مهستان؛ در جبهه جنگ ایران و آمریکا چه میگذرد؟ در دور سوم درگیریها که نزدیک به یک هفته است از سر گرفته شده است، کانون حملات آمریکا بر مناطق جنوبی کشور متمرکز بوده و بصورت تدریجی از سواحل بسوی مناطق بالادستتر نیز آمده است؛ جایی که بعنوان عقبه لجستیکی سواحل جنوب در نظر گرفته میشود.
برای مثال لشکر ۹۲ زرهی اهواز که مجهزترین و بزرگترین لشکر زرهی ایران است در حملاتی پی در پی زیر ضرب بمباران آمریکاییها رفته است؛ لشکری که احتمالا مهمترین یگان نظامی در جنوب کشور جهت مقابله با ورود نیروهای زمینی متخاصم است. تقریبا عموم تحلیلگران بر این نظرند که چنین حملاتی به زیرساختهای مناطق جنوبی برای ورود نیروهای آمریکایی جهت تصرف برخی جزایر است که برای چنین اقدامی ضروری است که تمام پلهای ارتباطی و زیرساختهای نظامی منهدم گردد تا از ورود نیروهای نظامی ایران به آن مناطق جهت مقابله ممانعت به عمل آورند.
در مقابل، نیروهای مسلح ایران نیز در حال انهدامسازی زاغههای مهمات آمریکایی و رادارهای آنها در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن و سوریه است. در واقع نیروهای مسلح کشور نیز بخوبی از استراتژی تصرف جزایر آگاه است و برای برهم زدن اقدامات آنها شروع به از بین بردن مهمات آمریکاییها کرده است. مهماتی که برخلاف ایران در تونلهای زیرزمینی مخفی نشدهاند و برروی زمین و در سولههایی قابل روویت انبار شدهاند که بخوبی میتوانند مورد هدف موشکها و پهپادهای ایرانی واقع شوند. بنابراین بازی ایران کاملا آگاهانه و معقول است و برای آنکه بتواند از عملیات آمریکاییها در تصرف جزایر جلوگیری کند باید بتوانند فرسایشی تسلیحاتی در پشت جبهه آنها ایجاد کرد. تسلیحاتی که باید از کیلومترها دورتر به این منطقه حمل شوند. چیزی که منجر به هزینههای زمانی و مالی هنگفت برای طرف آمریکایی جهت پیشبرد اقدامات نظامیاش محسوب میگردد.
این یک بعد این درگیری نظامی است و بعد دیگر آن به محاصره در محاصره دو طرف این نبرد بر میگردد. آمریکا مجددا محاصره خود را بر بنادر ایران اعمال کرده است و ایران نیز خروج از تنگه هرمز را مسدود کرده است. ایران باید بتواند از نظر مواد اولیه و ذخایر نفتیاش تابآوری نشان دهد و آمریکا نیز باید بتواند در برابر تورم ناشی از افزایش قیمت نفت و فشار شرکای منطقهایاش جهت زودتر به انجام رساندن اقداماتش، تابآوری نشان دهد. این بعد دریایی مهمترین بعد این نبرد است چرا که اثراتش مستقیما بر اقتصاد جهانی وارد میشود و اساسا دور سوم درگیریها نیز برای تسلط بر آبراهه هرمز شکل گرفته است.
در این زمینه نیز ایران کارتهایی برای بازی در اختیار دارد. یمن و باب المندب کارت مکمل هرمز در دستان ایران است. بابالمندب جایی که اگر تردد در آن از طریق حوثیها مختل شود، کشورهای عربی خلیجفارس همگی در محاصرهای کامل واقع میشوند و قطعا تابآوری آنها بدلیل محدودیتهای جغرافیایی بسیار کمتر از ایران است و این امر میتواند باعث فشار بیشتر شرکای آمریکایی بر این کشور شود. اما باب المندب کارکرد مهمتری نیز دارد و آن مسدود شدن مسیر انرژی اروپاست. جایی که برای ادامه نبردش با روسیه به شدت به جریان امن انرژی بسیار وابسته است.
در واقع انسداد هرمز و بابالمندب یعنی ناتوانی اروپا در پشتیبانی از اوکراین و شکست از روسیه. از اینجا مشخص میشود که چگونه معادلات جهانی در گرهی چند سره، در هم پیچیدهاند. بنابراین افزایش تنش در حوزه ایران مستقیما به نفع روسها تمام میشود و بسته شدن مسیرهای حیاتی انرژی، غرب را در جبهههای جنگی که گشوده دارد به شدت تحت فشار خواهد گذاشت. اما ایران باید بلافاصله اقدام به بستن بابالمندب از طریق حوثیها بکند؟ نه چنین اقدامی عجالتا ضرورتی ندارد و تنها جایی باید به کار گرفته شود که اوضاع داخلی یا وضعیت میدانی جنگ رو به تضعیف رفته باشد و همچنین این کارتی است که ایران بواسطه آن میتواند مانع ورود اروپا به جنگ آمریکا با ایران شود و به تعبیری میتواند از اروپا امتیازهای مهمی دریافت کند همچنان که وقت مناسبی است تا از روسها امتیازات جدی و راهبردی در ترتیبات امنیتی منطقه قفقاز و آسیای میانه که در ۳۰۰ سال گذشته تحت نفوذ آنها بوده بگیرد.
اما شاید گفته شود چگونه ممکن است که از هر دو طرف متخاصم امتیازاتی گرفته شود؟ ایران میتواند در عین حال که مسیر انرژی اروپا را باز بگذارد، مسیر انرژی روسیه به هند و پاکستان را نیز مهیا کند. مسیری که با توجه به بسته شدن دریای سیاه به روی کشتیهای روسی، تنها راه فرار روسها از محاصرهای است که از طرف اروپا بر آنها اعمال شده است. در واقع مسیر دریای خزر-ایران- پاکستان- هند تنها راه باقیمانده برای روسهاست همچنان که بتازگی وزیر خارجه و وزیر انرژی این کشور به ایران سفر کردهاند . احتمالا جهت پیشبرد چنین اموری بوده است.
بنابراین اگرچه کشور بشدت زیر بمباران آمریکاییها واقع شده اما جغرافیا بعنوان بزرگترین دارایی ایران که از بین رفتنی نیست میتواند با بازی درایتمندانه مقامات کشور خود را از مهلکهای بنیانافکن برهاند.





