تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: حسینعلی منتظری، اسم رمز مبارزه بی‌پایان
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > سیاست ایران > حسینعلی منتظری، اسم رمز مبارزه بی‌پایان
سیاست ایران

حسینعلی منتظری، اسم رمز مبارزه بی‌پایان

۲۹ آذر ۱۴۰۴
Share
سالگرد درگذشت فقیه بزرگوار آیت الله منتظری
SHARE

مهستان؛ بیست‌ونهم آذر ۱۳۸۸، در کشاکش یکی از سیاسی‌ترین جنبش‌های تاریخ ایران، شهر قم شاهد یکی از باشکوه‌ترین تشییع‌جنازه‌های تاریخ ایران بود. تشییع‌جنازه مرجعی دینی که نه فقط مقلدان دینی او، بلکه دوستاران منش و روش سیاسی او را در آن روز و آن ساعات، در آن شهر مذهبی گرد هم جمع کرده بود.

حسینعلی منتظری متولد اول مهر ماه ۱۳۰۱ در نجف‌آباد بود، شهری که امروز بیش از هرچیز با نام او شناخته می‌شود. از هفت سالگی درس دین خواند و به همین منظور، از نجف‌آباد به اصفهان و بعد به قم رفت. ۱۹ ساله بود که مهم‌ترین دوست دوران زندگی خود، یعنی مرتضی مطهری را در حوزه پیدا کرد، رفقایی هم بحث و هم حجره که در کلاس‌های مهم‌ترین استادشان، آیت‌الله روح‌الله خمینی، مسیر آینده زندگیشان را هم پیدا کردند. منتظری مرید استادش بود، به نحوی که از پس درگذشت آیت‌الله بروجردی، او را مرجع اعلم می‌دانست و از همین رو، وقتی در ۱۳۴۲ آیت‌الله خمینی بازداشت شد، منتظری خلاف بسیاری از روحانیون سنتی حوزه، کلید مبارزه را زد و مردم اصفهان و نجف‌آباد را به اعتصاب دعوت کرد و نتیجه این کنش، اولین بازداشت توسط ساواک بود.

اولین بازداشت، طولی نکشید اما از این تاریخ تا روز انقلاب، او بیش از این که در خانه‌اش گذران زندگی کند، زندگی را در زندان‌ها گذراند. با تبعید روح‌الله خمینی، دومین بازداشت منتظری معترض هم فرا رسید، این‌بار به همراه پسرش، محمد. چندماهی در حبس بود و بعد، وقتی برای دیدار با مرادش به نجف رفته بود، در راه برگشت و در پاسگاه مرزی بازداشت شد. این‌بار در ۱۳۴۶. چند ماه زندان، چند ماه تبعید در مسجد سلیمان و دوباره زندان، این‌بار سه سال و در قزل قلعه.

این دور از زندان در ۱۳۴۹ به پایان رسید، و حالا او اجازه ورود به قم را نداشت. به نجف‌آباد برگشته بود تا در داغ مادر، سوگواری کند. پسرش اما از مرز پاکستان خارج شده بود و از پس خروج، دیگر می‌شد از مبارزه فلسطینیان علیه اسرائیلی‌ها تا مراسم اعتراضی از پس درگذشت علی شریعتی در انگلیس، رد پای محمد منتظری را دید.

پسر خارج از مرز، ماجراجویانه مبارزه می‌کرد و پدر، به هر منزل که ساکن می‌شد، آن‌جا را به محل گردهمایی اسلامگرایان معترض بدل می‌کرد. ساواک از نجف‌آباد به طبس، از طبس به خلخال و از خلخال به سقز می‌فرستادش تا بلکه دست از میزبانی سیاسیون معترض بردارد. او اما دست‌بردار نبود. حتی تجارب تبعید، چشم‌اندازهای جدیدی پیش چشمش باز می‌کرد، به طور مثال، تجربه زندگی در سقز، ایده راه‌اندازی هفته وحدت بین شیعه و سنی را برای او خلق کرد.

ساواک در ۱۳۵۴، مجازات تبعید را برای حسینعلی منتظری کارساز ندانست و او را به ده‌سال زندان محکوم کرد. او تا روز انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در زندان بود، زندانی که او را بیش از پیش به آیت‌الله محمود طالقانی نزدیک کرد. دو دوستی که وقتی در آستانه انقلاب از زندان آزاد شدند و به قم رفتند، با استقبال پرشور مردم مواجه شدند تا مشخص شود، به صفت شخصی، چه پایگاه اجتماعی گسترده‌ای برای خود دست‌وپا کرده‌اند.

