تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: درباره‌ی افتنگ (رمان مصطفی گیلانی سال ۱۴۰۴)
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > فرهنگی > درباره‌ی افتنگ (رمان مصطفی گیلانی سال ۱۴۰۴)
فرهنگی

درباره‌ی افتنگ (رمان مصطفی گیلانی سال ۱۴۰۴)

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
Share
SHARE

مهستان؛ محمدمهدی دادفرما: افتنگ چیست. هرچه هست این نقد افتنگ و فهرست کردن خوبان و بدانش نیست. از زاویه این یادداشت، افتنگ در معنایی اسپین آف «داستان نورها» و «کانکس سال زلزله» است. بُعدِ تراژیک و رئالیستی این اپیزود (افتنگ) از جهان بزرگ‌تری که گیلانی آن را روایت می‌کند این است که گویی جادو از این جهان رخت بر بسته. در داستان نورها گفته بود: [پدر] «بعد از رفتنت دوری بودن آیین‌ها و رسم‌ها تمام شد و نوار مغز مانیتور جهان صاف شد.» افتنگ همان جهان است که پس از این لحظه اتفاق افتاده. به جز ته‌نشینی ناخودآگاه و زیبا که هر از چندگاه، ماهی‌های نگهبان چشمه سر از خواب‌های قلو درمی‌آورند، دیگر تاریخ خطی شروع شده و زندگی با همه زمختی و تمامیت غیر فیکشنالش جریان یافته. چیزی که این زمختی را بسیار جذاب می‌کند شیوه روایت سکانس‌هاست. رئالیسمی ناب در بازنمایی زندگی در جهان معاصر که در بسیاری از ادبیات و حتی سینمای متعارف غایب است. منظورم حقیقت مانندی در بازنمایی زندگی واقعی است که آن را تجربه کرده‌ایم و بسیاری از نویسندگان و کارگردانان به واسطه تصوری رمانتیک و ادیبانه از نوشتن (در واقع و گاه به همراه نویسندگی ضعیف) تقلا می‌کنند یک داستان یا فیلم را به اصطلاح شاعرانه دربیاورند. البته همه به این بیماری مبتلا نیستند. مثلاً سینمای سعید روستایی یا اصغر فرهادی از این جهت کار را درآورده‌اند. درحالی‌که «پیر پسر» بسیار درگیر تصور کلاسیک از سینما و به معنای وسیع‌تر هنر است. در ادبیات داستانی وضع هم‌زمان بهتر و بدتر است. یک وجه مشترک در ژانرهای داستانی (ادبیات داستانی، تئاتر و سینما) دیالوگ است. این مرز باریک بین تصور کلاسیک و تصور آدم‌وار از داستان و هنر را دیالوگ به‌خوبی افشا می‌کند. نمی‌خواهم وارد بازی مفهومی در تبیین آن بشوم. بهترین فیلم‌ها و سریال‌های سینمای امروز جهان مصداق آن هستند و این مفهوم را به تمامی ادا می‌کنند. چنان‌که مثال زدم در سینمای ایران هم مصداق دارد. افتنگ هم این خصوصیت را دارد. مثلا نگاه کنید به سکانس گفت‌وگوی قلو، بهادرو و حمزه‌ای‌ها در صفحه ۱۲۴. افتنگ زندگی روستایی قرن ۲۱ را با تمام واقعیتش بازنمایی می‌کند. زندگی‌ای که همه ما آن را تجربه کرده و زیسته ایم. نه زندگی ای که فقط در داستان‌ها وجود دارد و نویسندگان بد آن را به‌عنوان ادبیات یا سینما به خورد ملت داده‌اند. ویژگی‌ای که گاه دیدن یک فیلم را به تجربه‌ای عذاب‌آور و کابوس‌وار تبدیل می‌کند. گاه حتی یک فیلم به‌شدت آوانگارد یا تجربی نیز دچار این عارضه است. اما افتنگ به‌شدت این‌گونه نیست.
من این یادداشت را به‌عنوان یک طرفدار این جهان نوشتم. بعد از گذشت حداقل یک دهه از داستان نورها، افتنگ دوباره آن جهان را رونمایی کرد و به شایستگی ادامه داد و به یاد آورد. به امید شنیدن بیشتر و بیشتر از این جهان. جهانی در حاشیه‌ و گیلانی صدای این جهان است. حیف است که این جهان نوشته نشود. این یادداشت چنین تمنایی در سر دارد.
درست است که این جهان صدای حاشیه است و صدای غالب آن صدای طبقه متوسط شهرنشین نیست و بنابراین صدای اقلیت است، اما تفاوت ظریف (nuance) یک ادبیات بزرگ با یک ادبیات آبکی و وانمود کننده همین است: برای بازنمایی کل، نیاز به روایت کل نیست. مسئله دیالکتیک جزء و کل نیست. روایت هنرمندانه یک جزء می‌تواند کل را خیلی بیشتر از روایت ناشیانه کل بنمایاند. برای همین است که گاهی «شخصی» بسیار فراتر از «اجتماعی» می‌تواند اجتماعی باشد. همچنان‌که «داستان نورها» که یک روایت اتوبیوگرافیک است، درمورد همه صحبت می‌کند. چراکه شخص در شبکه‌ای از روابط اجتماعی عمل می‌کند و ناگزیر کل جامعه را احضار می‌کند و مگر جامعه جز شبکه روابط انسان‌هاست؟ از این جهت می‌توان پا را فراتر گذاشت و مدعی شد که درصورت طراحی هنرمندانه و آگاهانه این شبکه برای شخصیت‌ها گاه هرچه شخصی‌تر، اجتماعی‌تر و واقعی‌تر.
چیزهایی که در ذهنم بود گفتم و فحش‌هایی هم که همیشه بالاخره به یک جهت پرت می‌شوند شدند. فقط برای رفع سوء تفاهم این نکته پایانی را باز با استفاده از همین دو داستان بگویم. نکته این است که منظور از تمجید از نوعی رئالیسم به معنای ضدیت با سینما یا داستان شاعرانه یا غیررئال نیست. از پیش شاهد از غیب رسیده بود. همین داستان نورها به شدت شاعرانه است. درعین حال هم به غایت واجد آن ویژگی مثبت در روایت و بازنمایی آن جهان است و عاری است از تصور کلاسیک از داستان و هنر.

