تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: ایران و آمریکا؛ ۴۷ سال رابطه براساس تعارضی ثابت با ابزارهای متفاوت
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > سیاست خارجی > ایران و آمریکا؛ ۴۷ سال رابطه براساس تعارضی ثابت با ابزارهای متفاوت
سیاست خارجی

ایران و آمریکا؛ ۴۷ سال رابطه براساس تعارضی ثابت با ابزارهای متفاوت

۴ شهریور ۱۴۰۵
Share
SHARE

«فشار، جنگ و سازگاری راهبردی»

مطالب
از تعارض قدیمی تا مسئله قدرتساختار در برابر کارگزار؛ وقتی فشار، سازگاری تولید می‌کندتحریم، برجام و تغییر ابزارجنگ؛ از هدف‌گیری ظرفیت‌ها تا هدف‌گیری رأس ساختارفشار جدید؛ آیا این بار محیط سازگاری هدف گرفته شده است؟جامعه ایران؛ متغیری که می‌تواند به کارگزار تبدیل شود

مهستان؛ حبیب رضازاده: از ۱۳۵۷ تاکنون، آنچه بیش از همه تغییر کرده، نه اصل تعارض، بلکه ابزارهای دو طرف برای مدیریت و تشدید آن بوده است.

از تعارض قدیمی تا مسئله قدرت

برای فهم آنچه امروز میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا جریان دارد، شاید بهتر باشد، از آخرین تحریم، آخرین حمله یا حتی پرونده هسته‌ای شروع نکنیم. مسئله قدیمی‌تر از همه اینهاست.
از ۱۳۵۷ تاکنون، رابطه ایران و آمریکا یک ویژگی تقریباً ثابت داشته است: تعارض بر سر قدرت، جایگاه و رفتار ایران در نظم منطقه‌ای و بین‌المللی.
آنچه تغییر کرده، نه اصل تعارض، بلکه محیطی است که این تعارض در آن جریان داشته و ابزارهایی است که دو طرف برای پیشبرد منافع خود به کار گرفته‌اند.
از این منظر، تحریم، مذاکره، برجام، فشار حداکثری، ترور، جنگ و تحریم‌های جدید را نباید رویدادهایی مستقل از یکدیگر دید.
اما در عین حال، نباید آنها را اجزای یک نقشه دقیق و از پیش طراحی‌شده ۴۷ ساله نیز تصور کرد.
واقعیت، به نظر می‌رسد چیزی میان این دو باشد: «اهداف و منافع نسبتاً پایدار بوده‌اند، اما ابزارها در فرایند استفاده، ارزیابی، شکست، موفقیت و سازگاری طرف مقابل تغییر کرده‌اند.» و همین نکته، کلید فهم این فرایند است.

◆ اما این تعارض پایدار از کجا می‌آید؟
اگر بگوییم آمریکا با فعالیت هسته‌ای، موشک‌ها یا نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی مشکل دارد، در واقع بیشتر صورت مسئله را بیان کرده‌ایم تا علت آن را.
پرسش مهم‌تر این است که چرا این مؤلفه‌ها برای آمریکا و اسرائیل اهمیت پیدا کرده‌اند.
پاسخ را باید در «قدرت» جست‌وجو کرد.
جمهوری اسلامی پس از انقلاب، دیگر همان نقشی را که ایران پیش از انقلاب در ساختار امنیتی مورد حمایت آمریکا داشت، نپذیرفت.
بنابراین یک بازیگر جدید با تعریف متفاوتی از استقلال، امنیت و نظم منطقه‌ای شکل گرفت.
از آن طرف، آمریکا نیز نمی‌تواند نسبت به تغییر توزیع قدرت در منطقه بی‌تفاوت باشد؛ به‌خصوص وقتی این تغییر بتواند امنیت متحدانش، آزادی عمل منطقه‌ای‌اش و نظم مورد نظرش را تحت تأثیر قرار دهد.
پس مسئله را می‌توان این‌گونه صورت‌بندی کرد: «ایران می‌خواهد ظرفیت لازم برای استقلال و افزایش قدرت خود را حفظ و توسعه دهد؛ آمریکا می‌خواهد افزایش این ظرفیت را در حدی نگه دارد که نظم مطلوبش را تهدید نکند» از همین جا تعارض آغاز می‌شود.
پرونده هسته‌ای، موشکی، نیروهای منطقه‌ای، هرمز و حتی رابطه ایران با چین، در مراحل مختلف به میدان‌های متفاوت همین تعارض تبدیل شده‌اند.

