مهستان؛ جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بعد از ۱۳ شب درگیری باز هم به آتشبس منجر شده است. آتشبسی لرزان و نانوشته که هر آن بیم شعلهور شدن مجدد درگیری از خاکستر گرم آن وجود دارد.
نبرد ۱۳ روزه یکی از مراحل جنگ فعلی بود که احتمالا تاثیری مهم بر سرنوشت نهایی جنگ خواهد داشت. از کمبود شدید موشکهای پدافندی در پایگاههای آمریکا در منطقه تا مورد حمله قرار گرفتن مکرر نوار ساحلی و جزایر ایران در اطراف تنگه هرمز.
مهمترین مشخصه این نبرد اما خارج ماندن اسراییل از میدان نبرد بود.
وضعیتی که در نگاه اول عجیب به نظر میرسید. آمریکا تمایلی به درگیر کردن اسرائیل در میدان نبرد نداشت. ایران هم درگیر شدن با پایگاههای آمریکا در سایر نقاط منطقه را در اولویت قرار داده بود. به تدریج حتی اسرائیل به شکل جزیره امن آمریکا درآمد که بسیاری از هواگردها و تجهیزات خود را از بیم هدف قرار گرفتن به آنجا منتقل میکرد.
اگرچه مدام خبرهایی از تمایل اسرائیل به درگیر شدن در جنگ علیه ایران میرسید؛ اما به نظر نتانیاهو و دولت افراطیاش از این وضعیت راضی بودند. نظرسنجیهای مختلف حکایت از تثبیت آرا حزب لیکود و بلوک راست افراطی یا در بهترین حالت کند شدن روند نزولی آرای بلوک راست افراطی حکایت دارد.
اسموتریچ وزیر افراطی دولت نتانیاهو پا را فراتر گذاشت و ۲ بار در اظهاراتی تاکید کرد که اسرائیل تمایلی به ورود به درگیری ندارد و این وضعیت بهترین وضعیت برای اسرائیل است. نتانیاهو که متهم است تنها زخم های باز برای امنیت اسرائیل به ارمغان آورده و هیچ جنگی را نبرده؛ در این جنگ در وضعیتی قرار گرفت گویی موفق شده آمریکا را به عنوان نگهبان اسرائیل به جنگ وادارد بی آن که ساکنان اسرائیل جنگ را احساس کنند.
این وضعیت ناخوشایند، به نظر باید در محاسبات استراتژیستهای ایران لحاظ شود و تغییر ایجاد کند. به نظر چشمانداز سیاسی مطلوب استراتژیستهای تهران برای پایان جنگ زدن یک ضربه سیاسی بزرگ به ترامپ و مشخصا باخت حزب جمهوریخواه در انتخابات آمریکاست. برای رسیدن به این چشمانداز انسداد تنگه هرمز و کنترل آن و بالا نگه داشتن قیمت نفت و هزینه وارد کردن به زنجیره تامین جهانی مهمترین ابزار است تا در نهایت بالا بودن قیمت بنزین و تورم رای دهندگان را از حزب ترامپ رویگردان کند. این که ایران در این کار موفق شود یا نه، میتواند محل چالش باشد.
اما به نظر این چشمانداز از اساس اشتباه ترسیم شده است. باخت جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای هر چقدر شدید باشد، محال است که منجر به تغییر دو سوم ترکیب هر دو مجلس و مشخصا مجلس سنای آمریکا به زیان ترامپ شود. این باخت اگرچه به لحاظ سیاسی ترامپ را تضعیف میکند اما او همواره میتواند با توی مصوبات کنگره به راه خود ادامه دهد و تصمیمات حساس بگیرد.
به جای این چشمانداز باید نتانیاهو را در انتخابات اوایل آبان اسرائیل هدف گرفت. نتانیاهو صاحب اصلی پروژه حمله و تجزیه ایران و نابود کردن هر کشور قدرتمندی در خاورمیانه است. رقیب او آیزنکوت به صراحت از پروژه براندازی نظام سیاسی ایران دوری میجوید و آن را احمقانه میداند. چشمانداز سیاسی پایان جنگ برای تهران باید به پایان رساندن دولت فوق افراطی نتانیاهو باشد.
ابزار اصلی این کار میتواند صلحی مقتدرانه و پیروزی در میز مذاکره باشد. جنگ شیشه عمر بیبی است و این شیشه باید چند هفته مانده به انتخابات در اسرائیل به سنگ کوبیده شود. تنظیم این زمانبندی باید مهمترین دغدغه در اتاق جنگ و مذاکره ایران باشد.





