مهستان؛ ابوالحسن علیقارداشی: مستند «ترانه» حاوی نکاتی به شرح زیر است:
۱- ساخت مستند «ترانه» از جهاتی کمنظیر است. کارگردان ساکن آلمان است دور از دیار، دوست نزدیک ترانه علیدوستی و تجربه زندان و انفرادی داشته است. فیلمی را کارگردانی میکند درباره ترانه ساکن ایران. کارگردانی از راه دور. شرایط ساخت، مستند و گواهی است بر توان کمنظیر هنرمندان زن فعلی در شرایطی سخت. شاید کمتر فیلمی باشد که کارگردان و فیلمنامه در هم تنیده باشند و هر دو فریادی و صدایی را منعکس کنند که حاصل زخم درونی است. زخمی حاصل از شرایط سیاسی، زن بودن در نظامی پدرسالار بافته و ساختهی بورکراسی.
۲- نمیتوان از واژه نقش و بازسازی نقش در این فیلم استفاده کرد چرا که همانگونه که خود ترانه میگوید فیلم راوی صادقی است از آنچه در واقع بر ترانه گذشته است و میگذرد. جالب این است چون کارگردان مستقیم حضور ندارد این صداقت بلاواسطه می شود و انگار شرح خود زندگی ترانه است بدون دخل و تصرف. نوعی گفتگوی درونی با خود در معرض دوربینی مخفی.
۳- روایت ترانه علیدوستی از خود آنچنان روان و صادق و صمیمانه است که تماشاگر را همچون درامی تمامعیار با خود همراه میکند. با او خوشحال میشود، با او ناراحت میشود و با او نفرت را تجربه میکند و این قوت به دست نیامده است مگر به مدد روراستی ترانه با مخاطب و تصویرسازی کارگردان. خندههایی چنان صمیمی و چنان واقعی که تماشاگر را به وجد میآورد و شرح مصائبی که تماشاگر را سخت منقلب میکند بدون اینکه از تکنیکهای سینمایی و بازیگری خاصی استفاده کند.
۴- صداقت فیلم در بازگویی آرا سیاسی و جهاننگری ترانه (فمینیست بودن) بدون هیچگونه لکنتی و بدون هرگونه مبهمگویی تماشاگر را به احترامی عمیق دعوت میکند صرفنظر از هر گونه محاجه و مواجهه ایدئولوژیک با صاحبِ نظر.
۵- شرحی به غایت کوتاه از تاریخ مبارزات زنان ایران از زبان یکی از نمایندگان صادق و فعال و صاحب اندیشه، فیلم را از سطح روایت شخصی فراتر میبرد و بعدی تاریخی به آن میدهد.
۶- آشناییزدایی نگاه تماشاگر از زندگی شخصی سوپراستار و سلبریتیای چون ترانه. او مطابق با اندیشهاش زندگی میکند بدون هیچ گونه باجی به ساختار هنری و سیاسی مسلط.
نوع زندگی و شرح ترانه از مصائباش وی را خیلی شبیه ما میکند با همان دغدغهها و مشکلات حاکم بر زندگی روزمره. نگاه کنید که او چگونه خود را برای شرایط سخت آماده میکند و راههایی برای مواجهه با آن پیشبینی میکند. بعد از ممنوعالکار شدن از جانب حاکمیت و ممنوعیت خودخواسته، برای گذران زندگی رو به ترجمه می آورد و راههای جدیدی برای اداره زندگی مستقل خود پیدا می کند.