ساختار در برابر کارگزار؛ وقتی فشار، سازگاری تولید می‌کند

◆ ساختار در برابر کارگزار
نباید «آمریکا» و «جمهوری اسلامی» را دو بازیگر یکپارچه فرض کرد. در آمریکا، رئیس‌جمهور، کنگره، پنتاگون، وزارت خارجه، خزانه‌داری و دستگاه اطلاعاتی می‌توانند اولویت‌ها و برداشت‌های متفاوتی داشته باشند.
در ایران نیز رهبری، سپاه، دولت، وزارت خارجه، نهادهای امنیتی، شبکه‌های اقتصادی و سایر نیروهای درون ساختار الزاماً منافع و برداشت یکسانی ندارند.
پس ساختار فقط محدودیت ایجاد نمی‌کند؛ درون خود نیز، محل رقابت کارگزاران است.
به همین دلیل، وقتی می‌گوییم «ایران در برابر تحریم سازگار شد»، سؤال بعدی باید این باشد: «چه کسی، با چه منافعی و از چه مسیری سازگار شد؟» و حتی مهم‌تر: «این سازگاری چه تغییری در توزیع قدرت درون ساختار ایجاد کرد؟»
اگر پاسخ این سؤال‌ها را کنار بگذاریم، ممکن است چیزی را «سازگاری ایران» بنامیم که در واقع سازگاری بخشی از ساختار قدرت ایران بوده است.
◆ فشار؛ محرک تغییر، نه فقط ابزار تنبیه
ما معمولا تحریم را به صورت یک رابطه ساده می‌بینیم: رابطه ای که در آن آمریکا تحریم می‌کند ← ایران ضعیف می‌شود.
اما تاریخ چهار دهه گذشته نشان می‌دهد این رابطه به این سادگی نیست.
تحریم واقعاً هزینه ایجاد می‌کند.
اما «هزینه»، رفتار جدید تولید می‌کند.
ایران برای کاهش این هزینه‌ها به مسیرهای جایگزین تجارت، فروش نفت، شبکه‌های مالی، تولید داخلی، اقتصاد غیررسمی و روابط خارجی جدید روی آورده است.
بنابراین تحریم یک پیامد ناخواسته یا دست‌کم فرعی هم دارد: «فشار، ضرورت سازگاری ایجاد می‌کند و سازگاری می‌تواند ظرفیت جدیدی برای مقابله با فشار ایجاد کند.» در نتیجه، رابطه میان فشار و نتیجه، خطی نیست.
فشار ← تضعیف ← سازگاری ← ایجاد ظرفیت جدید
این همان جایی است که رفتار جمهوری اسلامی از «واکنش» به «سازگاری راهبردی» تبدیل می‌شود.
◆ سازگاری راهبردی؛ پاسخ ایران به محیط
جمهوری اسلامی در طول این سال‌ها فقط تحریم را دور نزده است.بلکه به تدریج محیط خود را نیز تغییر داده است.
در اقتصاد، مسیرهای جدید پیدا کرده.
در نظامی، بر موشک، پهپاد، پراکندگی و بازدارندگی تکیه کرده.
در منطقه، شبکه‌ای از روابط و نیروهای همسو ایجاد کرده.
در سیاست خارجی، وابستگی خود به غرب را کاهش داده و رابطه با چین و روسیه را گسترش داده است.
اینها همه یک معنا ندارند و همه هم الزاماً موفق نبوده‌اند؛ اما مجموع آنها نشان می‌دهد جمهوری اسلامی تلاش کرده ساختاری متناسب با محیط خصمانه جدید، ایجاد کند.
در نتیجه، امروزه آمریکا؛ با ایرانی مواجه است که بخشی از ساختار اقتصادی، سیاسی و امنیتی خود را در واکنش به تحریم ساخته است.

