مهستان؛ «زندگی مردم سخت شدهاست. خدا میداند که من چقدر برای ایران نگرانم! من دارم میمیرم و کاری برای ایران نکردم.» اینها آخرین جملات مردیست که خود و خانوادهاش هر آنچه توانستند برای ایران در طبق اخلاص گذاشتند.
عزتالله سحابی، فرزند یدالله سحابی، شاگرد خلف مکتب محمد مصدق و پرورشیافته محضر وطنپرستانی همچون پدرش، مهدی بازرگان و محمود طالقانی.
در طول بیش از شصت سال مبارزه بارها زندانی شد. چه در دوران رژیم پهلوی که جزو مخالفان آن بود و چه در عصر جمهوری اسلامی که یکی از بنیانگذاران حکومت برآمده از انقلاب بود.
از پسِ سالها مبارزه توام با مطالعه، بدل به چهرهای معتدل شده بود که ناملایمات و بیمهریها و جفاهای بیشمار هم تاثیری در مشی و منش او نداشت و چنین بود که در اوج هیجانات ناشی از حمله وحشیانه به کوی دانشگاه تهران در تیر ماه ۱۳۷۸ از موضع پدری پیر، به اتکای تجارب یک عمر، فرزندان دانشجویش را به خویشتنداری و پرهیز از گرفتار شدن در دام خشونتطلبان فرامیخواند.
عزتالله سحابی از آن چهرههای متشخص کمیاب سیاست در ایران است و جایش واقعا سبز است.
دهم خرداد، پانزدهمین سالگرد فقدان اوست.





