار کردن هر خلاقیت دیپلماتیک یا مانور سیاسی.
این برف را فعلا سر باز ایستادن نیست!
آشفتگی راهبردی آمریکا؛ راهبرد فرسایش یا فرسایش راهبردی تهران
Share This Article
بدون دیدگاه





