مهستان؛ نتانیاهو بالاخره کار خودش را کرد. درست در ساعاتی که امضای تفاهم بین ایران و آمریکا بسیار نزدیک بود.
گویا قرار بود عراقچی در راس هیئتی کارشناسی به اسلام آباد برود و همزمان توافق به شکل الکترونیکی امضا شود.
نتانیاهو اما مطابق پیشبینیها شانس آخر برای خرابکاری را از دست نداد. بعد از ظهر امروز ارتش اسرائیل با دو جنگنده و ۴ موشک به ساختمانی در بیروت حمله کرد. هدف ظاهراً یکی از مقامات ارشد حزب الله بودن است. این عبور آشکار اسرائیل از خط قرمزی بود که ایران تعیین کرده: این که حمله به ضاحیه بیروت با پاسخ ایران مواجه خواهد شد.
حالا همه چشمها به محاسبات و واکنش تهران دوخته شده است. قالیباف واکنشی مبهم نشان داده و در توییتر نوشته است این گونه نمیتوان به مسیر مذاکرات ادامه داد. در توییت او نشانهای از واکنش فوری به چشم نمیخورد. خبرهای جسته و گریخته در ۲ ساعت گذشته از توقف روند مذاکرات حکایت دارند.
ایران به این حمله پاسخ فوری میدهد یا نه؟
تفاهم بین ایران و آمریکا از نظر استراتژیستهای اتاق جنگ ایران یک پیروزی راهبردی است. تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز، آزادسازی اموال بلوکه شده به تدریج و تحویل ندادن اورانیوم غنی شده امتیازات مهمی هستند اما مهمتر از همه ثبت یک پیروزی نظامی-سیاسی در برابر ابرقدرتی است که با تمام توان به ایران حمله کرد و در نهایت در موقعیتی ضعیفتر از قبل پای میز مذاکره نشست.
معادله بیروت اما یک معادله تاکتیکی است. معادلهای که خود نشانه یک معادله راهبردیتر به نام وحدت الساحات است که بر مبنای آن ایران و محور مقاومت در سطح راهبردی نظامی در هماهنگی و اتحاد اقدام میکنند. از این منظر جنگ با یک حلقه محور مقاومت به جنگهایی هماهنگ اما مستقل با کل محور بدل میشود.
معادلات تاکتیکی نظامی ذاتا مبهم هستند. خطوط قرمز این معادلات مدام در معرض طمع رقیب و انواع ناخنکهای تاکتیکی قرار دارند. این معادلات به تنهایی اصالت ندارند و تا وقتی مهمند که معادله راهبردی اصلی را تقویت کنند.
در شرایط فعلی کسب یک دستاورد راهبردی برای تهران با امضای تفاهم اصالت بیشتری از تثبیت همیشه موقت، یک معادله تاکتیکی عملیاتی دارد.
اتاق جنگ در ایران اگر مطمئن باشد که پاسخ به اسرائیل به از بین رفتن دستاورد راهبردی تفاهم منجر نمیشود، حتما برای پاسخ اقدام میکند.
برای تحقق چنین وضعیتی دو امر ضروری است. عدم مشارکت آمریکا در دفاع از اسرائیل در عملیات تهران و ناکام ماندن اسرائیل در گسترش دادن دوباره ابعاد جنگ بعد از پاسخ تهران.
اسرائیلیها بلافاصله بعد از تجاوز به ضاحیه تهدید کردند در صورت پاسخ ایران، به زیرساختهای کشور حمله میکنند. ارزیابی تهران از این تهدید بسیار مهم است آیا با بلوف مواجهیم یا یک تصمیم برای به فروپاشی کشاندن میز مذاکره؟
واکنش مقامات آمریکایی در پشت پرده به این اقدام اسراییل چیست و چه موضعی در مورد اقدام تلافیجویانه ایران دارند؟ آیا خود را کنار میکشند؟ واکنش علنی سیاسی نشان میدهند یا ضمن واکنش علنی سیاسی باز هم مثل همیشه در حفاظت از اسرائیل توان پدافندی خود را بسیج میکنند.
محاسبات اتاق جنگ تهران در این لحظات بسیار حساس است. اشتباه یک فرصت راهبردی را از بین میبرد و محاسبه درست میتواند علاوه بر پیروزی راهبردی منجر به برد تاکتیکی هم بشود.
این داستان سر پایان ندارد…





