تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: درس‌های ابرتورم آلمان و مجارستان برای اقتصادهای امروزی
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > اقتصادی > درس‌های ابرتورم آلمان و مجارستان برای اقتصادهای امروزی
اقتصادی

درس‌های ابرتورم آلمان و مجارستان برای اقتصادهای امروزی

۶ مرداد ۱۴۰۵
Share
SHARE

مهستان؛ سجاد بیاضی: وقتی از تورم ۴۰ یا حتی ۸۰ درصدی صحبت می‌کنیم، عددی که به‌نظر فاجعه‌بار می‌رسد، اما در مقایسه با دو تجربه تاریخی آلمان دهه ۱۹۲۰ و مجارستان دهه ۱۹۴۰، رقمی تقریباً ملایم است. این دو کشور، دو نمونه کلاسیک و آموزنده‌ترین موارد «ابرتورم» (Hyperinflation) در تاریخ اقتصاد جهان‌اند؛ وضعیتی که اقتصاددان فیلیپ کیگان آن را به‌طور دقیق تعریف کرده: زمانی که نرخ تورم ماهانه از ۵۰ درصد فراتر رود. این دو تجربه، نه‌فقط برای کنجکاوی تاریخی، بلکه چون الگوی کامل و فشرده‌ای از چگونگی فروپاشی یک نظام پولی را نشان می‌دهند، هنوز در کلاس‌های اقتصاد و در گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول به‌عنوان مرجع اصلی مورد استناد قرار می‌گیرند.

مطالب
چارچوب نظری: ابرتورم چگونه شکل می‌گیرد؟آلمان ۱۹۲۳: وقتی غرامت جنگی به چاپخانه پول رسیدمجارستان ۱۹۴۶: بدترین ابرتورم ثبت‌شده در تاریخ بشرالگوی مشترک: چرا هر دو تجربه به یک شکل پایان یافتند؟درس‌ها برای اقتصادهای امروزیجمع‌بندی

چارچوب نظری: ابرتورم چگونه شکل می‌گیرد؟

بر خلاف تصور رایج، ابرتورم معمولاً با «زیاده‌روی پولی» شروع نمی‌شود؛ بلکه با یک فروپاشی مالی یا سیاسی عمیق‌تر آغاز می‌شود که دولت را وادار می‌کند به چاپ پول به‌عنوان آخرین راه‌حل ممکن پناه ببرد. توماس سارجنت، برنده نوبل اقتصاد، در مطالعه معروف خود روی چهار ابرتورم اروپایی پس از جنگ جهانی اول (از جمله آلمان)، نشان داد که پایان هر ابرتورم همیشه با یک تغییر رژیم سیاسی-مالی همراه بوده، نه صرفاً یک اصلاح تکنیکی در سیاست پولی. به بیان دیگر، ابرتورم یک بحران اعتماد به کل نظام حکمرانی مالی دولت است، نه فقط یک مشکل در نسبت پول به تولید.

نکته مهم دوم، نقش «انتظارات خودتقویت‌شونده» است. وقتی مردم انتظار دارند پول ملی هر روز بی‌ارزش‌تر شود، سرعت گردش پول (Velocity of Money) به‌شدت افزایش می‌یابد؛ چون کسی پول را نگه نمی‌دارد و بلافاصله آن را خرج یا به دارایی دیگر تبدیل می‌کند. این افزایش سرعت گردش، حتی بدون رشد بیشتر حجم پول، خودش تورم را تشدید می‌کند و یک حلقه بازخورد مخرب می‌سازد که به‌سختی متوقف می‌شود.

آلمان ۱۹۲۳: وقتی غرامت جنگی به چاپخانه پول رسید

پس از شکست در جنگ جهانی اول، معاهده ورسای آلمان را ملزم به پرداخت غرامت‌های سنگین به کشورهای متفق کرد. دولت وایمار، به‌جای افزایش مالیات‌ها که از نظر سیاسی تقریباً غیرممکن بود، به بانک مرکزی (رایشس‌بانک) دستور داد بخش بزرگی از بدهی‌های دولت را با چاپ پول تازه پوشش دهد.