روزهای پیش از انقلاب، برای او با سفر به پاریس و دیدار با استاد و حالا رهبر انقلابش، بعد، برگشت به ایران به همراه پسرش و بعد، تحصن در دانشگاه تهران در اعتراض به قصد شاپور بختیار مبنی بر جلوگیری از بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران، همراه بود.

وقتی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، رهبر انقلاب به ایران برگشت، حسینعلی منتظری در فرودگاه منتظر او بود. محمد، پسر او که حالا یک چریک زبده بود هم یکی از محافظان اصلی آیت‌الله خمینی در ورود به ایران شده بود.

۲۲ بهمن که آمد، انقلاب منتظری پیروز شده بود و او، بی‌آنکه بداند چه مسیر پرپیچ‌وخم و پراز سختی و البته یگانه‌ای در انتظار اوست، سرخوش از پیروزی انقلاب، در قامت عضو شورای انقلاب و بعد، در هییت ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی، جولان می‌داد. او حالا از ستون‌های اصلی نظام برآمده از انقلاب بود. در مجلس خبرگان قانون اساسی، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف زندگی او از راه رسید. زمانی که پیش‌نویس قانون اساسیِ مورد تأیید شورای انقلاب و شخص رهبری انقلاب، به این مجلس آمد و او که از تئوریسین‌های اصل ولایت فقیه بود اعلام کرد: «آقایان مطمئن باشند ما آن قانون اساسی را که در آن مسئله ولایت فقیه و مسئله اینکه تمام قوانین بر اساس کتاب و سنت نباشد، اصلا اینجا تصویب نخواهیم کرد.»

اصل ولایت فقیه با رای و نظر منتظری که تئوریسین این اصل بود، وارد قانون اساسی شد اما کوران حوادث باعث شد که او، حداقل دو بار در این تئوری خود، تجدید نظر کند. او بار اول در ۱۳۶۴ و پیش از آغاز طوفان بزرگِ زندگی سیاسی‌اش، تغییر عقیده داد و اصل «ولایت فقه انتخابی» را به جای اصل «ولایت فقیه انتصابی» مطرح کرد. بار دوم، سال ۱۳۷۵ بود، وقتی او در نقطه‌ای از سیاست ایستاده بود که در روزهای انقلاب برای هیچ کس قابل پیش‌بینی نبود.

او طی نظریه‌ای جدید، به جای اصل تفکیک قوا، اصل تمرکز قوا را مطرح کرد و اعلام کرد به جای اصل ولایت فقیه هم باید به سراغ نظارت فقیه برویم.

حسینعلی منتظری تا روزی که به این تغییر نظرها برسد، فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرد و البته بسیار هم متأثر بود از حواشی پسرش، محمد و البته برادر دامادش، مهدی هاشمی. محمد که از پایه گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، از روز اول انقلاب بنای به ناسازگاری با دولت موقت مهندس مهدی بازرگان گذاشت و بعد هم با بنی‌صدر مخالفت کرد و با همین مخالف‌خوانی‌ها بود که مردمان نجف‌آباد او را به عنوان یک نماینده پر سروصدا به مجلس شورای اسلامی فرستادند.

حسینعلی منتظری اما از فضای پرچالش پسرش ارتفاع گرفته بود. او که پیش از انقلاب برای دو بار به عنوان وصی آیت‌الله خمینی انتخاب شده بود، با فوت آیت‌الله طالقانی به عنوان امام جمعه تهران هم انتخاب شد و البته شاید اولین بارقه‌های اختلاف همین‌جا ظهور کرد، زمانی که منتظری پس از چند ماه، از این حکم رهبر انقلاب سرباز زد و از جایگاه امامت جمعه تهران کنار رفت و توصیه کرد این جایگاه را به آقای خامنه‌ای بدهند. کنار کشیدن او از حکم رهبر انقلاب ولی در آن برهه خللی در رابطه بین این دو نفر ایجاد نکرد، کمااینکه می‌بینیم در ۱۳۶۱، رهبر انقلاب به فرزند خود، سید احمد خمینی نامه‌ای می‌نویسد و باز هم تأکید می‌کند که وصی او، حسینعلی منتظری‌ست. نامه‌ای که بسیاری آن را دلیل حسد بردن سید احمد خمینی به حسینعلی منتظری می‌دانند و در حوادثی که در ادامه رخ داد، این حسادت را بی‌تأثیر نمی‌دانند.