تحریم، برجام و تغییر ابزار

◆ آمریکا هم یاد می‌گیرد
این فرایند یک‌طرفه نیست؛ اگر سازگاری ایران محیط را تغییر دهد، آمریکا نیز در مرحله بعد ابزار خود را تغییر می‌دهد. اینجاست که شاید بتوان تاریخ تحریم‌ها را بهتر فهمید.
تحریم‌های اولیه عمدتاً متوجه دولت و اقتصاد بودند.
بعد، شبکه‌های مالی و تجاری هدف قرار گرفتند.
بعد، صادرات نفت و منابع درآمدی.
بعد، شبکه‌های منطقه‌ای، موشکی و مالی.
و اکنون به نظر می‌رسد مسئله به سطح دیگری رسیده است: «محیطی که ایران از طریق آن سازگار می‌شود.»
اگر ایران از طریق شرکت‌ها، بانک‌ها، کشتی‌ها، واسطه‌ها و شرکای خارجی فشار را دور می‌زند، منطقی است که مرحله بعدی فشار به همین شبکه‌ها منتقل شود. بنابراین تفاوت فشار جدید فقط «شدیدتر شدن تحریم» نیست.
ممکن است تفاوت مهم‌تر، تغییر «واحد هدف‌گیری» باشد.
◆ برجام در این فرایند کجا قرار می‌گیرد؟
برجام را نیز بهتر است نه آغاز یک دوره صلح و نه صرفاً یک شکست تاریخی ببینیم. برجام نشان داد که فشار می‌تواند رفتار ایران را تا حدی تغییر دهد و ایران را به توافق سوق دهد. اما توافق نیز بخشی از فرآیند مدیریت تعارض بود. اما با خروج آمریکا از برجام، روشن شد که توافق نتوانسته تعارض بنیادی‌تر بر سر قدرت و رفتار ایران را حل کند. در نتیجه، ابزار دوباره تغییر کرد.
این بار: فشار حداکثری. پس برجام را می‌توان یک دوره تغییر ابزار در همان فرآیند بزرگ‌تر دانست، نه پایان آن.
◆ از تحریم به جنگ
اگر فشار اقتصادی نتواند همه اهداف مورد نظر را محقق کند، سؤال بعدی این است که چه ابزار دیگری در دسترس است. اینجا جنگ وارد فرایند می‌شود. اما جنگ نیز الزاماً به معنای تغییر کامل هدف نیست.
ممکن است هدف همان افزایش هزینه رفتار ایران باشد، اما ابزار تغییر کرده باشد. جنگ ۱۲ روزه ۱۴۰۴ را از این منظر می‌توان یک آزمون دانست. هر دو طرف اطلاعات جدیدی به دست آوردند:
ایران درباره آسیب‌پذیری‌های خود.
اسرائیل و آمریکا درباره ظرفیت دفاعی و پاسخ ایران.
و هر دو طرف درباره هزینه ادامه جنگ.
پس توقف جنگ لزوماً به معنای حل تعارض نبود. «صرفاً محاسبه هزینه و فایده در آن مقطع به توقف رسید.»

جنگ؛ از هدف‌گیری ظرفیت‌ها تا هدف‌گیری رأس ساختار

◆ جنگ و چرایی هدف قرار گرفتن رأس ساختار؟
در جنگ ۳۹ روزه که از ۹اسفند ۱۴۰۴ شروع شد، سطح هدف‌گیری تغییر کرد. در نخستین حملات، رهبری و فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی هدف قرار گرفتند. این اقدام را نمی‌توان صرفاً در قالب «حمله به یک فرد» تحلیل کرد.
اگر ساختار ـ کارگزار را وارد تحلیل کنیم، چند سؤال مطرح می‌شود:
آیا هدف، اختلال در فرماندهی بود؟
آیا هدف، جلوگیری از بازسازی سریع ساختار بود؟
آیا هدف، ایجاد شکاف در میان کارگزاران بود؟
یا هدف، آزمودن میزان وابستگی ساختار به رأس آن بود؟
و شاید حتی ترکیبی از اینها.
اما یک نکته مهم‌تر از خود نیت حمله وجود دارد: «نتیجه آن چه بود؟»

