مهستان؛ علیرضا معینی در یادداشت «فیلترینگ؛ آینه بحران تصمیمگیری در ساختار حکمرانی ایران»، فیلترینگ را آینهای از ناتوانی ساختار سیاسی ایران در تصمیمسازی و مسئولیتپذیری میداند و آن را از سطح یک مسئله فنی فراتر برده به بحران اراده و مشروعیت پیوند میزند.
او استدلال میکند که تعارض و خنثیسازی متقابل نهادهای امنیتی، اقتصادی و فرهنگی به تعلیق تصمیم انجامیده و دولتِ مدعی وفاق، وفاق را به تعویق تصمیم تقلیل داده است.
با ارجاع به ماکیاولی، ترجیح اثرگذاری بر محبوبیت یادآوری میشود، اما سیاستمدار ایرانی نه رضایت عمومی را به دست میآورد و نه مسئولیت تصمیم را میپذیرد.
این وضعیت با مفاهیم «هزینه فرصت» در سیاست و «سوگیری وضعیت موجود» در نظریه نادج توضیح داده میشود: اشغال صندلی قدرت بدون تصمیم، فرصت تصمیمگیری مؤثر را میسوزاند و بیعملی، بهویژه در حکمرانی، خطایی بزرگتر است.
متن سپس با تکیه بر «درماندگی آموختهشده» سلیگمن، از عادت به ناتوانی در سطح قدرت میگوید: ترس از واکنش سیستم جای ترس از خودِ تصمیم را گرفته است.
شکاف میان تصمیم و جامعه، بهویژه در فیلترینگ، با تجربه روزمره جوانان و کسبوکارها و تظاهر دولت به کنترل، به تعبیر هابرماس به فرسایش اعتماد و مشروعیت میانجامد.
در برابر، فضیلت صداقت سیاسی از سقراط و وبر تا امروز توصیه میشود: اگر رئیسجمهور نمیتواند تصمیم بگیرد، گفتن «نمیتوانم» و واگذاری جایگاه، موجهتر است.
جمعبندی: بحران فیلترینگ نماد بحران دولت است؛ قدرت اگر به تصمیم ختم نشود ضد خود میشود، و به نقل از جمهور افلاطون، با کنارهگیری خردمندان، میدان به نادانان واگذار خواهد شد.