سید احمد خمینی به حسینعلی منتظری حسادت می‌کرد یا نه، تأثیر بر علاقه آیت‌الله خمینی به منتظری نداشت. او کماکان منتظری را در صدر می‌نشاند؛ اختیار تعیین اعضای شورای عالی قضا را به او داد، احراز مقام اجتهاد و صلاحیت و نصب قضات را هم به منتظری سپرد، حتی در برخی مسائل فقهی، از جمله تعزیرات یا بحث حکم مفسد فی‌الأرض، قضات را به پیروی از فتاوی منتظری توصیه کرد.

توجه ویژه رهبر انقلاب به حسینعلی منتظری در حالی بود که زندگی منتظری، تحت تأثیر بمب‌گذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰ قرار گرفته بود، چرا که پسرش، محمد، در این حادثه تروریستی از بین رفته بود. واکنش منتظری به از دست رفتن پسرش اما از جنس انتقام نبود. رویکرد او نسبت به زندانیان سیاسی و عقیدتی، با عموم زندان‌بانان و تصمیم‌گیران قضایی جمهوری اسلامی متفاوت بود و شاید اولین نشانه‌های تفاوت «او» با «نظام او»، همینجا عیان شد. در یک نمونه، دستور تخفیف مجازات نوشین نفیسی، رئیس‌سازمان کمونیستی پیکار، باعث شد تا اسدالله لاجوردی، دادستان انقلاب مجبور به کنارگیری از سمت خود شده و بگوید: «خدایا تو شاهدی وقتی که این تبعیض را در جمهوری اسلامی دیدم از تو مرگم را خواستم.» اشاره لاجوردی به تبعیض، به سبب رفاقت پدر نوشین نفیسی با حسینعلی منتظری بود، اگرچه رویکرد منتظری در بسیاری از پرونده‌های دیگر گویای این است که او، اساساً با رویکرد خون‌بار امثال لاجوردی موافق نبود.

کماکان تفاوت رویکرد منتظری با انقلابیون در موضوع «خشونت» خدشه‌ای به جایگاهش وارد نمی‌کرد، کمااینکه در ۲۵ تیر ۱۳۶۴، او با وجود مخالفت خود، توسط مجلس خبرنگان به سمت قائم‌مقام رهبری منصوب شد. جایگاهی که در قانون پیش‌بینی نشده بود و گویی این جایگاه با او خلق شد و با او هم از بین رفت. اما این جایگاه چطور از بین رفت؟

رسیدن منتظری به جایگاه قائم‌مقامی رهبری، دشمنی‌ها با او را به اوج رسانده بود و خیل مخالفانش روز به روز گسترده‌تر می‌شد. از محمد محمدی ری‌شهری وزیر اطلاعات که با این استاد سابقش زاویه داشت تا سید احمد خمینی که در جزوه‌ای به نام رنجنامه، به شدت از منتظری انتقاد کرده بود. اما اقدام عملی علیه شخص دوم نظام، مستلزم یک دستاویز بود، دستاوزیزی که با موضوع مهدی هاشمی، به دست آمد.

مهدی هاشمی، برادر داماد حسینعلی منتظری، از چریک‌های پیش از انقلاب بود. در قهدریجانِ اصفهان گروهی تشکیل داده بود و مهم‌ترین اقدام انقلابی او هم ترور سید ابوالحسن شمس‌آبادی، روحانی مخالف منتظری و آیت‌الله خمینی بود. او بعد از انقلاب به سمت نمایندگی دادستان کل کشور و مسئولیت نهضت‌های آزادی‌بخش سپاه پاسداران رسیده بود و از چهره‌های شناخته شده انقلاب بود. اما با رسیدن حسینعلی منتظری به قائم‌مقامی رهبری، انقلابیونی که در استفاده از ابزار خشونت، هیچ کم نمی‌گذاشتند، به ناگاه به یاد خشونت خون‌بار مهدی هاشمی در قبال آیت‌الله شمس‌آبادی افتادند و نه تنها پرونده این جنایت را گشودند، بلکه نام خیابانی در اصفهان را گذاشتند: «آیت‌الله شمس‌آبادی»!

