مهستان؛ هر شب در خلیج فارس زد و خورد نظامی برقرار است. شلیک شناورهای نظامی به یکدیگر، شلیکهای هشدار ایران علیه کشتیهای تجاری که بدون هماهنگی قصد عبور از تنگه دارند؛ شلیک به پهپادهای شناسایی و رزمی، بمباران پستهای مخابراتی و موشکی ایران توسط آمریکا و دست آخر موشک باران پاسگاههای آمریکایی در کویت.
این درگیریهای مداوم نه به جنگ منجر می شوند و نه تمام میشوند. چه خبر است؟به نظر ریشه تنش به دو فرآیند معکوس مرتبط است. کشتیهای تجاری ایران میکوشند از خط محاصره آمریکاییها در دریای عمان بگریزند و آمریکا با هشدار و گاهی شلیک آنها را دور میکند.
همزمان نیروی دریایی آمریکا در تلاش است به هر قیمت برخی کشتیها تجاری از مسیر جنوب تنگه هرمز و نزدیکی سواحل عمان گذر دهد.
سنتکام مدعی عبور دادن ۷۰ کشتی تجاری تاکنون شده است.
به نظر کنترل تنگه بدون اتکا به شناورهای بزرگ برای ایران پیچیده شده و آمریکا در تلاش برای رخنه در پوشش ناوگان قایقهای تندرو ایران است.
کشتیهای تجاری و نفتکشهای ایران با اتکا به تجربه سالیان دراز با خاموش کردن موقعیتیاب تلاش در عبور از محاصره دارند، تعقیب این کشتیها توسط آمریکا، با واکنش نظامی ایران مواجه میشود.طرفین نیات متفاوتی دارند.
آمریکا با محاصره دریایی در پی شکست تابآوری اقتصادی ایران است.
همزمان آمریکا میداند که تنگه هرمز با روشهای مخفیانه باز نخواهد شد اما در پی دفاع از حیثیت نظامی خود است. البته که طرفین احتمالا مدام شناخت خود را از یکدیگر تکمیل میکنند و تاکتیکها و تکنیکهای جدیدی را آزمایش میکنند.
اما چرا این زد و خوردها به جنگ منجر نمیشود؟ دلیل آن است که در این لحظه از دینامیسم منازعه ایران و آمریکا، میدان اصلی میز مذاکرات است.
جایی که دستاوردهای تاکتیکی نظامی شاید به درد چانهزنی بخورد. ایران از دیروز اعلام کرده که در واکنش به تعقیب ناوگان تجاریاش به پایگاههای آمریکا در منطقه حمله میکند.
گامی که میتواند تنش نظامی را خطرناکتر کند. هر چه هست زد و خوردها هنوز زیر آستانه جنگ است مگر آن که در میز مذاکره بنبست قطعی رخ دهد یا مارپیچ تنشهای تاکتیکی در نقطهای طرفین را به جنگ مجدد بکشاند.





