مهستان؛ درست است که بهروز رضوی به طور ژنتیک و خدادای دارای صدای زیبا و تأثیرگذار است. اما وی برای عرضه آن در گویندگی زحمات زیادی کشید. راه زیادی است از اینکه فردی صدای خوبی داشته باشد، تا اینکه بتواند آنرا در قالب هنری عرضه کند. از سویی کسانی هستند ممکن است راه زیادی طی کنند، اما نتوانند قابلیت صدای خود را درک کنند و بتوانند با استفاده از تکنیکها و شگردها، آن صدا را به درستی عرضه کنند. استفاده از تکنیکهای صحیح در صدادهی موجب تاثیرگذاری و زیبایی صدا در بین مردم میشود. رضوی چنین ویژگیهایی داشت.
نخست اینکه او در کودکی و نوجوانی موسیقی ایرانی و ساز سنتور را فرا گرفت. از همه مهمتر به کانونی راه یافت به نام جامعه باربد به مدیریت اسماعیل مهرتاش که نزدیک به نیمقرن توانست کانون بسیار مهمی در جهت رشد و معرفی هنرمندان مختلف در عرصه آواز، گویندگی، دوبله، تأتر، سینما و غیره باشد. تنها در قلمرو آواز چند هنرمند بیبدیل عرضه کرد: مرضیه، شجریان، عبدالوهاب شهیدی، جمال وفایی و غیره. در تمامی قلمروها افراد نامی را مطرح میکرد. جامعه باربد از ابتدای دهه ۱۳۰۰ در ادامه مدرسه عالی موسیقی کلنل وزیری، آغاز به کار کرد. اسماعیل مهرتاش مدیر جامعه باربد به این جمعبندی رسیده بود که جامعه باید در تمامی قلمروهای نمایش، گویندگی، آواز، سینما و غیره، کلاس و درس مشخص داشته باشد و تمام هنرجویان موظف هستند که این ادوار را به طور دقیق، آموزش ببینند. به همین خاطر بیشتر هنرمندان برآمده از آن مکتب، نه تنها در کار خود بسیار مسلط بودند که در قلمروهای دیگر نیز حرفی برای گفتن داشتند. بهروز رضوی از آن دست افراد بود؛ ضمن اشراف به گویندگی، در عرصه نمایش رادیویی و دوبله بسیار موفق بود. در حالیکه گویندگی، نمایش رادیویی و دوبله، سه عرصه تخصصی جداست. اما رضوی در هر سه عرصه، مبتکر بود. وی البته در عرصه ترانهسرایی، سینمایی و حتی خوانندگی ، با توجه به آموزشهایی که در کنار برادر هنرمندش بهزاد رضوی در جامعه باربد دیده بود، توانست، موفقیت نسبی پیدا کند (آواز و ساز).
در گویندگی با توجه به تسلطی که به آواز و موسیقی داشت، صدایش ضمن جذابیت از نوانس و شگردهای موسیقی بهرهمند بود. تسلطش به سرایش ترانه و شعر، توانایی او را در قرائت شعر، بیشتر کرده بود.
رضوی با این اوصاف جایگاه ممتازی داشت. گواینکه به تاریح ادبیات و شعر بسیار مسلط بود. چند ویژگی منحصر به فرد داشت. ایشان مدتی در تئاترهای رادیویی یا داستانهای شب، حضور چشمگیری داشت. به همین خاطر در اواخر که مجبور شده بود، بیشتر به داستانخوانی بپردازد، خلاقیت او در بازآفرینی داستان کاملآ مشاهده میشد؛ او به خوبی فضاهای متفاوت داستان را با تیپسازی بیان میکرد، شخصیتهای مختلف را همینطور. بهتر بود سلبریتیهایی که برای جذب مخاطب به سمت کتاب مصوت رفتهاند، از تجارب و روش رضوی استفاده کنند. به طور کلی سبک وی در گویندگی، برای هر تازهواردی میتواند یک دانشگاه باشد. حتی کسانیکه در میانه راه هستند، میتوانند چه سبکها و روشهایی را از وی الهام بگیرند.
به خصوص ملت ایران باید بیش از بیش قدر هنر رضوی را بداند. آثار رضوی میتواند هویت ملی ما را با صدای جادوییش درس دهد.
شوربختانه سالها پیش سیاستی نادرست در رادیو، اتخاذ شد که در عرصه گویندگی باید تحولی صورت گیرد و به جوانان باید میدان داد. هنرمندان پا به سن گذشته باید بازنشسته بشوند! از همین حیث رضوی که با ده دقیقه گویندگی میتوانست موجب جذب مخاطب، به ویژه جذب جوانان به هویت ملی شود، رانده / بازنشسته شد. در حالیکه رضوی در اوج پختی بود.
گرچه ظاهرا ایشان از این عالم رفته است، اما صدای سحرانگیز و هویتآفرین وی تا ابد زنده است.
در اندرونِ منِ خستهدل ندانم کیست!
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلم ز پرده برون شد، کجایی ای مطرب؟
بنال، هان که از این پرده، کارِ ما به نواست
از آن به دیرِ مغانم عزیز میدارند
که آتشی که نمیرد، همیشه در دلِ ماست
چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب
که رفت عمر و هنوزم دماغ پُر ز هواست
ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضایِ سینهٔ حافظ هنوز پر ز صداست
همراهان و مخاطبان «اخبار مهستان» ترانه گمشده از زندهیاد بهروز رضوی با دکلمه خودش و ترانه مرغ حق با آواز نادر گلچین در کانال تلگرام «اخبار مهستان» تقدیم شما میشود.