اما داستان مهدی هاشمی با رسوایی مک‌فارلین، وارد فاز جدیدی شد. خرداد ۱۳۶۵، در کوران جنگ ایران و عراق، توافقی مخفیانه بین آمریکای به گفته انقلابیون، «جهان‌خوار» با جمهوری اسلامیِ ضدامپرالیسم شکل گرفت. همه‌چیز مخفیانه پیش می‌رفت که مهدی هاشمی از واقعه باخبر شد و داستان را به نشریه الشراع لبنان، لو داد و نتیجه چه شد؟ رهبر انقلاب که روزی در پاسخ به انتقادات به منتظری، طی نامه‌ای سرگشاده، جایگاه حسینعلی منتظری را ستوده بود و رای دو میلیونی ساکنان تهران به او در انتخابات خبرگان قانون اساسی را هم تاییدی بر این جایگاه دانسته بود، حالا نامه‌ای انتقادی به منتظری نوشت. کمی بعد، موج بازداشت‌های اطرافیان بیت حسینعلی منتظری آغاز شد و مهدی هاشمی هم یکی از آن‌ها بود. مهدی هاشمی برای اعتراف تلویزیونی جلوی دوربین آمد، محکوم به اعدام شد و علی‌رغم تعطیلی اعتراضی کلاس‌های درس آیت‌الله منتظری و نامه‌های اعتراضی او به سید احمد خمینی، مهدی هاشمی اعدام شد تا مشخص شود، سنبه مخالفان نفر دوم نظام، بسیار پر زور است.

مهدی هاشمی اعدام شد و بیت منتظری، لطمی جدی دید اما این اقدامات و حتی پروپاگاندای گسترده علیه او و ساده‌لوح خواندنش در میان جامعه هم نتوانست جایگاه او به عنوان نفر دوم را از او بگیرد. او کماکان در جایگاهی بود که دیر یا زود، به عنوان رهبر انقلاب، تبدیل به نفر اول نظامی می‌شد. با این حال، گویی تقدیر برای او جایگاه دیگری در نظر گرفته بود. به تابستان ۱۳۶۷ که رسیدیم، واقعه اعدام گسترده مجاهدین خلق و همینطور زندانیان چپ‌گرا از راه رسید، واقعه‌ای که با اعتراض شدید منتظری همراه شد. او طی نامه‌ای به این وضعیت اعتراض کرد. در واقع او، به اعدام کسانی اعتراض می‌کرد که پسرش را کشته بودند. حتی دیدار تیمی چهارنفره از تصمیم‌گیرانِ این اعدام‌ها با حسینعلی منتظری هم نظر او را تغییر نداد و در فایلی صوتی که در ۱۳۹۵، هفت سال بعد از درگذشت منتظری، منتشر شد، می‌شنویم که او، چطور به سختی با تصمیم این تصمیم‌گیران مخالفت می‌کند. جایی از این فایل صوتی، حسینعلی منتظری می‌گوید: «همه رفقای ما با نوشتن نامه به امام مخالف بودند ولی من دیدم جواب ندارم روز قیامت؛ وظیفه من است به امام تذکر بدهم.»

نتیجه اعتراض منتظری، اعتراضی که رادیو بی‌بی‌سی آن را علنی کرد، نامه عزل او در ششم فروردین ۱۳۶۸ بود. نامه‌ای که در آن رهبر انقلاب با لحنی تند، منتظری را ساده‌لوح خوانده بود، او را از حضور در هر جایگاه سیاسی منع کرده بود و خطاب به او نوشته بود: «برای اینکه در قعر جهنم نسوزید، خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمک‌تان کند.»

حسینعلی منتظری بعدها در مصاحبه‌ای گفت: «برخی آقایان با توجه به وخامت وضعیت جسمانی مرحوم امام به من گفتند شما مدتی صبر کنید و اعتراض نکنید تا رهبر شوید اما من در پاسخ گفتم یک عده به ناحق کشته شوند تا من رهبر شوم؟ هیچ وقت نمی‌خواهم رهبر شوم.» و او که می‌توانست با چند ماه سکوت، تبدیل به رهبر شود، تصمیم گرفت در برابر آن‌چه غلط می‌دانست، سکوت نکند، هرچند به قیمت کنار گذاشته شدنش از نظامی که مال خود می‌دانست، تمام شود.