نقطه اوج بحران در سال ۱۹۲۳ رخ داد، زمانی که نیروهای فرانسوی و بلژیکی برای اجرای غرامت‌ها منطقه صنعتی روهر را اشغال کردند. دولت آلمان به کارگران این منطقه دستور «مقاومت منفعل» و اعتصاب عمومی داد و همزمان متعهد شد حقوق آن‌ها را بدون کار پرداخت کند؛ تعهدی که فقط از طریق چاپ پول بی‌محابا قابل اجرا بود. نتیجه، سقوطی بود که کمتر اقتصادی در تاریخ به آن نزدیک شده: نرخ برابری مارک به دلار که در ۱۹۱۴ حدود ۴ به ۱ بود، تا پایان ۱۹۲۳ به بیش از ۴٫۲ تریلیون مارک به ۱ دلار رسید.

پیامدهای اجتماعی این فروپاشی، شاید مهم‌تر از خودِ اعداد بود. طبقه متوسط آلمان که پس‌اندازش را در اوراق قرضه دولتی یا سپرده بانکی نگه داشته بود، عملاً در عرض چند ماه تمام سرمایه خود را از دست داد؛ در حالی که بدهکاران و صاحبان دارایی‌های ثابت (مثل زمین و کارخانه) عملاً سود بردند. بسیاری از تاریخ‌نگاران معتقدند این تجربه، بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به دولت جمهوری وایمار در میان طبقه متوسط ایجاد کرد که بعدها بخشی از زمینه‌ساز رشد افراط‌گرایی سیاسی در آلمان شد، هرچند این رابطه علّی هنوز میان تاریخ‌نگاران محل بحث است و نباید آن را تنها عامل دانست.

پایان بحران با یک اقدام نمادین و در عین حال مؤثر رقم خورد: در پایان ۱۹۲۳، دولت آلمان مارک جدیدی به نام «رنتن‌مارک» (Rentenmark) معرفی کرد که نه با طلا، بلکه با پشتوانه فرضی زمین‌های کشاورزی و صنعتی کشور تضمین می‌شد. آنچه واقعاً بحران را متوقف کرد، این پشتوانه نمادین نبود، بلکه تعهد سیاسی جدید به توقف کامل تأمین مالی کسری بودجه از طریق چاپ پول بود؛ تعهدی که بازارها آن را باور کردند.

مجارستان ۱۹۴۶: بدترین ابرتورم ثبت‌شده در تاریخ بشر

اگر آلمان نمونه معروف‌ترین ابرتورم است، مجارستان صاحب رکورد بدترین ابرتورم ثبت‌شده در تاریخ اقتصاد جهان است؛ رکوردی که حتی زیمبابوه در دهه ۲۰۰۰ به آن نرسید. پس از جنگ جهانی دوم، مجارستان با زیرساخت‌های نابود‌شده، تولید فروپاشیده، و تعهد به پرداخت غرامت‌های سنگین جنگی به اتحاد جماهیر شوروی مواجه بود. دولت مجارستان، دقیقاً مانند آلمان بیست سال پیش از آن، برای پوشش این تعهدات و بازسازی، به چاپ بی‌رویه پول ملی به نام «پنگو» (Pengő) روی آورد.

سرعت فروپاشی پنگو، از هر معیار قابل تصور فراتر رفت. در اوج بحران در ژوئیه ۱۹۴۶، قیمت‌ها هر ۱۵ ساعت دو برابر می‌شدند و نرخ تورم روزانه به بیش از ۲۰۰ درصد رسید. دولت مجارستان حتی مجبور شد واحد پولی موقتی به نام «آدوپنگو» (Adópengő) طراحی کند که ارزش آن روزانه بر اساس شاخص تورم به‌روزرسانی می‌شد، تلاشی برای حفظ حداقلی از کارکرد پول در شرایطی که پنگوی معمولی عملاً بی‌فایده شده بود.

پایان این بحران در اوت ۱۹۴۶ رقم خورد، با معرفی واحد پولی تازه به نام «فورینت» که تا امروز واحد پول مجارستان باقی مانده است. نکته کلیدی در موفقیت این تثبیت، هماهنگی سه عامل بود: تثبیت همزمان بودجه دولتی (با کمک‌های اقتصادی و مذاکره مجدد بر سر غرامت‌های جنگی)، تعیین نرخ برابری ثابت و باورپذیر برای فورینت، و مهم‌تر از همه، ایجاد یک تعهد سیاسی قابل مشاهده برای عدم بازگشت به تأمین مالی تورمی بودجه.