اگر ساختار پس از حذف رأس توانست خود را بازسازی کند، آن‌گاه یک فرضیه درباره شکنندگی ساختار رد یا دست‌کم تضعیف می‌شود. اما این به معنای بی‌اثر بودن حمله نیست. زیرا باید بررسی کرد ساختاری که پس از حذف کارگزار قبلی بازسازی شده، آیا همان ساختار قبلی است یا ساختاری با توزیع قدرت متفاوت؟ این پرسش بسیار مهم‌تر از خود حذف فرد است.
◆ چرا جنگ متوقف شد؟
اینجا نیز نباید دنبال یک علت واحد بگردیم. ادامه جنگ برای ایران هزینه دارد.
اما برای آمریکا و اسرائیل هم هزینه دارد.
گسترش جنگ می‌تواند بازار انرژی را بی‌ثبات کند، متحدان منطقه‌ای را در معرض خطر قرار دهد و هزینه نظامی و سیاسی ایجاد کند.
بنابراین جنگ تا جایی ادامه پیدا می‌کند که فایده حاشیه‌ای ادامه آن از هزینه حاشیه‌ای آن بیشتر باشد.
وقتی این رابطه معکوس شود، توقف جنگ منطقی می‌شود.
در نتیجه، توقف جنگ نه الزاماً پیروزی است و نه شکست. «توقف، می‌تواند نتیجه موقت همان بازی هزینه ـ فایده باشد.»
◆ هرمز؛ نقطه‌ای که سازگاری ایران تهاجمی می‌شود
ایران فقط دریافت‌ کننده فشار نیست بلکه می‌تواند بخشی از هزینه فشار را به محیط منتقل کند و تنگه هرمز نمونه مهم این قابلیت است.
اگر ایران بتواند جریان انرژی و کشتیرانی را مختل کند، فشار آمریکا دیگر فقط بر ایران وارد نمی‌شود؛ بازار جهانی و متحدان آمریکا نیز هزینه می‌پردازند.
اینجا سازگاری راهبردی یک مرحله جلوتر رفته است: «ایران فقط فشار را دور نمی‌زند؛ تلاش می‌کند هزینه فشار را توزیع مجدد کند.
این دقیقاً همان چیزی است که احتمالاً موجب می‌شود آمریکا نیز محیط پیرامونی ایران را بیش از گذشته هدف قرار دهد.