از پس عزل، عکس‌های منتظری پایین کشیده شد، خیابان‌هایی که به نام او بود، تغییر نام داد، عکس و اسمش از کتب درسی حذف شد، حتی رساله‌های او از بازار جمع‌آوری شد و حالا او، به یکی از مهم‌ترین امیدواری‌های منتقدان، و البته به مهم‌ترین هدف هجمه‌های تندروهای نظام تبدیل شده بود.

اولین حمله تندروها به او، همان سال ۱۳۶۸ از راه رسید، وقتی او به سیاست‌های اقتصادی بعد از جنگ اعتراض کرد و در نتیجه، برای اولین بار به دفتر او حمله شد. حمله بعدی اما بسیار گسترده‌تر بود، حمله‌ای که ۱۳۷۱ از راه رسید، زمانی که منتظری به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب سخنرانی کرد و از جو ارعاب و وحشت حاکم سخن گفت و به ماجرای برخورد با یکی از فرماندهان جنگِ نزدیک به خود، یعنی حاج داوود کریمی پرداخت. نتیجه این سخنرانی، ابتدا حمله به دفتر او بود، سپس حمله به کلاس درس او و کتک زدن شاگردانش و نهایتاً هجوم شبانه بیش از هزار نفره به خانه و دفتر و حسینه و تخریب آن‌ها با جرثقیل و غارت آرشیو و خیلی از أموال دفترش.

سال ۱۳۷۳، اقدام بعدی از راه رسید. حسینعلی منتظری با اعلام مرجعیت دومین رهبر جمهوری اسلامی مخالفت کرده بود و نتیجتاً جوی از سوی برخی روحانیون به قصد لغو مرجعیت آیت‌الله منتظری به راه افتاد، جوی که نتیجه‌ش، باز هم حمله به کلاس درس منتظری و کتک زدن شاگردانش بود.

سال ۱۳۷۶، سال پیروزی کاندیدای ریاست‌جمهوری مورد حمایت حسینعلی منتظری در انتخابات بود و نتیجه این پیروزی، تند شدن آتش انتقادات او از نظام بود. واکنش ساختار سیاسی به این انتقادات، دور جدید حملات به خانه و دفتر و کلاس درس او، تبدیل حسینه او به یک مخروبه و نهایتاً به حصر فرستادنش بود.

آیت‌الله منتظری برای پنج سال در حصر بود، حصری که البته نتوانست جلوی کنشگری او را بگیرد. او نسبت به قتل‌های زنجیره‌ای واکنش نشان داد، در واکنش به ترور سعید حجاریان بیانیه صادر کرد، به نظارت استصوابی اعتراض کرد، بیانیه‌ای در واکنش به ۱۸ تیر ۱۳۷۸ صادر کرد و درباره بازداشت نیروهای ملی-مذهبی هم موضع اعتراضی گرفت.

منتظری از پس حصر هم به فعالیت‌هایش ادامه داد و اوج این فعالیت‌ها، حمایت از میرحسین موسوی در انتخابات ۱۳۸۸ بود و بعد، حمایت از جنبش اعتراضی سبز. نام او و البته آیت‌الله یوسف صانعی در شعارهای مروبوط به این جنبش بارها تکرار شد و بسیاری او را رهبر معنوی جنبش سبز می‌دانستند و این، آخرین برگ زندگی پر از مبارزه او بود، پیش از اینکه در ۲۹ آذر ۱۳۸۸، چهره در نقاب خاک بکشد. از پس درگذشت منتظری، تشیع‌جنازه او هم به یک رویداد سیاسی و اعتراضی تبدیل شد تا در تاریخ بنویسند؛ منتظری مُرد اما مشی و مرام مبارزاتی او، نه.