الگوی مشترک: چرا هر دو تجربه به یک شکل پایان یافتند؟

با کنار هم گذاشتن این دو تجربه، سه درس مشترک و ماندگار به‌دست می‌آید:

نخست، ریشه ابرتورم همیشه مالی است، نه صرفاً پولی. در هر دو مورد، دولت با تعهدات مالی‌ای مواجه بود که هیچ‌راه دیگری برای تأمین آن نداشت جز چاپ پول. راه‌حل واقعی، پیش از هر چیز، حل‌شدن آن تعهد مالی زیربنایی بود (توقف مقاومت منفعل در روهر، یا مذاکره مجدد بر سر غرامت‌های جنگی مجارستان).

دوم، پایان بحران نیازمند یک «شکست قابل‌مشاهده» با گذشته است. هر دو کشور برای بازسازی اعتماد، واحد پول کاملاً جدیدی معرفی کردند، نه اصلاح تدریجی واحد قبلی. این تغییر نمادین، به مردم و بازارها سیگنال واضحی می‌داد که رژیم سیاستی قبلی واقعاً کنار گذاشته شده است؛ چیزی که هیچ اصلاح تدریجی نمی‌توانست به همان اندازه باورپذیر باشد.

سوم، تثبیت بدون انضباط مالی همزمان، دوامی ندارد. رنتن‌مارک آلمان و فورینت مجارستان، هیچ‌کدام صرفاً یک ترفند پولی نبودند؛ هر دو با تعهد مشخص به توقف تأمین مالی کسری بودجه از بانک مرکزی همراه بودند. بدون این تعهد مالی موازی، حتی معرفی یک ارز جدید هم به سرنوشت ارز قبلی دچار می‌شد.

درس‌ها برای اقتصادهای امروزی

اقتصادهای امروزی که با تورم مزمن دورقمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، هرچند در مقیاسی به‌مراتب کوچک‌تر از آلمان یا مجارستان، همان الگوی زیربنایی را تکرار می‌کنند: کسری بودجه‌ای که به‌جای اصلاح ساختاری، با استقراض از بانک مرکزی پوشش داده می‌شود. تفاوت اصلی، سرعت فروپاشی است، نه ماهیت آن.

از این تجربه‌ها می‌توان چند نتیجه عملی گرفت. نخست، تعویق اصلاح مالی، هزینه نهایی توقف تورم را بالاتر می‌برد؛ هرچه دیرتر، درمان تلخ‌تر. دوم، اصلاحات نیمه‌کاره یا نمادین (مثل صرفاً حذف چند صفر از پول ملی بدون اصلاح بودجه) تاریخ نشان داده که دوام نمی‌آورند، چون مردم به‌سرعت متوجه می‌شوند تغییر فقط ظاهری بوده است. سوم، بازسازی اعتماد به یک پول ملی، نیازمند یک تعهد سیاسی قابل مشاهده و پایدار است، نه فقط یک بیانیه بانک مرکزی؛ دقیقاً همان چیزی که رنتن‌مارک و فورینت را از نسخه‌های موقت و ناکام پیشین متمایز کرد.

جمع‌بندی

آلمان ۱۹۲۳ و مجارستان ۱۹۴۶، هرکدام به شیوه خود، نشان دادند که ابرتورم نه یک تصادف آماری، بلکه نتیجه قابل‌پیش‌بینی زمانی است که دولت‌ها میان اصلاح دشوار بودجه و راحتی موقت چاپ پول، بار‌ها گزینه دوم را انتخاب می‌کنند. اما همین دو تجربه، این نکته امیدبخش را هم ثابت کردند: حتی از دل کامل‌ترین فروپاشی پولی تاریخ، بازگشت ممکن است؛ به شرطی که اصلاح مالی، تغییر نمادین ارز، و تعهد سیاسی پایدار، هر سه با هم و نه به‌تنهایی، به‌کار گرفته شوند.