فشار جدید؛ آیا این بار محیط سازگاری هدف گرفته شده است؟

◆ فشار و تحریم های جدید
در روزهای اخیر، آمریکا از تشدید فشار اقتصادی و تحریمی علیه جمهوری اسلامی سخن گفته است. اگر این فشار را منفک از تاریخ قبلی ببینیم، فقط با «تحریم شدیدتر» مواجهیم. اما اگر آن را در فرآیند قبلی قرار دهیم، تصویر متفاوت می‌شود.
آمریکا با ایرانی مواجه است که یاد گرفته از مسیرهای جایگزین استفاده کند. پس برای افزایش اثربخشی فشار، فقط نمی‌توان خود ایران را هدف گرفت؛ «باید مسیرهای سازگاری ایران را نیز محدود کرد.»
این می‌تواند توضیح دهد که چرا در مرحله جدید، نفت، کشتیرانی، شبکه‌های مالی و شرکای خارجی ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند.
بنابراین شاید دقیق‌تر باشد بگوییم: «هدف فشار جدید، فقط کاهش منابع ایران نیست؛ افزایش هزینه سازگاری ایران است.» و این دو یکی نیستند.
◆ چین؛ یک متغیر یا یک هدف؟
در اینجا چین اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. چین یکی از مهم‌ترین مسیرهای سازگاری ایران با تحریم‌هاست. اما از این واقعیت نمی‌توان مستقیماً نتیجه گرفت که چین متحد ایران است. بلکه چین نیز یک کارگزار مستقل با منافع مستقل است.
بنابراین باید دو پرسش را جدا کنیم:
پرسش اول: چین تا چه اندازه ظرفیت سازگاری جمهوری اسلامی را افزایش می‌دهد؟
پرسش دوم: آیا آمریکا از فشار علیه ایران برای محدود کردن ظرفیت چین نیز استفاده می‌کند؟
پرسش دوم هنوز یک فرضیه است. اما اگر در ادامه فشار آمریکا به شکل فزاینده‌ای متوجه بانک‌ها، شرکت‌های نفتی، کشتیرانی و شبکه‌های چینی مرتبط با ایران شود، آن‌گاه شواهد این فرضیه تقویت خواهد شد. در آن صورت، ایران دیگر فقط موضوع تعارض آمریکا و چین نیست؛ «به یکی از میدان‌های تعارض آنها تبدیل شده است.»
◆ پیمان ابراهیم؛ متغیری که تصویر را کامل‌تر می‌کند
یک عامل دیگر نیز وجود دارد. اگر هدف آمریکا و اسرائیل فقط محدود کردن ایران باشد، باید پرسید: «پس از محدود شدن ایران، قرار است چه نظمی جایگزین شود؟»
اینجا پیمان ابراهیم اهمیت پیدا می‌کند.
توسعه روابط اسرائیل با کشورهای عربی، خصوصاً اگر به همکاری‌های امنیتی و دفاعی تبدیل شود، می‌تواند بخشی از نظم منطقه‌ای جدید را شکل دهد.اما ایران در برابر این پروژه هم مانع است و هم محرک.
قدرت ایران مانع شکل‌گیری نظم مطلوب آمریکا و اسرائیل است. اما همین قدرت، کشورهای عربی را نیز به سمت همکاری امنیتی بیشتر سوق می‌دهد.
بنابراین یک پارادوکس ایجاد می‌شود:«تهدید ایران هم مانع نظم جدید است و هم یکی از عواملی که انگیزه ایجاد آن نظم را افزایش می‌دهد.»
از این زاویه، محدود کردن ایران فقط مسئله «ایران» نیست؛ مسئله بازآرایی نظم منطقه‌ای نیز هست.

جامعه ایران؛ متغیری که می‌تواند به کارگزار تبدیل شود

◆ اما متغیر تعیین‌کننده‌ای در داخل ایران وجود دارد، در تمام این تحلیل اگر جامعه ایران را حذف کنیم، تحلیل ناقص می شود.؛ زیرا فشار خارجی در نهایت به داخل ساختار وارد می‌شود.
تحریم درآمد را کاهش می‌دهد.
کاهش درآمد می‌تواند تورم و کاهش رفاه ایجاد کند.
اینها می‌توانند نارضایتی تولید کنند.
اما «نارضایتی الزاماً به اعتراض تبدیل نمی‌شود.»
اعتراض نیز الزاماً به تغییر ساختار منجر نمی‌شود.
از سوی دیگر، تهدید خارجی می‌تواند موجب افزایش انسجام بخشی از جامعه یا افزایش ظرفیت سرکوب شود.
پس باید میان سه مفهوم تمایز گذاشت:
▪️ فرسایش مشروعیت
▪️ کاهش ظرفیت اقتصادی
▪️ کاهش ظرفیت کنترل
ممکن است اولی و دومی رخ دهند، اما سومی رخ ندهد.
در چنین شرایطی، ساختار می‌تواند ضعیف‌تر شده باشد، اما همچنان دوام بیاورد.
◆ بنابراین سؤال اصلی «تاب‌آوری» نیست،چرا که تعبیر «تاب‌آوری جمهوری اسلامی» به تنهایی گمراه‌کننده است.
چون ممکن است ساختاری تاب بیاورد، اما برای این تاب‌آوری هزینه‌ای بپردازد که در بلندمدت توان آن را کاهش دهد.
بهتر است بپرسیم: «هزینه هر واحد سازگاری جمهوری اسلامی در حال افزایش است یا کاهش؟»
اگر برای دور زدن تحریم، ایران هر بار مجبور باشد مسیر پرهزینه‌تری پیدا کند، نشان‌دهنده موفقیت نسبی فشار است.
اما اگر ایران بتواند با هزینه نسبتاً ثابت، مسیرهای جدید ایجاد کند، فشار هنوز نتوانسته محیط سازگاری را به اندازه کافی محدود کند.
این شاید شاخص دقیق‌تری برای سنجش موفقیت فشار باشد.
◆ آمریکا نیز با همین مسئله مواجه است
و همین منطق درباره آمریکا هم صادق است.
اگر برای بستن هر مسیر سازگاری ایران، آمریکا مجبور شود تحریم‌های بیشتری اعمال کند، شرکت‌های بیشتری را هدف بگیرد، چین را تحت فشار قرار دهد، نیروی نظامی بیشتری مستقر کند و هزینه بیشتری برای امنیت انرژی بپردازد، باید پرسید: «آیا هزینه افزایش فشار برای آمریکا نیز در حال افزایش است؟»
اگر پاسخ مثبت باشد، ظرفیت فشار آمریکا هم نامحدود نیست.
پس در نهایت با دو منحنی مواجهیم:
▪️ هزینه سازگاری ایران
در برابر
▪️ هزینه اعمال فشار آمریکا
مسئله اصلی این است که «کدام‌یک سریع‌تر افزایش پیدا می‌کند؟»

