مهستان؛ وضعیت منطقه به قدری در هم پیچیده شده است که به احتمال قوی خود رهبران کشورها هم از سنجش تحولات کوتاه مدت عاجز باشند.
پس از دو سال جنگ پیاپی با نقطه کانونی آن در سرزمینهای فلسطین و ماشین خاموش نشدنی آن از سوی اسرائیل که اوج آن به جنگ دوازده روزه با ایران کشیده شد، با اعلام آتشبس در اجلاس شرمالشیخ، کمی از التهاب آن کاسته شده اما جنگ لفظی و شاخ و شانه کشیدنهای دول متخاصم همچنان پر افت و خیز ادامه دارد.
برخی همچنان منتظر آناند تا وضعیت توقف جنگ (و نه حتی آتشبس) بین اسرائیل و ایران منجر به جنگ بعدی بشود تا این ترک تخاصم شکننده در نهایت با برتری آشکار یکی از طرفین به موازنهای پایدار بسود برنده مبدل گردد.
همین ایجاد انتظار مزبور، وضعیت روانی اجتماعی در ایران را نیز متاثر کرده و جامعه را در التهاب جنگی دوباره با آثار زیانبار خود نگه داشته است.
اما آیا ما بسوی جنگ دوم با اسرائیل نزدیک میشویم یا آنکه دست کم در کوتاهمدت (حدود دو الی سه سال) وضعیت ترک تخاصم پابرجا میماند؟
آنچه مشخص است دولت جمهوری اسلامی آغازگر جنگ نخواهد بود. از سوی اسرائیل چطور؟ آنها نیز اگرچه جنگ پیشین را جنگی ناتمام قلمداد میکنند اما واقعیتهای عینی و مادی تا اطلاع ثانوی آنها را نیز از شروع جنگی دوباره باز میدارد.
معاون مالی پیشین ستادکل ارتش اسرائیل در مصاحبهای گفته است:
«هزینه عملیات درگیری با ایران ۲۰ میلیارد شِکِل بود. هر یک روز در این عملیات ۱.۷ میلیارد شِکِل هزینه داشت. یعنی ۱۰ برابر عملیات لبه پرتگاه و حدوداً ۶ برابر میانگین هر روز در جنگ شمشیرهای آهنین. این مبلغ روزانه تقریباً مشابه یا بیشتر از کل بودجه کشور است! یعنی بیشتر از بودجه روزانه کل کشور است، که شامل همه هزینههای اداره کشور است. کشور دیگر نمیتواند از پول خودش چیزی بدهد و بدهکار شده است.»
چنین هزینه سنگینی برای دولت اسرائیل بدون شک نمیتواند از حدود جنگهای چند روزه فراتر رود و بعید است که بتوانند در چند روز تکلیف جنگ بعدی را روشن کنند.
در کنار هزینه مالی، تابآوری سرزمینی و جمعیتی اسرائیل است که در جنگ اول نشان داده شد در برابر حمله موشکی ایران آسیبپذیر است و مادامی که اسرائیل به درجه اطمینان بالایی از وضعیت پدافندی خود نرسد دست به اقدامی تازه نخواهد زد که البته چنانکه در رسانههای متعدد آمریکایی اعلام شده است ۲۵ درصد ذخایر موشکی تاد آمریکا در جنگ دوازده روزه مصرف شده و با توجه به اینکه موثرترین سامانه پدافندی اسرائیل نیز محسوب میشود و در عین حال تولید سالانه این نوع از موشکها چیزی بیش از ۸ الی ۱۲ عدد نبوده، از نظر پدافندی هم شروع جنگ تازه برای اسرائیل فعلا امری توجیهپذیر نخواهد بود.
بنابراین این جنگ از سوی اسرائیل از جنبههای اقتصادی، نظامی، سرزمینی و جمعیتی در حال حاضر از هیچگونه توجیهی برخوردار نخواهد بود.
بدون شک عوامل مهم دیگری در تکمیل این تحلیل باید ملاحظه گردد همچون موافقت آمریکا برای آغاز این جنگ و سیاستهای دولت ترامپ در خاورمیانه خود جای تحلیل جداگانهای میطلبد.
اما از سوی ایران نیز تحلیل وضعیت نیروهای منسوب به محور مقاومت مولفهی مهمی محسوب میگردد که در حال حاضر اگرچه نه تعیینکننده ولی میتواند موثر افتد. همچنان که اسرائیل ضرب نظامی خود را بر این نیروها بکار گرفته است و مواضع حزبالله بشکل مداوم بمباران میشود.
اینکه این زد و خوردهای مقطعی منجر به درگیری همهجانبه با اسرائیل بشود، در لبنان و عراق در حال حاضر از هرجای دیگری محمتلتر است.
در نهایت ذکر این نکته ضروری است که آنچه به عنوان اطلاعات مالی و نظامی ارائه میشود چیزی است که در رسانهها بیان شده است و هر آینه میتواند تماما برای فریب دوباره دولتمردان در ایران بکار گرفته شده باشد.





