مهستان؛ دور از واقعیت نخواهد بود اگر اذعان کنیم که جمهوری اسلامی ایران تا پیش از حمله ۷ اکتبر تقریبا قدرت بالادست در منطقه محسوب میگردید، به نحوی که دولت در عراق بدون تایید تهران نمیتوانست تداوم خود را حفظ کند، بشار اسد در سوریه با حمایت دولت ایران خود را حفظ کرده بود، حزبالله در لبنان بعنوان قدرت بازدارنده اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه و پس از آن، در ساختار دولت لبنان به نفوذهای تعیین کنندهای دست یافته بود، در یمن حوثیها عملا و علنا خود را وامدار جمهوری اسلامی میدانستند.
نتانیاهو در توصیف این وضعیت اگرچه به شکل اغراقآمیزی عنوان کرده بود که بزرگترین کابوس او امپراطوری ایران است که مشخصا اشاره او به همین نفوذ تهران در کشورهای منطقه و در همسایگی اسرائیل بوده است و احتمالا چنانکه بارها هم گفته شده، آنها بدنبال از بین بردن حلقه آتشی بودند که توسط جمهوری اسلامی، آنها را احاطه کرده بود.
۷ اکتبر با هر برنامه و انگیزهای که انجام شد، بنظر میرسد موقعیت را برای آنها مهیا کرد تا دستان دشمن قسمخورده خود را از دور تا دور آنها کوتاه کند.
و امروز پس از تمامی اتفاقاتی که رقم خورده است و بدون تردید به تضعیف جدی محور مقاومت منجر گردیده، یکی از شروط اصلی دولتهای غربی برای مذاکره و توافق دست کشیدن تهران از نیروهایی است که دست کم دو دهه بخش مهمی از پتانسیلهای نظامی و اقتصادی ایران صرف آنها شده است.
اما آیا جمهوری اسلامی به چنین خواستهای تن خواهد داد؟
بیشتر بخوانید: انتخابات عراق؛ مشارکت اندک، هزارتوی احزاب و سایه تحریم صدر!
آنچه از موضعگیریهای مقامات ارشد در تهران شنیده میشود تنها این نکته را متبادر میکند که جبهه مقاومت به اندازه توان موشکی برای آنها حائز اهمیت است.
چنانکه عراقچی امروز در مجلس گفته است ما در این برهه در هیئت وزارت خارجه جبهه مقاومت ظاهر شدهایم ( و نه صرفا وزارت خارجه جمهوری اسلامی) و همچنان از اقتدار این جبهه حمایت خواهیم کرد.
لاریجانی هم عنوان کرده است که به هیچوجه در برابر تهدیدات آمریکا کوتاه نخواهیم آمد و تنها کلید حل این موضوع تغییر رویکرد آنها از استیلاطلبی به رویکرد احترام به استقلال ملتهاست.
با توجه به این نکات در کنار تاکید عراقچی بر نزدیکی به کشورهای چین و روسیه و حمایت از نهادهای بینالمللی غیرغربی همچون شانگهای و بریکس، میتوان نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی همچنان که لاریجانی و عراقچی گفتهاند بنای تغییر رفتار خارجی خود در مواجهه با آمریکا را نخواهد داشت و در پیش گرفتن این رویه از دو حالت خارج نیست.
یا جنگی دوباره با آمریکا و اسرائیل را ولو در آیندهای نامعلوم ناگزیر میدانند و یا آنکه بر این باورند در رویکردی شرقگرایانه میتوانند در نهایت غرب را به پذیرش جمهوری اسلامی آنچنان که تابحال بوده است، مجبور کنند؛ جمهوری اسلامی با وزارت خارجهای به وسعت جبهه مقاومت!