TAGGED:اقتصاد زیر ذره‌بین
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی خاطرات حسن روحانی؛ اردیبهشت و تنش جدید
Next Article حمله اوکراین به قابقهای ایرانی بازی اوکراین با آتش؛ ما هنوز چیزهای بسیاری برای از دست دادن داریم!
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

وقتی یک صنعت زمین می‌خورد، چه کسی را با خود می‌برد؟
اقتصادی
۷ مهر ۱۴۰۵
ارنستو چگوارا
ارنستو چه‌گوارا؛ بازداشت در مزرعه_مکزیکوسیتی
پنجره
۲۷ شهریور ۱۴۰۵
به نام زن، زندگی، آزادی
سیاست ایران
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
خاطرات حسن روحانی؛ اولین و آخرین ملاقات کاری با رئیس‌جمهور جدید
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
داستان توسعه اقتصادی هنگ‌کنگ؛ وقتی یک صخره بی‌منابع به توسعه رسید
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
خون سیاوشان
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
۲۵ شهریور، سالگرد تبعید رضا شاه؛ وقتی آمیختگی سیاست داخلی و خارجی خود را نشان داد
سیاست خارجی
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
ضرورت دیپلماسی فعال با عربستان؛ خفگی راهبردی ریاض را به سوی تل‌آویو می‌کشاند
تیتر سیاست خارجی
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
جنبش مهسا؛ گسستی که به عقب بازنمی‌گردد
سیاست ایران
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ مسئله کردستان (بخش ششم)
پنجره
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
سکوت اهل‌نظر و صعود صداهای افراطی
پنجره
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
دلاری‌شدن اقتصاد؛ راه‌حل یا نشانه بحران؟
اقتصادی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
خاطرات حسن روحانی؛ رد و بدل پیام با اروپایی‌ها پس از نامه ایران به آژانس
پنجره
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
اعتماد به جامعه مدنی
چرا مردم کمتر به تشکل‌ها اعتماد می‌کنند؟
جامعه مدنی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
پیشنهاد فیلم برای آقای رئیس‌جمهور
سیاست ایران
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
تعویق نشست عمان؛ عربستان هم می‌خواهد جنگ تاب‌آوری را امتحان کند
سیاست خارجی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
ضرورت صلح
روایتی از چهل‌وهفتمین سالگرد درگذشت آیت‌الله طالقانی؛ از «فنای جنگ» تا «ضرورت صلح»
سیاست ایران
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ مسئله کردستان (بخش پنجم)
پنجره
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
نهضت آزادی ایران: اعتراض به طرح «مقابله با نفوذ» و امنیتی‌سازی جامعه
پنجره
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
ایرج جنتی عطایی
پژواک جمعه خونین ـ بخش دوم
فرهنگی
۲۲ شهریور ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • وقتی یک صنعت زمین می‌خورد، چه کسی را با خود می‌برد؟
  • ارنستو چه‌گوارا؛ بازداشت در مزرعه_مکزیکوسیتی
  • به نام زن، زندگی، آزادی
  • خاطرات حسن روحانی؛ اولین و آخرین ملاقات کاری با رئیس‌جمهور جدید
  • داستان توسعه اقتصادی هنگ‌کنگ؛ وقتی یک صخره بی‌منابع به توسعه رسید

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

اقتصادی

برزیل و پلن رئال؛ چگونه یک برنامه اصلاحی، تورم چهاررقمی را شکست داد

مهستان؛ سجاد بیاضی: برزیل تا اوایل دهه ۱۹۹۰ به یکی از نمادهای تورم مزمن جهان تبدیل شده بود؛ کشوری که…

10 Min Read
اقتصادی

توهم پولی؛ چرا این‌بار کارگران ایرانی فریبش را نمی‌خورند؟

مهستان؛ در علم اقتصاد رفتاری، «توهم پولی» (Money Illusion) به تمایل انسان‌ها برای فکر کردن بر حسب ارزش اسمی پول…

12 Min Read
اقتصادی

از بازار تا صف

چگونه فاصله گرفتن قیمت‌ها از واقعیت اقتصادی، بازار را به صف، سهمیه و تخصیص تبدیل می‌کند؟ مهستان؛ سجاد بیاضی: اقتصاد…

13 Min Read
اقتصادی

صرافی‌های ارز دیجیتال و دور زدن تحریم؛ واقعیت یا افسانه؟

  تحلیلی اقتصادی از اینکه چرا همان شفافیتی که رمزارز را به ابزار دور زدن تحریم بدل می‌کند، آن را…

11 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: درس‌های ابرتورم آلمان و مجارستان برای اقتصادهای امروزی
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?