TAGGED:حسینعلی منتظری
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی خاطرات حسن روحانی؛ یک پیشنهاد مشکوک
Next Article روابط ناپایدار بین‌الملل و سودای هسته‌ای ژاپن
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

از کمک خیریه تا مطالبه‌گری اجتماعی؛ جامعه مدنی چه مسیری را طی می‌کند؟
جامعه مدنی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
سخنرانی روبیو
روبیو و ذبح واقعیت «رئال‌پلیتیک باستان»؛ تلاش برای مشروعیت بخشی به جنگ تجاوزکارانه
تیتر سیاست خارجی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
رویدادی برای کاستن فاصله متن و صحنه
فرهنگی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
روز جهانی سلامت روان؛ تاب‌آوری بدون مراقبت از روان کامل نمی‌شود
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
چرا حماس وضع موجود را خطرناک‌تر از قمار ۷ اکتبر می‌دانست؟
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
نامه سرگشاده رحمت‌اله بیگدلی به محسن اراکی عضو مجلس خبرگان، در نقد تعریض وی به قرآن و نهج‌البلاغه خواندن پزشکیان
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش سوم)
پنجره
۲۰ مهر ۱۴۰۵
آش ایرانی؛ قصه شکر مازندران و شکر هندوستان
فرهنگی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
۱۵ روز تا انتخابات اسرائیل؛ اپوزیسیون دست نتانیاهو را بالا می‌برد
سیاست خارجی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
روس‌ها و میانجیگری در جنگ ایران و آمریکا؛ رابطه سمی شاید منافع راهبردی را  تامین کند!
سیاست خارجی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
صهیوپهلویسم
صهیوپهلویسم، آتن، پرسپولیس و اورشلیم!‏
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
رادیکالیسم و جنبشهای اجتماعی
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه میانی خوزستان
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
عملگرایی اخلاقی
در ستایشِ عمل‌گرایی اخلاقی؛ نگاهی به تجربه‌ی زیسته‌ی سید مصطفی تاج‌زاده
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
از توماس جفرسون تا مارکو روبیو؛ آمریکا به نزاع تمدن‌ها چطور می‌نگرد؟
سیاست خارجی
۲۰ مهر ۱۴۰۵
از بالفور تا روبیو؛ درس‌های سخنرانی اکروپلیس برای ایران امروز
سیاست خارجی
۱۹ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش دوم)
پنجره
۱۸ مهر ۱۴۰۵
شجریان، یکی بود!
فرهنگی
۱۷ مهر ۱۴۰۵
روابط ناپایدار نسل Z؛ از آشنایی تا ناپدید شدن و زخم‌های عاطفی
فرهنگی
۱۷ مهر ۱۴۰۵
ارنستو چگوارا
ارنستو چه‌گوارا؛ حرکت به سمت کوبا و شروع انقلاب مسلحانه
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • از کمک خیریه تا مطالبه‌گری اجتماعی؛ جامعه مدنی چه مسیری را طی می‌کند؟
  • روبیو و ذبح واقعیت «رئال‌پلیتیک باستان»؛ تلاش برای مشروعیت بخشی به جنگ تجاوزکارانه
  • رویدادی برای کاستن فاصله متن و صحنه
  • روز جهانی سلامت روان؛ تاب‌آوری بدون مراقبت از روان کامل نمی‌شود
  • چرا حماس وضع موجود را خطرناک‌تر از قمار ۷ اکتبر می‌دانست؟

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

حسن روحانی و مسعود پزشکیان در مقابل در نهاد ریاست جمهوری
سیاست ایران

مزایا و معایب فعال شدن حسن روحانی در فضای سیاسی

مهستان؛ شیخ حسن روحانی این روزها در عرصه سیاسی فعال‌تر از قبل است. شکست نهایی برجام و فعال شدن مکانیزم…

3 Min Read
سیاست ایران

به نام زن، زندگی، آزادی

مهستان؛ سجاد شجاعی: چهار سال از شروع جنبشی گذشت که شاید بتوان آن‌ را بزرگترین انقلاب اجتماعی و فرهنگی در…

3 Min Read
سیاست ایران

علی شریعتی و دین‌ورزی ایدئولوژیک

مهستان؛ ابوالحسن علی‌قارداشی: بی‌گمان علی شریعتی از تاثیر‌گذارترین روشنفکران دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی در سپهر سیاسی و فرهنگی ایران…

4 Min Read
سیاست ایران

زندانی کردن رسایی رویکرد موفقی برای کنترل تندروی نیست

مهستان؛ حسین نورانی نژاد قائم مقام دبیرکل اتحاد ملت در گفتگو با سایت خبری اخبار مهستان درباره حکم صادرشده برای…

4 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: حسینعلی منتظری، اسم رمز مبارزه بی‌پایان
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?