مهستان؛ رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای دکتر پزشکیان، آن چه موجب شده است در پی چند نامه خصوصی، این نامه سرگشاده را خدمتتان ارسال کنیم، عدم اطلاع دقیق از رسیدن نامههای مذکور به دست حضرتعالی و شرایط خطیرایران عزیز در دوره پساجنگ و مذاکرات جاری میان ایران و آمریکاست.
پیش از هر چیز مایلیم مراتب تشکر و تقدیر خود را از مدیریت موفق دولت و شخص شما در تأمین مایحتاج مردم در دوران سخت دفاع میهنی اعلام کنیم.
همچنین از اقدامات اخیر حضرتعالی در تقویت نقش دولت در مذاکرات و نیز قاطعیتی که در رفع فیلترینگ اینترنت اعمال کردهاید، تشکر میکنیم و برای شما در ادامه این روند و کوتاه کردن دست اقلیت بی مسؤلیت اما پرسرو صدا از مقدرات کشور و حاکمیت هرچه بیشتر اعتدال وعقلانیت بر مدیریت کشور، آرزوی توفیق داریم.چنان که گفتیم علت مزاحمت مجدد، مذاکرات جاری میان ایران و آمریکاست که حساسیت و اهمیت آن بر کسی پوشیده نیست.
همچنین حضرتعالی بهتر از هرکس میدانید خسارات ناشی از وضعیت کنونی بر کشور دست کمی از خسارات جنگ ندارد.
بنابراین مهمترین مسئله کشور در حال حاضر موضوع مذاکرات است. بی شک اصلیترین مانع دستیابی به توافق مطلوب در این مذاکرات، بی اعتمادی شدید طرفین نسبت به یکدیگر است.
این بی اعتمادی ریشه در سالیان متمادی از روابط پرچالش میان دو کشور دارد که البته اکنون مجال بررسی آن نیست. از یک سو آمریکا به ظاهر مدعی عدم اعتماد به برنامه هستهای ایران و خواهان کسب اطمینان لازم مبنی بر عدم تلاش ایران برای دستیابی به بمب اتم است و از سوی دیگر ایران خواستار اخذ تضمینهای اطمینان بخش مبنی بر عدم تجاوز و تحمیل جنگی مجدد از سوی آمریکا و هم پیمان منطقهای او یعنی رژیم صهیونیستی است.
گرچه ایران بارها اعلام کرده است که در پی دستیابی به سلاح هستهای نیست و نهادهای اطلاعاتی آمریکایی و اروپایی این امر را تأیید کردهاند، اما باید توجه داشت طرح این تردید از سوی آمریکا و اصرار بر سازوکاری اطمینان بخش در این زمینه ماهیتی کاملاً سیاسی دارد، بدین معنا که ترامپ به شدت نیازمند آن است که منتقدان و مخالفان خود را قانع کند در ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هستهای به توافقی محکمتر از برجام دست یافته است.
متقابلاً نگرانی ایران در باره توطئه و تهدید و عهد شکنی آمریکا کاملاً جدی و قابل فهم است.آن چه سایه این بی اعتمادی را بر مذاکرات سنگینتر و دستیابی به نتیجه برد – برد برای طرفین را مشکلتر میسازد تحرکات افراطیون جنگ طلب در دو سوی ماجراست.
روزی نیست که عناصر وابسته به لابی صهیونیستی در مجلسین و حزب حاکم آمریکا بر طبل جنگ نکوبند و ترامپ را از توافق با ایران برحذر ندارند و به ادامه جنگ ترغیب نکنند.
همچنین در این سوی ماجرا روزی نیست که عناصر وابسته به فرقه آخر الزمانی در صدا و سیما و مجلس نسبت به سازش با آمریکا هشدار ندهند و با تأکید بر ضرورت دستیابی به بمب اتم، درخواست از شما مبنی بر افزایش برد موشک تا آمریکا یا درخواست حمله موشکی به کاخ سفید بی اعتمادی و سیاستهای خصمانه این کشور علیه ایران را در سطح جامعه بین الملل موجه و مسیر مذاکره را دشوارتر نسازند.
