مهستان؛ طعم گیلاس دریچهای برای ورود همایون ارشادی (۱۴۰۴-۱۳۲۶) به سینمای ایران و جهان گردید. اثری بزرگ از استاد کیارستمی که ارشادی را در متن سینمای جهان نشاند.
آقای بدیعی به انتهای زندگی رسیده و به دنبال دستیاری برای زنده به گوری میگردد. ارشادی با بازی سرد و زیر پوستی و به دور از هیجان در این نقش توانست شخصیتی بیافریند که به دنیا و مافیها تیپا میزند و حسی به این زندگی ندارد.
در درخت گلابیِ مهرجویی نیز شخصیتی نزدیک به آقای بدیعی را باز میآفریند.
نویسندهای که قریحهاش خشکیده و به دنبال سوژهای برای احیاء خلاقیت خود است، به باغ پدری پناه میبرد؛ اما درمییابد که درخت گلابی باغ ثمر نمیدهد. کمحوصله و کمگو، بیهوده خود را در اتاقش زندانی میکند و با خود میجنگد.
ارشادی در این نقش نیز توانست افکار، آلام و حالات نویسنده را، به یمن و یاری مهرجویی، منتقل کند.
وی بعد از این دو اثر، در نقشهای فرعی متنوع و پرشمار ایرانی، در ژانرهای مختلف کمدی، اجتماعی و روانکاوی بازی کرد.
با وجود اینکه پازل شخصیتهای فیلم را کامل میکرد و در نقش و جایگاه خود و اثر جای میگرفت، اما نتوانست شخصیت موثر، درخور و به یادماندنی را خلق نماید. بخشی از این نقصان به بکارگیری اشتباه او توسط فیلمسازها باز میگردد.
البته علیرغم این حضور کموجهه و کماثر، همایون ارشادی اقبال نقشآفرینی در هالیوود و سینمای جهان، هرچند در نقش شخصیتهای درجه دو و سه را نیز به دست آورد و تجربههایی کم و بیش قابل قبول و موفق را رقم زد.
فرصتی که در میان بازیگران ایرانی نصیب تعداد بسیار اندکی شده است.
از برجستهترین این نقشها می توان به «آسپاسوس» در فیلم «آگورا»، در ژانر تاریخی مذهبی، اشاره کرد.
وی همچنین در نقش بابا در فیلم خیلی خوب «بادبادک باز»، اثر مارک فاستر و به نویسندگی خالد حسینی، بازی درخوری ارائه داد و مورد توجه مارک فاستر قرار گرفت.
اجرای خوب دیگر وی نقش پدر علی در فیلم «علی و نینو» محصول انگستان، روسیه و آذربایجان بود.
در مجموع، علیرغم ورود به صنعت سینما در میانسالی، میتوان کارنامه ارشادی را، به دلیل ارزش نمایشی و ماندگاری نقشهایی که خلق کرد، موفق دانست.





