مهستان؛ محمدرضا باهنر مدتهاست که از نوعی حکمرانی اصلاح شده یاد میکند. یعنی آنچه امروز بعنوان حکمرانی برقرار است باید تغییر کند.
این سخنی است که نماینده سنتیترین طیف اصولگرایی که زمانی در پرالتهابترین رقابتهای سیاسی در برابر طیف اصلاحطلبان صفبندی میکردند، به زبان آورده است.
او نخستین کسی نیست که از جبهه اصولگرایان سخن از اصلاحات بر زبان میآورد. نکته اینجاست که چه چیزی مانع از آن است که این سخن را اجازه فراتر رفتن از سخن نمیدهد؟
چه موانعی برقرار است که گاه روسای سه قوه به اجماعی در تصمیم میرسند ولی باز هم باید منتظر تصمیم در جای دیگر باشند.
بیشتر بخوانید: مزایا و معایب فعال شدن حسن روحانی در فضای سیاسی
محمدرضا باهنر گفته است باید از جاهای نرم شروع کرد. اما سران سه قوه که تقریبا تمامی دولت (State) رسمی محسوب میشوند ولی قدرت اجرایی کردن تصمیمشان را ندارند، از کدام نقطه نرمی باید شروع کنند؟
اگر شورای سران قوا که بدستور رهبری نظام تشکیل شده در پیشبرد تصمیماتشان ناتوانند، او از چه کسانی انتظار دارد که اصلاحات را پیش ببرند؟
ساختار رسمی دولت کم نفوذتر از ساختار غیررسمی آن است. در چنین شرایطی خود شروع اصلاح در بدو امر چیزی سخت و دور بنظر میرسد.