جناب آقای رئیس جمهورطبعاً در هیچ مذاکرهای طرفین قادر به ارائه تضمینهای قطعی مبنی بر عدم نقض تعهدات خود نیستند. تغییر نیات طرفین نه ممکن است و نه قابل ارزیابی، اما تدارک راهکارهایی که دامنه تأثیر و نقش آفرینی این نیات را در تصمیمات و مواضع طرفین هرچه بیشتر محدود سازد، امری ممکن و قابل ارزیابیست.
بنابراین تنها باید به شرایط و سازوکارهایی اندیشید که ضریب اطمینان طرفین به یکدیگر را افزایش دهد و نقض تعهدات را برای آنها دشوارتر سازد.
در مذاکرات جاری تدبیر چنین سازوکارهایی از خود مذاکرات و سیاهه شروط و مطالبات طرفین از یکدیگر مهمتر است. به گمان ما دو اقدام مهم زیر میتواند به رفع تنگناهای ناشی از این بی اعتمادی و دستیابی به توافقی عزتمندانه برای ایران عزیز کمک کند:
۱-مشارکت کشورهای بیطرف یا منتفع از توافق
تجربه فعالیت پاکستان و چین درارائه طرحی که طرفین را به توافق اولیه نزدیک کرده است، در این زمینه بسیار راهگشاست.
احتمالاً توافق اولیه میان ایران و آمریکا به انجام خواهد رسید، اما مذاکرات دو ماهه پس از توافق اولیه با چالش و موانع سختی روبرو خواهد بود. به گمان ما وارد کردن قدرتهای بین المللی و منطقهای بی طرف یا منتفع از توافق دو کشور دستیابی به توافق مطلوب را محتملتر خواهد ساخت.
دولتهایی مانند چین، پاکستان، عربستان،مصر، قطر که با دو طرف رابطه متوازنی دارند یا منافعشان در گرو توافق طرفین و پایان جنگ است، میتوانند با پذیرش مسؤلیت در قبال تعهدات دو طرف روند رسیدن به توافق نهایی را تسهیل کنند. برای مثال فعالیت هستهای ایران میتواند در قالب کنسرسیومی متشکل از همین کشورها ادامه یابد و اورانیوم غنی شده
موجود میتواند در چین یا پاکستان رقیق شود. نهایتاً برای این که چنین توافقی از ضمانت و پشتوانه گستردهتر بین المللی برخوردار باشد میتواند به تصویب شورای امنیت سازمان ملل برسد.
۲-سیاست تبلیغاتی مذاکرات
تردیدی نیست که رژیم صهیونیستی و لابی صهیونیستی بزرگترین و مؤثرترین مخالف به نتیجه رسیدن مذاکرات ایران و آمریکا هستند. نفوذ آنها در هیئت حاکمه آمریکا و فشار بر ترامپ تصمیمگیری را برای او دشوار کرده است. دست کم بخشی از مواضع ضد و نقیض ترامپ ناشی از همین عامل است.
استفاده از افکار بین الملل از جمله اقداماتی است که میتواند از نقش و تأثیر لابی صهیونیستی در این مذاکرات بکاهد. در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران صحنه اطلاع رسانی و تبلیغات مذاکره را به طرف آمریکایی واگذار کرده است. جهانیان و نیز ایرانیان از طریق رسانههای بیگانه و توییتهای ترامپ از اخبار مذاکرات و پیشنهادهای ایران و آمریکا مطلع میشوند.
