مهستان؛ چهاردهم اسفند فرارسید. برای اولین بار پس از فوت مرحوم دکتر مصدق در سال ۴۵، مراسم بزرگداشت دکتر مصدق در احمدآباد برگزار شد.
در طول ۱۲ سالی که از فوت دکتر مصدق گذشته بود امکان برگزاری مراسم وجود نداشت.
در ۱۴ اسفند ۵۷، به دنبال اعلام برگزاری مراسم، جمعیت عظیمی از تهران و سایر شهرها در احمدآباد گرد آمدند. من هم در مراسم که اداره آن به طور عمده در دست فداییها بود شرکت کردم.
علت این امر که فداییها نقش زیادی در برگزاری مراسم داشتند هم این بود که آقای هدایتالله متین دفتری که نوه مرحوم مصدق هستند و تنها فرد سیاسی هم بوده که در طول سالهای تبعید دکتر اجازه رفت و آمد به احمدآباد و ملاقات با دکتر مصدق را داشت، با فداییها مرتبط و همسرشان هم عضو چریکهای فدایی خلق بود و ایشان اداره مراسم را به فداییان سپرد.
این مسئله مورد اعتراض سایر گروهها و افراد قرار گرفت، چرا که گرچه فداییها با تودهایها اختلافات بسیار داشتند ولی به هرحال دکتر مصدق فردی ملی و غیرمارکسیست بود و برگزاری مراسم توسط یک گروه مارکسیست غیرمنطقی بود.
تنها فردی که با این مسئله برخورد نداشت آقای طاهر احمدزاده بود که به دلیل عضویت فرزندانش در سازمان چریکهای فدایی خلق با آنها ارتباط معنوی داشت. از میان روحانیون به جز آیت الله طالقانی و یکی دوتن دیگر کسی در آن مراسم شرکت نکرد.
در آن مراسم برای اولین بار مسعود رجوی و موسی خیابانی را پس از آزادی از زندان دیدم و از مواضع آنها علیه دولت موقت و انقلاب و جمع آوری سلاح و مهمات فراوان در ستاد خود در خیابان ولیعصر که هم اکنون وزارت بازرگانی است انتقاد کردم.
وقتی نوبت به سخنرانی مسعود رجوی رسید، یا تحت تاثیر من و یا جمعبندی خودشان در این زمینه، به لزوم حمایت از انقلاب و دولت اشاره کرد.
رجوی سخنران ماهری بود و خوب میدانست که چگونه جمعیت را تحت تاثیر قرار دهد. در این مراسم مرحوم شهید رجایی و آقای حسن حبیبی هم شرکت داشتند.
برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه
خاطرات عزتالله سحابی





