مهستان؛ در تاریخ ۱۳۸۴/۲/۶ مصادف با ۱۷ ربیعالاول پس از دیدار کارگزاران نظام با رهبری، دیدار خصوصی کوتاه ولی سرنوشتسازی با ایشان داشتم.
در آن دیدار، رهبری فرمودند نظرشان این است که UCF اصفهان راهاندازی شود. در واقع، حرکت جدید از اینجا آغاز شد.
من از ایشان خواستم در جلسهای نظرات من را هم بشنوند، که ایشان پذیرفتند. بنابراین، یکی، دو روز بعد به ملاقات ایشان رفتم و نقطه نظراتم را خدمت ایشان ارائه نمودم.
استدلال عمده ایشان این بود که اروپاییها زیر بار شکستن تعلیق نمیروند و تنها وقت تلف میکنند و هر طرحی باشد، در لحظه آخر ایرادی بر آن وارد و مذاکرات را بیجهت طولانی میکنند و ما هر وقت بخواهیم تعلیق را بشکنیم، با آنها دچار مشکل خواهیم شد.
همچنین بحث شد آیا شکستن تعلیق، برای فضای انتخابات مشکلی ایجاد میکند یا نه؟ که ایشان فرمودند مشکلی ایجاد نمیشود و حتی فضا را گرمتر هم خواهد کرد.
چون در آستانه اجلاس لندن بودیم، قرار شد موضوع راهاندازی اصفهان در لندن به سه کشور اعلام شود و مهلتی پانزده روزه را برای هماهنگی با آنها پیشنهاد کنیم.
بیشتر از این خاطرات بخوانید: توضیح و تحلیل طرح چهارمرحلهای
اما نکته مهم این است که چرا در این مقطع رهبری به این نتیجه رسیدند که باید اصفهان راهاندازی شود؟
بهنظر میرسد پس از طرح ۱۰۰ سوال از طرف اروپاییها در مورد طرح چهارمرحلهای در جلسه کارگروه ۱۳۸۴/۱/۳۰، اکثر مسئولین نسبت به دستیابی به توافق سریع با اروپا مایوس شده بودند و میگفتند بهکارگیری این گونه شیوهها برای اتلاف وقت است.
چون طرح این ۱۰۰ سوال نسبت به طرح چهارمرحلهای ایران چندان موجه به نظر نمیرسید.
البته ما صرفا بهدلیل طرح ۱۰۰ سوال، دچار مشکل نشدیم، بلکه اروپا از ابتدای مذاکرات هم بر سر تضمین عینی بهطور جدی وارد مذاکره نمیشد.
تنها نقطه امیدبخش، سفر من به پاریس و مذاکرات با شیراک بود، اگرچه در برلین فهمیدم که فشار بوش و بلر شدید است و نمیگذارند بهزودی به نتیجه نهایی برسیم.
از این رو، رهبری میخواستند در دولت هشتم و پیش از آغاز به کار دولت جدید، تعلیق شکسته میشود.
برگرفته از کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هستهای
خاطرات حسن روحانی





