مهستان؛ اگر اتفاق غیرمترقبهای رخ ندهد و باز هم پای فریبی در کار نباشد؛ میتوان ادعا کرد که سایه جنگ ایران و آمریکا کمرنگتر شده است. اما چه اتفاقی در پیش است.
سناریو بدبینانه: تعویق رویارویی برای جنگ بزرگ
در این سناریو تعویق جنگ از سوی دولت ترامپ، به منظور آماده شدن برای جنگی بزرگتر است. دولت ترامپ به عملیات سریع و قاطع نظامی، از سنخ بمباران تاسیسات هستهای ایران یا ربایش مادورو علاقمند است.
اما تهدید قاطع ایران در مورد واکنش شدید به هر نوع عملیات نظامی و منطقهای کردن جنگ؛ آمریکا را به فکر تقویت شدید سیستم پدافندی خود در منطقه و سنجش بیشتر طرحهای عملیاتی انداخته است.
این کار در درجه اول به منظور مهار واکنش ایران است. اما ممکن است هزینه بالای مالی این تقویت نظامی منجر به آن شود که ترامپ اندازه و اهداف عملیات را هم به تناسب بزرگتر کند. همزمان واکنش شدیدتر ایران میتواند مارپیچی از بحران ایجاد کند.
هر چند هر نوع عملیات زمینی گسترده به منظور اشغال ایران همچنان منتفی است.
اسرائیل بازیگر اصلی این سناریو است و احتمالا علاوه بر مشارکت در عملیات نظامی در اقدامات اطلاعاتی و ضد امنیتی هم نقش اصلی را خواهد داشت.
هدف اسرائیل هر چه گستردهتر کردن عملیات آمریکا و حتی رفتن به سمت براندازی نظام سیاسی و بیثباتی در ایران هدف غایی اسرائیل است.
نئوکانهای حزب جمهوریخواه و افرادی چون مارکو روبیو وزیر خارجه و تا حدودی پیت هگزت وزیر دفاع میتوانند مدافعان این سناریو باشند.
سناریو خوشبینانه: فرصت جدید برای دیپلماسی
در این سناریو واکنش تند تهدیدات ایران درباره وجودی کردن جنگ از یک سو و تمایل همیشگی دولت ترامپ برای استفاده از تهدید نظامی برای معاملات پرسود و از همه مهمتر مخالفت شدید ترکیه، عربستان، قطر و حتی پاکستان با حمله به ایران؛ ترامپ را به فکر آزمودن دوباره دیپلماسی انداخته است.
او البته در دیپلماسی بسیار طماع است اما تجربه نشان داده که اگر بتواند نمایش پرسر و صدایی برای یک دستاورد نسبی برپا کند؛ حداکثرخواهی را رها خواهد کرد.
گام اول چنین نمایشی برگزاری مذاکره مستقیم با ایران در ترکیه است. خروج ۴۰۰ کیلو اورانیوم در این حالت کلید کاستن از تنش خواهد بود و میتواند دستاورد پرسروصدای مورد نظر ترامپ باشد.
علاوه بر ایران؛ ترکیه و عربستان و قطر بیشترین نقش را در این سناریو دارند. حضور پررنگ این کشورها در فرآیند
مذاکرات هم میتواند نقش مخرب اسراییل را تعدیل کند و هم هر نوع عهدشکنی یا فریب را برای دولت ترامپ پرهزینه کند.
مهمترین نکته اما انعطافی حداقلی در تهران است!
بدبینی درس تاریخ است اما…
سالها تنش و مذاکره و تقابل و جنگ در رابطه ایران و آمریکا یک درس بزرگ دارد: همیشه بدبین باش! بدترینها رخ می.دهد و بهترین فرصتها از دست میرود و دستاوردها نابود میشوند! فریب و غرور و فاجعه عناصر این رابطهاند.
اما برای ادامه دادن امید ضروری است. شاید دستاوردی هر چند کوچک در دسترس باشد. دستاوردی که برای روان در هم ریخته جامعه ایران ضروری است؛ حتی اگر بازتابی در جیبها و سفرهها نداشته باشد!





