مهستان؛ اینکه این دانش یک دانش مولد نیست از ملاحظه نخستین فلسفه پردازان آشکار میشود. زیرا انسانها از آغاز از راه شگفتی یا حیرت تفلسف آغاز کردند و میکنند.
نخست درباره دشواریهای فرارویشان شگفتی میکردند؛ سپس اندک اندک پیش میرفتند و پیرامون مسائل بزرگتر پرسش میکردند؛ مثلاً درباره تغییرات ماه و درباره خورشید و ستارگان و سپس درباره پیدایش کل جهان.
کسی که دچار حیرت (بیراهگی) است و شگفتی میکند، خود را نادان میانگارد. از اینجاست که حتی دوستدار اساطیر نیز به یک معنا فیلسوف است زیرا اسطوره نیز از چیزهای شگفت انگیز بر هم نهاده میشود.
بدین سان چون انسانها برای گریز از نادانی تفلسف میکنند، آشکار است که به خاطر خود معرفت به دنبال دانش بودهاند و نه به خاطر یک هدف سودمند. جریان رویدادها خود گواه بر این است.
پس آشکار است که ما به خاطر هیچ گونه سود دیگری در جستجوی این شناخت نیستیم بلکه همان گونه که میگوییم آن انسانی آزاد است که به خاطر خودش و نه به خاطر دیگری زندگی میکند، به همان گونه نیز این دانش را یگانه دانش آزاد مینامیم زیرا تنها این دانش است که به خاطر خودش وجود دارد.
#فلسفه_آخرشب
ارسطو؛ خراسانی





