مهستان؛ در تاریخ آوردهاند که در واقعه سی تیر ۱۳۳۱، سه گروه با هم درگیر بودند، ارتش با ابزار سرکوبش، مصدقیها که پیشران آنها دانشجویان حامی مصدق بودند و با شعار «زنده باد مصدق» به میدان آمده بودند و تودهایها که پیشرانشان دانشجویان هوادار حزب توده بودند که با شعار «مرگ بر شاه» به خیابان آمده بودند و همانطور که نیروی سرکوب با معترضان درگیر بود، در بین معترضان هم درگیری درونی در جریان بود.
حالا و بعد از گذشت ۷۳ سال، باز هم دانشگاه در شرایط مشابهی قرار دارد. در دو روز اخیر، بسیجیها از یک سو با معترضان درگیرند و در بین معترضان، سلطنتطلبان از یک سو طناب اعتراض را میکشند و جمهوریخواهان از سوی دیگر.
در وقایع دی گذشته، دانشگاهی که در شرایط نیمه تعطیل بود، با شعارهایی به اعتراضات واکنش نشان داد که باعث شد برخی از چهرههای شناخته شده جریان سلطنتطلب به نهاد دانشگاه حمله کنند، حملاتی کلامی و تهدیداتی خطاب به دانشگاه که البته در تاریخ جمهوری اسلامی، چندان ناآشنا نیست.
در دو روز اخیر و با بازگشایی مجدد دانشگاهها اما ورق دانشگاه، به نفع سلطنتطلبان برگشته و در نتیجه، این جریان حالا مشغول تعریف و تمجید از نهادیست که تا چند هفته پیش آن را مخرب قلمداد میکرد.
نکته قابل توجه این است که دانشگاه به عنوان محدودهای برای تجمع قشری از اقشار جامعه، به خودی خود، خالق ارزشی نیست و تنها مشتی است نمونه خروار جامعه، نمونهای البته همواره رادیکالتر.
این وضعیتیست که ما در جنبش مهسا هم شاهد آن بودیم، دانشگاه همراه معترضان خیابان بود اما با کنشهایی خلاقانه یا با شعارهایی که در ساختارشکنی، تا آن زمان نمونه نداشت!
در نتیجه، این نسبت طبیعیِ بین خیابان و دانشگاه است مگر نهادهایی مثل تشکلهای دانشجویی بتوانند ارزشی مازاد بر ارزشهای وقتِ کف جامعه، برای دانشگاه خلق کنند و شاید به همین دلیل است که امروز میبینیم، دانشگاه تهران که توانسته سنت تشکیلاتی خود را تا حدی حفظ کند، معادلاتی متفاوت نسبت به سایر دانشگاهها رقم میزند و وزنه جمهوریخواهی که مشخصاً طی این نزدیک به دو ماه در کف خیابان و نتیجتاً طی این دو روز، در بسیاری از دانشگاهها سبک بوده، در این دانشگاه سنگینتر است.
فارغ از اینکه کدام گرایش در دانشگاه دست بالا را دارد، حوادث دو روز اخیر دانشگاه نشان میدهد که جمهوری اسلامی عرصه عمومی را بیش از هر زمان دیگری از دست داده و البته شاید بتوان گفت، یک نسل از ایرانیان را هم باخته است و حتی اگر سرکوب، به تعلیق اعتراضات داخلی و توافق، به تعلیق تخاصم خارجی منجر شود، ادامه دادن در چنین شرایطی برای هیچ حکومتی به راحتی ممکن نیست، مگر تدبیری اندیشیده شود و تحویلی رخ دهد که تجربه نشان داده، محتمل به نظر نمیرسد.