آنها میکوشند در اذهان جهانیان که به شدت از پیامدهای جنگ ایران و آمریکا متضرر شدهاند، چنین القا کنند که ایران حاضر به پایان دادن به جنگ و رسیدن به توافقی شرافتمندانه نیست. انفعال در این زمینه از بیم واکنش و سوء استفاده افراطیون وطنی مخالف مذاکره نه عاقلانه است و نه کمکی به پیشبرد مذاکرات میکند. اطلاع رسانی شفاف درباره ابتکارات و پیشنهادهای سازنده ایران میتواند این موازنه را به نفع ایران تغییر دهد.
این تغییر در سیاست تبلیغاتی مذاکره موجب خواهد شد انگشت اتهام به سوی ترامپ نشانه رود و جهانیان او را مسؤل به نتیجه نرسیدن مذاکرات بدانند و به این ترتیب ناگزیر از انعطاف بیشتر شود. پیشنهاد مشخص ما این است سیاست تبلیغاتی مذاکرات را از دست صدا و سیما و منبرها و موکبها خارج کنید و شخصاً یا از طریق وزیر امور خارجه مرتباً اخبار مربوط به مذاکرات را به طور شفاف به اطلاع همگان برسانید.
۳-پیوست همکاریهای اقتصادی توافق
یکی از عوامل شکست برجام که به ترامپ اجازه داد به سادگی از این توافقنامه خارج شود، فقدان پیوست همکاریهای اقتصادی این توافقنامه بود. درصورت مشارکت کمپانیهای آمریکایی در پروژههای ملی و صنعتی ایران قطعاً اسرائیل و لابی صهیونیستی به سادگی قادر به قانع کردن ترامپ برای خروج از برجام نبودند.
پروژههای همکاریهای اقتصادی در حوزههای نفت و پتروشیمی و نیروگاه و… به عنوان پیوست توافقات، بی شک در کاهش بی اعتمادی طرفین نقش مهمی خواهد داشت. همکاریهای مذکور عملاً تحریمها علیه ایران را منتفی خواهد کرد و راه را برای همکاریهای اقتصادی مشابه با شرکتهای چینی و اروپایی و استفاده بهینه از فناوریهای روز جهان هموار میکند.
جناب آقای پزشکیان مهمتر از توافق با آمریکا براساس تدابیر فوق، توانمندی دولت در اجرای آن است. این امر نیازمند بسترسازیهای مناسب در داخل کشور است مشکلات و بحرانهای متعددی که کشور عزیزمان اکنون درگیر آن است معلول مراکز و نهادهای متعدد با اختیارات زیاد اما غیر پاسخگو است.
مراکزی که بعضاً از پشتوانه قانونی و مالی قدرتمند برخوردارند و در برابر ملت پاسخگو نیستند و عملکرد و فعالیتهای آنها تابع هیچ نظام نظارتی متمرکز، شفاف و مؤثری نیست و متقابلاً دولتی با بودجهای شفاف و نظارت پذیر که در قبال ملت پاسخگوست، اما در استفاده از اختیارات خود برای انجام وظایف و تعهدات خود حتی در حد تصمیم گیری در باره فضای مجازی با مشکلات عدیده روبروست.
این وضعیت عملاً مجمع الجزایری از دولتکهای مستقل را ایجاد کرده است که در اغلب موارد جمعی از نیروهای ناهمسو با برآیند صفر را تشکیل میدهند و نظام را در اتخاذ تصمیمات به هنگام و مؤثر برای حل مشکلات ناتوان ساخته است.
راه برون رفت از این وضعیت بحرانی دیرپا و مزمن که نظام دیوانسالاری را فلج و ناکارآمد کرده است، پذیرش اصل یک دولت، یک کشور و یک بودجه است. ما و همه اصلاح طلبان ضمن آرزوی توفیق برای شما در این مسیر، از اقدامات حضرتعالی برای ارتقای دولت به جایگاه واقعی خود در عرصههای سیاست داخلی و خارجی حمایت میکنیم.
حزب توسعه ملی ایران اسلامی- ۱۵ خردادماه ۱۴۰۵