از «مقاومت» به «رقابت ظرفیت سازگاری»

◆ جامعه، چین، روسیه و اسرائیل؛ متغیرهای بازی
از اینجا به بعد، نتیجه بازی فقط به تصمیم تهران و واشنگتن وابسته نیست. چین می‌تواند بخشی از مسیرهای سازگاری ایران را باز نگه دارد. روسیه می‌تواند در حوزه‌هایی ظرفیت ایران را افزایش دهد، اما منافع مستقل خودش را دارد. اسرائیل نیز می‌تواند فشار نظامی را افزایش دهد، اما با هزینه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی مواجه است. جامعه ایران می‌تواند فشار اقتصادی را به نارضایتی تبدیل کند یا در برابر آن منفعل بماند.
آمریکا هم باید میان اهداف مختلف خود ــ ایران، اسرائیل، انرژی، منطقه و چین ــ تعادل برقرار کند. بنابراین «ساختار این بازی چندلایه شده است.»

◆ پس از ۴۷ سال، چه چیزی واقعاً ثابت مانده؟
اگر تمام این فرایند را فشرده کنیم، شاید بتوان گفت چند چیز نسبتاً ثابت مانده است:
نخست، تعارض بر سر جایگاه و قدرت ایران.
دوم، تلاش آمریکا برای محدود کردن ظرفیت‌هایی که می‌توانند استقلال و نفوذ ایران را افزایش دهند.
سوم، تلاش ایران برای حفظ و توسعه همین ظرفیت‌ها.
اما تقریباً همه چیزِ دیگر تغییر کرده است:
ابزارها.
ائتلاف‌ها.
ظرفیت‌های نظامی.
شبکه‌های اقتصادی.
اهمیت چین.
نقش اسرائیل.
و حتی ساختار داخلی جمهوری اسلامی.
◆ بنابراین آیا از ابتدا «نقشه‌ای» وجود داشته است؟
به نظر نمی‌رسد برای توضیح این فرآیند به چنین فرضی نیاز داشته باشیم. حتی برعکس، فرض وجود یک نقشه دقیق ۴۷ ساله ممکن است ما را از فهم سازوکار واقعی دور کند. اگر هدف‌های نسبتاً پایدار وجود داشته باشند، بازیگران می‌توانند ابزارهای خود را بر اساس نتایج قبلی تغییر دهند.
در این صورت: هدف ثابت می‌ماند، ابزار تغییر می‌کند و با تغییر ابزار، رفتار طرف مقابل تغییر می‌کند و رفتار طرف مقابل محیط را نیز تغییر می‌دهد. سرانجام محیط جدید، ابزار بعدی را شکل می‌دهد.
این دیگر «اجرای نقشه» نیست بلکه «فرآیند یادگیری و سازگاری متقابل است.»

