مهستان؛ مصاحبه تلویزیونی محمد باقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، رییس غیر رسمی اتاق جنگ و رییس رسمی تیم مذاکره کننده ایران در حساسترین روزهای تاریخ ۵۰ سال اخیر کشور؛ ناگهان از صدا و سیما قطع شد.
این رخداد ناگهانی، بدون ارایه توضیحی از سوی صدا و سیما و در شرایطی رخ داد که قالیباف در مورد یکی از اقدامات دولت مرحوم رییسی در مورد مبالغ بلوکه شده ایران سخن میگفت.
دولت مرحوم رییسی دولتی بسیار محبوب اصولگرایان رادیکال بود، صدا و سیما هم یکسره در اختیار این گروه است که این روزها قالیباف را به آماج نخست حملات خود مبدل کردهاند و به شدت مخالف عملکرد او در مذاکرات هستند.
این تقارنها باعث شد که همه رسانهها و از جمله کانال رسمی قالیباف علنا یا تلویحا این اقدام را عمدی تلقی کنند.قطع مصاحبه ضبط شده شخصی با جایگاه قالیباف در صدا و سیما قطعا شگفتآور بود.
این رخداد حتی در مورد سید محمد خاتمی، حسن روحانی و جواد ظریف در اوج اختلافشان با تمام بلوک قدرت رخ نداده و بیسابقه بود.
عدهای آن را به بازگشت یکی از مدیران صدا و سیما نسبت دادند که بعد از افشای اسناد طبقهبندی شده توسط نبویان در برنامه زنده استعفا داده بود.اصولگرایان رادیکال مانند صدا و سیما نخست در مورد این اقدام سکوت کردند.
اما صدا و سیما روز بعد توضیح داد که مصاحبه دچار نقص فنی بوده و نسخه کامل مجددا پخش خواهد شد.
ارزیابی صحت این ادعا طبعا مقدور نیست و البته که مراجع حقوقی با فرض اصل برائت آن را میپذیرند. اما از منظر سیاسی کل رخداد را چگونه میتوان تحلیل کرد: نخست آن که معادلات و روابط جدید در بلوک قدرت هنوز کاملا تثبیت شده نیست.
آن چنان که مدیر یا مدیرانی میتوانند با دستوری مصاحبه یکی از مهمترین چهرههای سیاست ایران با پشتوانه همزمان بورکراتیک-نظامی و سابقه طولانی جبهه و جنگ و گرایش اصولگرایی و چند جایگاه رسمی را قطع کنند!
دوم آن که آنها دست بالا را ندارند. مصاحبه قطع می شود اما شب بعد نسخه کامل آن روی آنتن میرود و اتفاقا توجه افکار عمومی بیشتر به آن جلب میشود. گویی که یک پارازیت در مسیر انتقال پیام رخ داده است.
اما قدرت و اقدامات اصولگرایان رادیکال در حد رخ دادن یک پارازیت نیست. قدرت فراوان آنها در گوشه و کنار نهادهای قدرتمند، ماهیت ایدئولوژیک قدرت سیاسی و معادلات تثبیت نشده بلوک قدرت باعث شده که اقدامات آنها به یک پارازیت تکرار شونده و حتی ساختاری بدل شود.
با ممارست فراوان این جناح سیاسی باید انتظار داشت که این پارازیت ساختاری کل مخالفانشان اعم از اصولگرایان میانهرو، نواصولگرایان و اصلاحطلبان در دولت را نه با یک سردرد مزمن که با دردسری کلافه کننده و گاه فلج کننده مواجه کند!





