مهستان؛ صحنه جنگ ایران و آمریکا، حالا ورق تازهای خورده است. ورود قدرتمند حوثی ها در جبهه یمن، حمله مشترک عربستان و آمریکا به مقرهای حشد الشعبی عراق، اقدامات رسانهای و امنیتی اوکراین، هدف قرار گرفتن یک کشتی حامل ال آن جی در بندر دمیاط مصر و … نشان از گسترش جبهههای درگیری دارد.
ورود حوثی ها به صحنه به احتمال قریب به یقین با رضایت ایران صورت گرفته است. در واقع محاصره دریایی بنادر عربستان را میتوان پاسخ ایران به محاصره دریایی بنادر خود دانست. اقدامات تهاجمی سنگین حوثی ها علیه منابع نفتی عربستان هم در چارچوب پاسخ آنها به عربستان قابل تحلیل است.
در مورد حمله بندر دمیاط نمیتوان نظر قاطعی ارایه کرد اما عباس عراقچی دیشب به صراحت سخن از یک عملیات «پرچم دروغین» گفت. عملیاتهایی که با هدف تحریک جنگ از سوی دشمن اما در لباس نیروهای خودی انجام میگیرد.
اما در مورد عراق و اوکراین تردیدی وجود ندارد. این آمریکا یا اسرائیل هستند که گشودن جبهههای بیشتر را در دستور کار قرار دادهاند.
در واقع در پاسخ به گشایش یک جبهه جدید توسط ایران تلاش شده که حداقل دو جبهه جدید و خطرناک علیه ایران گشوده شود.
در عراق که ایران بیشترین پایگاه اجتماعی و بدنه سیاسی حامی را دارد و در شرق اروپا جایی که اتحادیه اروپا مشغول جنگی با روسیه است.
عواقب و تبعات چنین وضعیتی چیست؟
ورود بازیگران جدید، منافع، ملاحظات و پویاییهای جدیدی را وارد میدان خواهد کرد. پویاییهایی که الزاما تابع دستور تهران یا حتی واشنگتن نخواهد بود و با مرور زمان «دینامیسم جنگ» راه خود را میپیماید و حصول صلح را دشوارتر میکند.
نگاهی به عملکرد حوثی ها در یمن نشان میدهد که آنها منافع و روشهای خود را دارند و تابع مطلق دستورات نیستند. همینطور در مورد اوکراین که مخالفت اتحادیه اروپا هم اقدامات امنیتی و نظامی زیر نظر زلنسکی و احتمالا در هماهنگی با اسراییل را متوقف نکرده است.
افزایش تعداد جبههها به تدریج آشوب عمیق موجود را عمیقتر و وضعیت را بحرانیتر میکند.
مهمترین خواهان و برنده این وضعیت اسرائیل است. غرق شدن کل خاورمیانه در بحران و رویارویی شدید کشورهای منطقه و درگیر بودن ایالات متحده در میانه میدان تمام هدفهای راهبردی نتانیاهو را برآورده میکند. در حالی که اسرائیل در آرامش است و انتخابات نزدیک و نتانیاهو نیازمند پیروزی.
چنین وضعیتی خوشایند دیگران نیست. به همین دلیل است که اتحادیه اروپا علیرغم همه دشمنی چند ماه اخیر در جلوگیری از مداخله اوکراین فعال است و مصر به صراحت اعلام کرده که ایران را مسئول انفجار در بندر دمیاط نمیداند. اما همه روندها چنین نیست. مثلا پاکستان از حمله عربستان به عراق حمایت ضمنی کرده و عربستان هماهنگی خود با بحرین را افزایش داده است.
اتاق جنگ و مذاکره در تهران هم نیازمند یک بررسی عمیق مجدد در مورد تاکتیک گسترش جنگ است. گشودن جبهههای تازه شاید در آغاز قدرتنمایی موثری باشد اما در ادامه میتواند از دست خارج شود و در نقشه بزرگترین دشمن یعنی نتانیاهو قرار گیرد.
برای ماههای آینده و تا انتخابات اسراییل باید برای هر دقیقه از زمان و هر سانتیمتر از جغرافیا برنامه داشت و اجازه نداد کار از دست خارج شود. کاری شاق و طاقت فرسا! به خصوص وقتی دشمن نتانیاهو و اسرائیلی است که عمری برای جنگ همه با همه در خاورمیانه برنامهریزی و اقدام کردهاند.