◆ اکنون در چه نقطه‌ای هستیم؟
به نظر می‌رسد مرحله جدید دقیقاً از جایی آغاز شده که فشار خارجی دیگر فقط نمی‌خواهد ظرفیت‌های موجود جمهوری اسلامی را کاهش دهد؛ بلکه می‌خواهد «ظرفیت بازتولید و سازگاری آن را نیز گران‌تر کند.»
در مقابل، جمهوری اسلامی نیز احتمالاً به دنبال آن خواهد بود که:
مسیرهای اقتصادی جدید پیدا کند؛
وابستگی به شرکای خاص را مدیریت کند؛
ظرفیت نظامی را بازسازی کند؛
ساختار فرماندهی را تثبیت کند؛
و هزینه فشار را به محیط منطقه‌ای منتقل کند.
بنابراین دور بعدی بازی را نباید صرفاً «تحریم در برابر مقاومت» نامید.
دور بعدی احتمالاً این خواهد بود: «فشار بر ظرفیت سازگاری در برابر سازگاری با فشار بر ظرفیت سازگاری» و این تفاوت بسیار مهمی است.
◆ اگر بخواهیم تمام بحث را در یک سؤال جمع کنیم، به نظر سؤال درست این نیست که: آیا آمریکا می‌تواند جمهوری اسلامی را شکست دهد؟ و حتی این هم نیست که: آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر آمریکا مقاومت کند؟
سؤال دقیق‌تر این است: «آیا آمریکا می‌تواند سرعت ایجاد سازگاری جدید توسط جمهوری اسلامی را کاهش دهد، پیش از آنکه هزینه‌های فشار به نقطه‌ای برسد که خود آمریکا نیز دیگر نتواند افزایش فشار را با همان سرعت ادامه دهد؟»
و در سوی دیگر: «آیا جمهوری اسلامی می‌تواند با وجود افزایش هزینه سازگاری، ساختار اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی لازم برای بازتولید خود را حفظ کند؟»
در نهایت، نتیجه این بازی را احتمالاً نه یک تحریم، نه یک جنگ و نه حتی یک توافق منفرد تعیین خواهد کرد.
«نتیجه را نسبت میان ظرفیت سازگاری دو طرف و هزینه‌ای که هر یک برای ایجاد و حفظ این ظرفیت می‌پردازد، تعیین خواهد کرد.» و شاید مهم‌تر از همه، باید دید در این میان «جامعه ایران و شکاف‌های درون ساختار سیاسی» چه زمانی از یک متغیر فرعی به یک کارگزار مؤثر تبدیل می‌شوند.
اگر چنین تغییری رخ دهد، آن‌گاه ممکن است قواعد بازی عوض شود؛ زیرا در آن صورت دیگر فقط آمریکا و جمهوری اسلامی نیستند که محیط یکدیگر را تغییر می‌دهند.
«خود ساختار داخلی ایران نیز می‌تواند به عامل تغییر بازی تبدیل شود.»

TAGGED:اخبار مهستانمذاکره ایران و آمریکا، آمریکا، ایران،
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article توضیح لازم در باره یک نوشته جعلی منسوب به مهندس عبدالعلی بازرگان
Next Article «در رثای پدر»؛ نگاهی به مستند «اودلاجان» درباره حسین شاه‌حسینی
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

