مهستان؛ سال ۲۰۲۵ در شرایطی رو به پایان است که حماس و حزبالله، دو پایه اصلی محور مقاومت تحت فشار برای خلع سلاح کامل قرار دارند.
برای لبنان، رسما اسراییل و آمریکا پایان سال میلادی را به عنوان ضربالاجل آغاز خلع سلاح تعیین کردهاند.
در فاصله دو هفته به پایان سال، فشارها از سوی دولت و نمایندگان مخالف حزبالله روزافزون است.
سناریوی مورد علاقه حزبالله و ایران این است که فشارها را از طریق مذاکره با دولت لبنان بر سر زمانبندی خلع سلاح مصوب کابینه مدیریت کنند و این روند را به تاخیر بیندازد.
این سناریو برای مراحل اولیه مصوبه دولت که ازجمله بر خلع سلاح در جنوب رود لیتانی تاکید دارد، امکانپذیر است.
با این حال، رد دعوت عراقچی از سوی وزیر امور خارجه لبنان برای سفر به تهران و عدم استقبال از سفر متقابل وی به بیروت نشان میدهد، دولت لبنان به پشتوانه حمایتهای بینالمللی علاقهای به حل مسئله از طریق مذاکره ندارد.
دولت نواف سلام میداند که در صورت ادامه مقاومت حزبالله، اسرائیل به جنوب لبنان حمله خواهد کرد و میخواهد از این فرصت برای خلع سلاح مسالمتآمیز حزبالله استفاده کند.
به این ترتیب، دو گزینه پیش روی رهبران جدید حزبالله است: مسیری که یحیی سنوار و شاخه نظامی حماس رفت و تا گلوله آخر جنگید، و راهی که به تسلیم سلاحهای سنگین میانجامد.
هر دو مسیر البته حزبالله را از دایره محور مقاومت و توان بازدارندگی ایران در برابر اسرائیل خارج میکند.
زمانی حزبالله جایگاه مهمی در دکترین امنیتی جمهوری اسلامی داشت اما به مانند برنامه هستهای -ستون دیگر این دکترین- امروز خود به یکی از عوامل آسیبپذیری ایران و جنگ احتمالی آتی تبدیل شده است.
حال باید دید جمهوری اسلامی میخواهد یا میتواند شبیه آنچه قطر و ترکیه برای حماس تدارک دیدند، معاملهای آماده کند تا دست کم حزبالله توان تشکیلاتی خود را و ایران نفوذش را در لبنان حفظ کند؟
این کار میتواند بخشی از یک معامله بزرگتر میان ایران و آمریکا باشد تا فشارهای اقتصادی و نظامی کاهش پیدا کنند.
سناریوی آلترناتیو احتمالا ورود پیشدستانه در جنگ به نفع حزبالله است.
این را میتوان در بین سطور تحلیلگرانی یافت که عموما ضربات جنگ ۱۲ روزه را به عامل غافلگیری نسبت میدهند و به قول حسن روحانی، توجه نمیکنند که جنگ با اسراییل یعنی رودررویی با توان نظامی ناتو.





