مهستان؛ آتش بس در لبنان که بوضوح با فشارهای ایران و سایر کشورهای منطقه بدست آمد مهمترین نشانه از پیشروی مذاکرات پشت پردهای دارد که هفته پیش در پاکستان پس از یک روز بدون حصول نتیجه به پایان رسید.
ترامپ نیز اگرچه مواضع بسیاری بصورت مداوم اتخاذ میکند اما بتازگی اعلام کرده است که ایران قویا پذیرفته است که سلاح هستهای نداشته باشد تا این اختلاف اساسی در پیشبرد روند ترک تخاصم نیز به حل و فصل خود نزدیک شود.
اما فارغ از این نشانههای اخیر که امیدواری به رسیدن به یک توافق را افزایش داده است موارد دیگری وجود دارد که توجه به آنها میتواند چشمانداز واقعیتری از روند مناسبات ایران و آمریکا را ارائه کند.اگرچه نبردی ۴۰ روزه، بیامان و نفسگیر، هر دو طرف را به درکی واقعبینانه از توان و اراده یکدیگر نزدیک کرده است و این خود، بنیاد واقعی حرکت بسوی یک وضعیت جدید پیش رو است اما آنچه فوریت تاسیس وضع جدید را بیش از هر چیز دیگر بر طرفین تحمیل خواهد کرد، اقتصاد سیاسی جهان است که از هر سلاحی در این نزاع موثرتر ظاهر شده است.
ناامنی در تنگه هرمز تنها به موضوع انرژی محدود نمیشود و منابع غذایی جهان را نیز در تنگنای اساسی قرار داده است. بنحوی که در برخی از کشورها هشدار جیرهبندیهای غذایی در صورت استمرار وضعیت فعلی صادر شده است.
اتحادیه اروپا اعلام کرده است که تا دو هفته آینده سوخت جت در این منطقه به وضعیت بحرانی خود میرسد و بسیاری از شرکتهای مسافرتی با افزایشهای غیرمتعارف بلیطهای خود در حال از دست دادن مشتریان خود هستند.
بسیاری از شرکتها در دستیابی به گاز بعنوان انرژی مورد نیاز خود با مشکل جدی مواجه شدهاند و افزایش هزینه حمل و نقل بعنوان اصلیترین بحران انرژی که چیزی حدود ۵۰ درصد سبد تورمی در بیشتر نقاط جهان را بخود اختصاص میدهد میتواند به بزرگترین بحران دولتهای وقت بویژه در غرب جهان منجر شود.
بنابراین دولت ترامپ بطور قطع تحت فشاری جهانی جهت خاتمه این تجاوز نظامی است و این وضعیت به احتمال زیاد باید او را به سوی توافقی با دولت ایران وادار کند.
هرچند ترامپ بعنوان بازیگری غیرعادی با تحریکات رژیمی غیرعادی این پتانسل را دارد که چنین وضعیتی را نادیده بگیرد و یکبار دیگر به زورآزمایی خود در قبال ایران ادامه دهد اما تا بدینجا مجموع شواهد نشان از احتمال پایین چنین اقدامی میکند.