وقتی یک صنعت زمین می‌خورد، چه کسی را با خود می‌برد؟
اقتصادی
۷ مهر ۱۴۰۵
ارنستو چگوارا
ارنستو چه‌گوارا؛ بازداشت در مزرعه_مکزیکوسیتی
پنجره
۲۷ شهریور ۱۴۰۵
به نام زن، زندگی، آزادی
سیاست ایران
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
خاطرات حسن روحانی؛ اولین و آخرین ملاقات کاری با رئیس‌جمهور جدید
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
داستان توسعه اقتصادی هنگ‌کنگ؛ وقتی یک صخره بی‌منابع به توسعه رسید
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
خون سیاوشان
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
۲۵ شهریور، سالگرد تبعید رضا شاه؛ وقتی آمیختگی سیاست داخلی و خارجی خود را نشان داد
سیاست خارجی
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
ضرورت دیپلماسی فعال با عربستان؛ خفگی راهبردی ریاض را به سوی تل‌آویو می‌کشاند
تیتر سیاست خارجی
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
جنبش مهسا؛ گسستی که به عقب بازنمی‌گردد
سیاست ایران
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ مسئله کردستان (بخش ششم)
پنجره
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
سکوت اهل‌نظر و صعود صداهای افراطی
پنجره
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
دلاری‌شدن اقتصاد؛ راه‌حل یا نشانه بحران؟
اقتصادی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
خاطرات حسن روحانی؛ رد و بدل پیام با اروپایی‌ها پس از نامه ایران به آژانس
پنجره
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
اعتماد به جامعه مدنی
چرا مردم کمتر به تشکل‌ها اعتماد می‌کنند؟
جامعه مدنی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
پیشنهاد فیلم برای آقای رئیس‌جمهور
سیاست ایران
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
تعویق نشست عمان؛ عربستان هم می‌خواهد جنگ تاب‌آوری را امتحان کند
سیاست خارجی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
ضرورت صلح
روایتی از چهل‌وهفتمین سالگرد درگذشت آیت‌الله طالقانی؛ از «فنای جنگ» تا «ضرورت صلح»
سیاست ایران
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ مسئله کردستان (بخش پنجم)
پنجره
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
نهضت آزادی ایران: اعتراض به طرح «مقابله با نفوذ» و امنیتی‌سازی جامعه
پنجره
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
ایرج جنتی عطایی
پژواک جمعه خونین ـ بخش دوم
فرهنگی
۲۲ شهریور ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • وقتی یک صنعت زمین می‌خورد، چه کسی را با خود می‌برد؟
  • ارنستو چه‌گوارا؛ بازداشت در مزرعه_مکزیکوسیتی
  • به نام زن، زندگی، آزادی
  • خاطرات حسن روحانی؛ اولین و آخرین ملاقات کاری با رئیس‌جمهور جدید
  • داستان توسعه اقتصادی هنگ‌کنگ؛ وقتی یک صخره بی‌منابع به توسعه رسید

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

اخبار راهبردی

رویترز: ریاض میزبان مذاکرات ایران و کشورهای عربی

مهستان؛ خبرگزاری رویترز به نقل از یک دیپلمات آگاه گزارش کرد که مذاکرات منطقه‌ای برای آشتی و نزدیکی میان ایران…

1 Min Read
اردوغان در جلو و نتانیاهو در پشت سر با پرچم های ترکیه و اسرائیل
سیاست خارجی

اردوغان حضور نتانیاهو را در شرم‌الشیخ منتفی کرد؛ پاداش ابتکار عمل!

مهستان؛ روز پرماجرای خاورمیانه ادامه دارد. صبح امروز ناگهان خبر رسید که نتانیاهو در اجلاس شرم‌الشیخ حاضر خواهد شد. رسیدن…

1 Min Read
مذاکرات ایران و آمریکا
سیاست خارجی

سفر شتابان وزیر خارجه عمان به واشنگتن، هشدارهای تخلیه در ایران و اسرائیل؛ ناقوس‌های جنگ زودهنگام؟

مهستان؛ در حالی که مذاکرات تکنیکی میان ایران و آمریکا برای روز دوشنبه در وین برنامه‌ریزی شده، بدر بوسعیدی وزیر…

3 Min Read
فرهنگی

بررسی آثار  کنجی میزوگوچی از دریچه کتاب کنجی میزوگوچی

 مهستان؛ ابوالحسن علیقارداشی: کنجی میزوگوچی کارگردان ژاپنی در ایران فیلمساز شناخته شده‌ای است. برخی از آثار وی نظیر سانشوی مباشر…

21 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: ایران و آمریکا؛ ۴۷ سال رابطه براساس تعارضی ثابت با ابزارهای متفاوت
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?