مهستان؛ تیم دوم حمله که نیروهای چترباز بودند و میخواستند به ساختمانی در محلهای متفاوت حمله کنند، کمتر موفق بودند.
آنها محافظان را در ورودی ساختمان جبهه مردمی آزادی فلسطین که مورد هدف آنها بود، کشته بودند، اما در مورد پست حفاظتی دوم اطلاع نداشتند.
یکی از فلسطینیها شلیک کرده بود و سه سرباز اسرائیلی را بهشدت مجروح کرده بود.
آمنون لیپکین _ شاهاک فرمانده گروه، با اعتماد به نفسی که از انتخاب رئیس ستاد به دست آورده بود، فرمان داد افرادش به جای عقب نشینی، همچنان در میدان بمانند و ماموریت خود را که چسباندن مواد منفجره به ساختمان بود به سرانجام برسانند.
لیپکین _ شاهاک گفت: سختترین لحظه برای من طی نبرد واقعی اتفاق نیفتاد، بلکه زمانی رخ داد که به ماشینها رسیدیم. وقتی فهمیدم ماشینی که افراد زخمی در آن بودند، انجا قرار نداشت، بسیار تعجب کردم.
او نمیخواست بدون اینکه بداند افراد زخمی گروهش کجا هستند، عقب نشینی کند، اما چارهای نداشت. او دستور داد افراد دو ماشین جمع شده و به سمت ساحل حرکت کنند. به محض اینکه حرکت کردند، صدای انفجار مهیبی شنیدند و دیدند ساختمان مورد هدف آنها فروپاشید.
بیشتر از همین کتاب بخوانید: بزرگترین عملیات قتل هدفمند در قرن بیستم (بخش هشتم)
بعدا فهمیدند حدود سی و پنج فعال جبهه مردمی آزادی فلسطین در آنجا سوختند. وقتی به ساحل رسیدند، مامور کیزریا را در حالی یافتند که در ماشین نشسته بود، دو تن از همکاران آنها در صندلی عقب بودند و یکی از آنها از شدت خونریزی مرده بود.
همه گروه سوار قایقهای کوچک شدند و به کشتی جنگی کوچک برکشتند. مجروح دیگر نیز هنگام امداد در قایق مرد. تا سپیده دم تمام مهاجمان به اسرائیل برگشته بودند.
چون همه اهداف عملیات چشمه جوانی محقق شد، در اسرائیل بهعنوان موفقیتی چشمگیر قلمداد شد.
سه مقام ارشد ساف کشته شدند و حدود پنجاه نفر دیگر نیز به قتل رسیدند.
چهار ساختمان و کارگاه که برای تولید و تعمیر سلاح مورد استفاده قرار میگرفت، نابود شد و مدارک زیادی از آپارتمان عدوان، ضبط شد که برای فلسطینیها فاجعه محسوب میشد.
برگرفته از کتاب برخیز و اول تو بکش