TAGGED:معرفی کتاب
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی خاطرات حسن روحانی؛ مذاکرات مقدماتی برای توافق پاریس
Next Article انتخابات زودرس در اسرائیل؛ حلقه محاصره بی‌بی تنگ‌تر می‌شود
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

وقتی یک صنعت زمین می‌خورد، چه کسی را با خود می‌برد؟
اقتصادی
۷ مهر ۱۴۰۵
ارنستو چگوارا
ارنستو چه‌گوارا؛ بازداشت در مزرعه_مکزیکوسیتی
پنجره
۲۷ شهریور ۱۴۰۵
به نام زن، زندگی، آزادی
سیاست ایران
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
خاطرات حسن روحانی؛ اولین و آخرین ملاقات کاری با رئیس‌جمهور جدید
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
داستان توسعه اقتصادی هنگ‌کنگ؛ وقتی یک صخره بی‌منابع به توسعه رسید
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
خون سیاوشان
پنجره
۲۶ شهریور ۱۴۰۵
۲۵ شهریور، سالگرد تبعید رضا شاه؛ وقتی آمیختگی سیاست داخلی و خارجی خود را نشان داد
سیاست خارجی
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
ضرورت دیپلماسی فعال با عربستان؛ خفگی راهبردی ریاض را به سوی تل‌آویو می‌کشاند
تیتر سیاست خارجی
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
جنبش مهسا؛ گسستی که به عقب بازنمی‌گردد
سیاست ایران
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ مسئله کردستان (بخش ششم)
پنجره
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
سکوت اهل‌نظر و صعود صداهای افراطی
پنجره
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
دلاری‌شدن اقتصاد؛ راه‌حل یا نشانه بحران؟
اقتصادی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
خاطرات حسن روحانی؛ رد و بدل پیام با اروپایی‌ها پس از نامه ایران به آژانس
پنجره
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
اعتماد به جامعه مدنی
چرا مردم کمتر به تشکل‌ها اعتماد می‌کنند؟
جامعه مدنی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
پیشنهاد فیلم برای آقای رئیس‌جمهور
سیاست ایران
۲۵ شهریور ۱۴۰۵
تعویق نشست عمان؛ عربستان هم می‌خواهد جنگ تاب‌آوری را امتحان کند
سیاست خارجی
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
ضرورت صلح
روایتی از چهل‌وهفتمین سالگرد درگذشت آیت‌الله طالقانی؛ از «فنای جنگ» تا «ضرورت صلح»
سیاست ایران
۲۴ شهریور ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ مسئله کردستان (بخش پنجم)
پنجره
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
نهضت آزادی ایران: اعتراض به طرح «مقابله با نفوذ» و امنیتی‌سازی جامعه
پنجره
۲۳ شهریور ۱۴۰۵
ایرج جنتی عطایی
پژواک جمعه خونین ـ بخش دوم
فرهنگی
۲۲ شهریور ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • وقتی یک صنعت زمین می‌خورد، چه کسی را با خود می‌برد؟
  • ارنستو چه‌گوارا؛ بازداشت در مزرعه_مکزیکوسیتی
  • به نام زن، زندگی، آزادی
  • خاطرات حسن روحانی؛ اولین و آخرین ملاقات کاری با رئیس‌جمهور جدید
  • داستان توسعه اقتصادی هنگ‌کنگ؛ وقتی یک صخره بی‌منابع به توسعه رسید

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

صبر
فرهنگی

ورقی از گلستان- شب بیست و یکم

مهستان؛ پارسایی را دیدم به محبت شخصی گرفتار. نه طاقت صبر و نه یارای گفتار. چندان که ملامت دیدی و…

1 Min Read
فرهنگی

تجارب ابتدایی و مقدماتی موسیقیدانان ایرانی در بنای فرم (بخش سوم)

مهستان؛ همان‌گونه که در دو نوشتار گذشته گفته شد، درویش‌خان و شاگرد برجسته‌اش، مرتضی نی‌داوود، با وجود آن‌که آموزش علمی…

12 Min Read
پیغمبر
فرهنگی

ورقی از گلستان- شب بیست و هفتم

 مهستان؛ یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی صلی الله علیه و سلم فرستاد سالی در دیار عرب…

1 Min Read
پیغمبر
فرهنگی

ورقی از گلستان- شب هشتم

مهستان؛ مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی را پرسیدند نیکبخت کیست و…

0 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: درباره‌ی افتنگ (رمان مصطفی گیلانی سال ۱۴۰۴)
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?